مقدمه و اهداف
1-1- مقدمه
کشاورزي ارگانیک 1یا کشاورزي زیستی، نوعی کشاورزي است که در این روش تولید و فرآوري محصولات کشاورزی از کودهاي شیمیایی، سموم، هورمون‌‌ها و تغییرات و دستکاري هاي ژنتیکی استفاده نشود و در همه مراحل تقویت زمین، کاشت و برداشت از نهاده‌‌‌‍‎‏‏‏هاي طبیعی همچون کود ‌زیستی، کمپوست‌ها، حشرات‌‏ سودمند، میکروارگانیسم‌های سودمند استفاده شود. کشاورزي ارگانیک سیستمی تولیدي است که سلامت خاك، اکوسیستم‌ها و انسان را پایدار می سازد و بر فرآیند بوم شناسانه، تنوع زیستی و چرخه‌هاي سازگار با شرایط محلی تکیه دارد. در چند دهه اخير، مصرف سموم شيميايي در اراضي کشاورزي موجب بروز معضلات زيست محيطي متعددی از جمله آلودگي منابع آب، کاهش ميزان حاصلخيزي خاک و در نتیجه کاهش کيفيت محصولات کشاورزي گرديده است. سیاست کشاورزی پایدار و توسعه پایدار کشاورزی، متخصصین را بر آن داشته است که هر چه بیشتر از موجودات زنده در خاک در جهت تأمین نیازهای غذایی گیاه کمک بگیرند و بدین ترتیب تولید کودهای زیستی آغاز شد. نخستین کود زیستی در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا با نام تجاری نیتراژین2 مورد استفاده قرار گرفت و از آن تاریخ به بعد تولید سایر کودهای بیولوژیک آغاز شد (ملکوتی، 1378). کودهای زیستی مواد نگهدارندۀ میکروارگانیسم‌های سودمند خاک می‌باشند. با توجه به نوع میکروارگانیسم‌ها چند دسته بندی کودهای زیستی وجود دارد: ۱- میکروارگانیسم‌های سودمند، ۲- کودهای زیستی باکتریایی3، ۳- کودهای زیستی قارچی ۴- کودهای زیستی جلبکی (جلبک‌های سبز- آبی)، ۵- کودهای زیستی اکتینومیست‌ها4.
هدف از مصرف کودهای زیستی، تقویت حاصلخیزی و باروری خاک و تأمین نیازهای غذایی سالم و غنی تر، جلوگیري از بروز آلودگی​های ناشی از عملیات مختلف کشاورزي، حفظ تنوع ژنتیکی سیستم کشاورزي و محیط اطراف، شامل حفاظت از گیاهان و زیستگاه طبیعی، امکان کسب درآمد کافی براي زارعین و جلب رضایت آنها و نیز ایجاد محیط کار سالم، برداشت بیشتر با حداقل آلوده سازی زیست بوم است (نصر اصفهانی و همکاران، 1385).
همزيستي قارچ-گياه يكي از مهم ترین روابط متقابل مفید در اكوسيستم هاي زیستی است كه اثرات مثبت آن بر رشد، فيزيولوژي و اكولوژي گياهان مختلف در گذشته اثبات شده است. قارچ هاي ميكوريزا قادر به برقراري همزيستي مسالمت آميزي با ريشه اغلب گياهان خشكي زي هستند (جهرمی و همکاران، 2008).
قارچ​های میکوریزا گونه​هایی از قارچ هستند که با ریشه گیاهان ارتباط همزیستی نزدیک تشکیل می دهند و از گیاه کربوهیدرات دریافت نموده و عناصر غذایی مانند فسفر را برای گیاه فراهم کرده، همچنین این قارچ​ها می​توانند جذب، جمع آوری و انتقال مقدار زیادی از عناصر را توسط هیف های نازک خود فراهم ساخته و این مواد دریافت شده را برای سلول های گیاه در ریشه آزاد کنند (مورتون و ردیکل5، 2001). کود زیستی میکوریزا برای تولید محصولات اقتصادی از قبیل درختان میوه مانند دوریان6، لونگان7، گوجه درختی، منگوستن8، خربزه درختی استفاده شده است. در حال حاضر کود زیستی برای سبزیجات هم استفاده میشود (سایتو و ماروموتو9، 2002). اثرات مثبت تلقیح میکوریزایی روی وضعیت کربوهیدرات های گیاهانی از قبیل مرکبات ( نمیک و گوی10، 1982)، انگور (شیوچین و همکاران11، 1988) و آوکادو ( دا سیلویرا و همکاران12، 2002) گزارش شده است. بررسی های انجام شده نشان میدهد قارچ میکوریزا آربسکولار میتواند رشد و قدرت زنده ماندن گیاه تحت تنش شوری را افزایش دهد (پوند و همکاران13، 1984)، که این امر به جذب بیشتر عناصر غذایی، به خصوص فسفر نسبت داده شده است (هیرل و گردمن14، 1980). علاوه بر سيستم هاي حفاظتي ذاتي گياهان در برابر تنش هاي محيطي، گياهان با گروهي از قارچ های میکوریزا به صورت همزيست زندگي مي كنند كه اين همزيستي تا حدودي سبب كاهش برخي اثرات نامناسب تنش​های محیطی مي​شود (جهرمی و همکاران، 2008). گزارشات متعددی در زمینه اثرات مثبت همزیستی میکوریزایی و ریشه گیاهان در کشاورزی وجود دارد. در زمینه جذب آب توسط ریشه گیاهان گزارش گردیده است هدایت هیدرولیکی سیستم ریشه‌های گیاهان دارای همزیستی میکوریزایی بیشتر از گیاهان غیرمیکوریزایی است که دلیل آن افزایش سطح موثر ریشه و یا کل طول ریشه‌ میکوریزایی می‌باشد. همچنین هدایت هیدرولیکی آب در واحد طول ریشه میکوریزایی می‌تواند 2 تا 3 برابر افزایش یابد (تروزا لایانچان15 ، 2003). قارچ های وزیکولار- آربسکولار16 بزرگ​ترین گروه قارچ​های میکوریزا هستند که به سلول‌های ناحیه پوست ریشه نفوذ کرده و ساختمان هایی به نام وزیکول و آربسکول تشکیل می دهند که آربسکول در پوست سطح تبادل ترکیبات متابولیکی را بین میزبان و قارچ افزایش می دهد. واژه میکوریزا به معنی قارچ ریشه به طور کلی به همزیستی بین ریشه گیاهان و اندام‌های قارچی اطلاق می‌شود که در این همزیستی قارچ‌ها با افزایش سطح جذب ریشه، آب و عناصر غذایی به ویژه فسفر و نیتروژن را از خاک جذب نموده و در اختیار گیاه قرار می‌دهد و گیاه نیز کربوهیدرات​​های مورد نیاز قارچ را در اختیار قارچ قرار می‌دهد (اسجوبرگ17، 2005). بنابراین در رابطه همزیستی بین قارچ میکوریز آربسکولار و ریشه‌های گیاه میزبان رشد و جذب عناصر غذایی گیاه به میزان قابل توجهی افزایش می یابد (اوگی و همکاران18، 2001). گزارش گردیده است در شرايط تنش شوري، گياهان پسته تیمار شده با ميكوريزا در مقايسه با گياهان غيرميكوريزا، رشد بيشتر، فعاليت آنزيم هاي آنتي اكسيدانتی قوي تر و مقدار فلاونوئيد و رنگيزه كلروفيل بيشتري داشتند. پیشنهاد گردیده است قارچ ميكوريزا آربوسكولار به لحاظ بهبود سيستم دفاعي آنتي اكسيدانتی و افزايش رنگيزه هاي گياهي در برگ ها، خطرات ناشي از تنش شوري بر رشد گياه پسته را تعديل می نمايد. قارچ هاي ميکوريزا بر روابط رطوبتي گياه نيز تأثير مي گذارند، بدين صورت كه اين قارچها با تأثير بر ميزان آب بافتهاي گياهي و تبادلات گازي برگها، سبب افزايش ميزان آب موجود در بافتهاي گياهي مي شوند و از سوي ديگر تبخير و تعرق را نيز کاهش مي دهند (اوگی و همکاران، 2001).
در دهه های اخیر تحولات زیادی در توسعه و کشت بادام Prunus dulcis صورت گرفته است. در این زمینه کشورهای حوزۀ مدیترانه (شامل اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، یونان و کشورهای شمال آفریقا) به منظور دستیابی به ارقام پرمحصول و مرغوب در اصلاح ژنتیکی این گونه کارهای مهمی انجام داده اند و برخی از کشورها با به کارگیری روش​های پیشرفته تولید سطح زیر کشت بادام را افزایش دادهاند (چایچی، 1381). از آنجا كه در ايران سطح وسيعي از خاك هاي تحت كشت بادام در اراضي آهكي قرار دارند، یکی از تنش هایی که گیاه بادام با آن مواجه است، اختلال در جذب عناصر غذایی بخصوص عناصر کم مصرف میباشد و موضوع افزایش کارایی گیاه بادام در جذب عناصر غذایی در این خاک‌های آهکی مورد توجه می باشد. بهره گيري از سيستم همزيستي ميكوريزايي در باغات بادام، مي تواند به عنوان يك راه كار بيولوژيك مناسب در مقياس كوچك و حتي وسيع در جهت كاهش آثار نامطلوب تنش تغذیه​ای مطرح باشد. تنش شوری رشد رویشی و زایشی درختان میوه از طریق تاثیر بر اعمال فیزیولوژیکی محدود کرده و سبب گسترش اثرات مضر مستقیم و غیر مستقیم می شود (شانون و همکاران19، 1994). نگاهی به شرایط بوم شناختی مناطق تولید بادام و تطبیق آن با پراکنش خاک های مناطق نیمه خشک و شور، این واقعیت را آشکار می کند که تولید جهانی محصول بادام اغلب با تنش های خشکی و شوری مواجه است (فائو20، 2008). هم چنین با توجه به اینکه از نظر مقاومت به شوری آب و خاک، بادام جزء درختان حساس به شوری است، شوری یک مشکل شایع در خاک‌های مناطق خشک و نیمه خشک ایران می باشد. گزارش گردیده است حدود 50-20% از کل آب آبیاری زمین‌های کشاورزی در جهان تحت تاثیر تنش شوری قرار دارند. در نتیجه از لحاظ اقتصادی خسارت تنش شوری قابل توجه است (فلوورز21، 1999). نقش قارچهاي ميكوريزا گونه​های Glomus mosseae و Glomus intraradices در بهبود برخی صفات فيزيولوژيك همچون سرعت فتوسنتز خالص، غلظت کلروفيل برگها و بازده آب مصرفي، در پایه های بادام در ایران مورد مطالعه قرار گرفته و مشخص گردید شاخصهای فيزيولوژيكي گياه بادام شامل غلظت كلروفيل كل برگ، سرعت فتوسنتز خالص و بازده آب مصرفي در گياهان هم زيست با قارچ هاي ميكوريزا نسبت به گياهان شاهد (فاقد همزيستي ميكوريزا) افزایش پیدا کردند، ولي سرعت تبخير و تعرق از سطح برگ گياه كاهش یافت (آقابابائی و رئیسی 1388). هم چنین گزارش گردیده همزیستی یک گیاه با قارچ های میکوریزا آربسکولار باعث می شود که گیاه بتواند مواد غذایی کم تحرک را در خاکهای فقیر جذب کند (مارسشنر و دل22، 1994). این قارچها جزء مهمی از اکوسیستم های طبیعی هستند و در محیطهای شور هم شناسایی شده​اند که میتوانند باعث ایجاد مقاومت گیاهان به تنش شوری شوند (جونیپر و ابوت23، 1993). مطالعات زیادی ثابت کرده است که آغشتگی ریشه با قارچهای میکوریزا، رشد بعضی گیاهان تحت تنش شوری را بهبود می بخشد (هیرل و گردمن24،1980). در یک مطالعه که به منظور بررسی برهمکنش اثر میکوریزا و شوری ناشی از کلرید سدیم در گیاهان بادام زمینی انجام شد، مشخص گردید که رشد این گیاهان در نتیجهی افزایش در جذب مواد غذایی و فتوسنتز افزایش یافت (الخلیل25، 2010). میکوریزا یک بهبود دهنده ی زنده رشد در خاک های شور معرفی گردیده است (سینگ و همکاران26، 1997). گزارش گردیده است تلقیح قارچ G. fasciculatum (Thaxter) در دانهالهای زردآلو سبب افزایش رشد رویشی و کلون ریشه شده است (دوتا27، 2013).
با توجه به وجود خاک​های آهکی در بخش های وسیعی از ایران و اثر نامناسب تنش شوری بر رشد درختان میوه از جمله درختان میوه معتدله مانند بادام در ایران، هدف از این پژوهش بررسی اثر تلقیح میکوریزا بر بهبود رشد دانهال های بادام و زردآلو و هم چنین رشد دانهال های بادام و زردآلو در شرایط تنش شوری در حضور قارچ میکوریزا می باشد.
اهداف پژوهشی حاضر شامل موارد زیر می باشد:
1- بررسی اثر همزیستی میکوریزا بر رشد رویشی، تجمع عناصر غذایی و برخی شاخص های بیوشیمیایی در پایه​های زردآلو و بادام
2- مقایسه اثر تنش شوری ناشی از کلرید سدیم بر رشد رویشی و برخی شاخص های بیوشیمیایی پایه​های زردآلو و یا بادام
3- بررسی امکان استفاده از همزیستی میکوریزایی برای بهبود رشد پایه های بادام و زردآلو در شرایط تنش شوری ناشی از کلرید سدیم
مروری بر پژوهشها
1-2- تاریخچه و پراکنش بادام
بادام ((Prunus dulcis Miller یکی از قدیمی ترین درختان خشک میوه28 است که در حال حاضر بیشترین تولید تجاری در میان خشک میوه ها را به خود اختصاص داده است (گرادزیل29، 1379). مغز بادام در انواع غذاهای فرایند شده به ویژه در فرآوردههای نانوایی و شیرینی سازی استفاده می شود و به خاطر ویژگی​های غذایی، آرایشی و دارویی، ارزش بسیار بالایی دارد (چریف و همکاران30، 2004). اثرتغذیه ای مفید مغز بادام به خاطر تنوع اسیدهای چرب و ترکیب استرولی و آنتی اکسیدانی آن است (لوپز اورتیز و همکاران31، 2008). بادام از زمانهای قدیم در نواحی مرکزی و غربی آسیا مخصوصا افغانستان، ایران، سوریه و فلسطین پرورش می یافته است. در فلات ایران نوزده گونه وحشی بادام رویش می یابد. به عقیده اکثر گیاهشناسان، بادام بومی آسیای غربی و به خصوص فلات ایران است (شیراوند، 1389). از نظر باغبانی میوه بادام به عنوان خشک میوه طبقه بندی شده و بذر آن محصول تجاری محسوب می شود. مغز شامل یک جنین، آندوسپرم و بافت مغز است (بی نام، 1387).
2-2- سطح زیر کشت و عملکرد بادام در ایران و جهان
طبق آمار سازمان خوار و بار و کشاورزی جهان (FAO) در سال 2011 میلادی، سطح زیر کشت بادام در جهان 1651560هکتار با میزان تولید 1942242 تن و متوسط عملکرد11760 کیلوگرم در هکتار برآورد شده است. کشور ایران با سطح زیرکشت 87708 هکتار و تولید 177609 تن دارای مقام چهارم در میان تولیدکنندگان بادام در جهان می باشد. از بین استان های کشور نیز به ترتیب خراسان رضوی، فارس و آذربایجان شرقی از لحاظ سطح زیر کشت و فارس، آذربایجان شرقی و خراسان از لحاظ تولید، بیشترین سهم را در تولید بادام دارا می باشند (گنجی و رهنمون، 1389).
3-2- ارزش غذایی بادام
مغز بادام انرژی زیادی دارد به طوری که 100 گرم مغز تازه حاوی 598 کالری انرژی، 19 گرم پروتئین، 54 گرم چربی، 21 گرم کربوهیدرات و 5 گرم آب است. به علاوه مغز بادام حاوی اسیدهای آمینه، قند و عناصر معدنی می باشد. قسمت غیر قابل صابونی شدن روغن پوست بذر حاوی اترهای 24- متیلن کلسترول، سیتوسترول و استیگماسترول گلوکوپیرانوسیل بوده و 7 استرول نیز در روغن میوه شناخته شده است. بادام های مغز تلخ حاوی 6/55 درصد لیپید،9/18 درصد چربی، 2 درصد فیبر خام، 3/2 درصد خاکستر، 9/7 درصد مجموع قندهای قابل حل و 266/0 درصد اسید هیدروسیانیک هستند (مقصودی، 1389).
4-2- گیاهشناسی و ریخت شناسی گیاه بادام
بادام (Prunus dulcis Mill.) با نامهای علمی مترادف (P. amygadlus Batch.) و (Amygdalus commonis L.) یک گیاه دیپلوئید (16 ̳ x2 ̳ n2) متعلق به خانواده گلسرخیان32، زیر خانواده پرونوئیده33 و جنس پرونوس34 میباشد. تاکنون بیش از 30 گونه بادام شناخته شده است که از بین آنها فقط گونهP. dulcis خوراکی محسوب می شود. از بادامهای وحشی موجود در ایران میتوان به گونههای P. sartiodes، P. fenzeliana، P.bucharica، P. spinosissima، P. turcomanica، P. licioides، P. scoparia و P. webbii اشاره نمود.
1-4-2- گونه های بادام بومی ایران
1-1-4-2 بادام معمولی (Prunus dulcis)
این گونه در نواحی خشک و نیمه کوهستانی کشت می شود. ارتفاع آن به 8 متر می رسد. درختی است بی خار و با انشعابات کوتاه و صاف و سبز رنگ و گلها صورتی و میوه خشک با پوست سبز مخملی و پوست داخلی کم و بیش سخت و مغز شیرین و حاوی روغن نافرار و امولسیون است. نام آن در اکثر نقاط، بادام شیرین که در سردشت چغاله و در مریوان چغاله بادام و به لری مایم یا وایم (چغاله) و به بادام نیز لوز می گویند. یکی از انواع آن بادام تلخ می باشد که به علت پیوندی نبودن، در باغهای بادام شیرین در اکثر باغها وجود دارد. ارقامی از آن دارای پوست نازک می باشند که بادام کاغذی یا منقا می گویند (خاتم ساز، 1371).
2-1-4-2- بادام تلخ
بادام تلخ یکی از ارقام بادام معمولی است که دارای مغز تلخ می باشد و معمولا به عنوان پایه بادام شیرین به کار می رود (ثابتی، 1387). بادام تلخ دارای گل های سفید می باشد و نسبتا پهن تر و کوتاه تر از نوع شیرین هستند و حاوی تقریبا 50 درصد روغن نافرار موجود در بادام شیرین می باشد. بادام تلخ دارای ماده مخصوصی به نام آمیگدالین می باشد (ایزد دوست، 1363).
3-1-4-2- بادامک یا الوک (P. scoparia)
دامنه انتشار این گونه وسیع و در نواحی استپی و ارتفاعات نیمه خشک میباشد. در کرمانشاه، لرستان، بختیاری تا دزفول و ارتفاعات فارس، کرمان و بلوچستان و خراسان و ارتفاعات مرکزی و یزد گسترش دارد. درختچهای است با ارتفاع 5/4 متر دارای خارهای سخت و شاخههای جوان آن صاف و براق و آلبالویی رنگ یا قهوهایی مایل به سرخ است و به خاکستری کمرنگ تا تیره تبدیل می شود (ثابتی، 1293).
4-1-4-2- بادامچه (P. webbii)
این درخت در دامنههای جنوبی البرز در کرج و اطراف تهران و دره وردی وردآباد و همچنین در اراک و اشتران کوه و تنگ ملاوی انتشار دارد. در لرستان شیر بادام و در سردشت چغاله نام دارد (شیراوند، 1392). درخت یا درختچهای با انشعابات زیاد و خار دار دارای شاخههای جوان، صاف و برگهای نیزه ای با حاشیهای دندانه دار یا اره ای و یا کمانی است. میوه ی آن تخم مرغی، کمی فشرده با کرکهای مخملی خاکستری است. هسته ی آن سوراخ دار و در پایین آن کمی شیار خورده است (ثابتی، 1293).
5-2- ازدیاد بادام
تکثیر بادام با استفاده از بذر، پیوند جوانه بر روی پایه های بذری بادام، هلو و آلو و یا به روش ریز ازدیادی تکثیر می شود (مقصودی، 1389).
6-2- تاریخچه و پراکنش زردآلو
زردآلو از خانواده گلسرخیان و جنس پرونوس می باشد. این گیاه از زمان بسیار قدیم مورد کشت بشر قرار گرفته و طبق شواهد موجود در حدود 4000 سال پیش این میوه در چین مورد بهره برداری قرار گرفته است، رومیان قدیم نیز این میوه را شناخته و سبب پراکندگی و کاشت آن در قاره اروپا گردیده اند.این درخت دارای سه نژاد آسیایی، ایرانی و قفقازی است. از نژادهای آسیایی نوع زردآلوی سیبری، مقاومت بیشتری به سرما نشان می دهد. زردآلو مثل اکثر میوه های بومی آسیا مقارن با قرن اول میلادی یا کمی جلوتر، از طریق یونان به روم و بعد به سایر کشورهای اروپایی برده شده است.به نظر می رسد که زردآلو در قرن 13 به انگلستان برده شده و در آمریکا ابتدا در ایالت ویرجینیا در سال 1720 کشت شده است.
از کشورهای مهم تولید زردآلو میتوان به بلغارستان، چکسلواکی، آفریقای شمالی، آرژانتین، استرالیا و ایالات متحده آمریکا اشاره نمود. آذربایجان (خوی و گشسرای)، استان مرکزی، زنجان، شاهرود، خراسان و استان فارس از نقاط مهم تولید زردآلو در ایران می باشد. درباره موطن اصلی زردآلو عقاید مختلفی وجود دارد، عده ای اصل آن را از چین و عده ای دیگر آن را بومی ارمنستان دانسته و از این رو نام علمی آن را به ارمنستان نسبت داده اند امروزه به طور کلی عقیده بر آن است که زردآلو بومی ترکمنستان و مغولستان بوده و سپس از آنجا به چین برده شده است. مراکز عمده کشت آن در آسیای غربی و کشورهای جنوبی اروپا و شمال آفریقا و در استان های نیمه خشک غربی و شمال غربی آمریکا مخصوصا کالیفرنیا می باشد (شیراوند، 1392).
7-2- ارزش غذایی و مصارف زردآلو
میوه زردآلو مصرف تازه خوری و فرآوری شده دارد. پیشرفت تکنولوژی در افزایش تنوع محصولات تبدیلی آن نقش زیادی داشته به طوری که امروزه علاوه بر تهیه برگه و قیسی، از میوه زردآلو در تولید نکتار، کمپوت، شربت، لواشک، مربا، غذای کودک، از هسته ی آن برای مصارف دارویی، قنادی و آجیلی استفاده می گردد. در درمان و کاهش علائم لکه های پوستی، سردرد و دردهای مفصلی مورد استفاده طب های سنتی جهان است و همچنین روغن دانه زردآلو در کاهش التهاب و وزوز گوش و مشکلات پوستی کارایی داشته است. همچنین مصرف خوراکی میوه زردآلو در کاهش علایم بیماران مبتلا به یبوست مؤثر است (آرمنیاکا35، 2007). ترکیبات غذایی در 100 گرم میوه تازه زردآلو شامل 48 گرم کالری، 12/11 گرم کربوهیدرات، 10 میلی گرم اسید آسکوربیک، 40/1 گرم پروتئین و 54/0 میلی گرم آهن می باشد (گنجی مقدم، 1389).
8-2- سطح زیر کشت و عملکرد زردآلو در ایران و جهان
طبق آمار سازمان خوار و بار و کشاورزی جهان (FAO) در سال 2012 سطح زیر کشت زردآلو در جهان 488334 هکتار با میزان تولید 3900828 تن و متوسط عملکرد79879 کیلو گرم در هکتار برآورد شده است. در این میان کشور ایران باسطح زیر کشت 50177 هکتار با تولید 452988 تن دارای مقام دوم می باشد.
9-2- گیاهشناسی و ریخت شناسی گیاه زردآلو
زردآلو (Prunus armenica) از خانواده گلسرخیان (Rosaceae) می باشد. بلندی این درخت به 6 متر می رسد. شاخهها در اطراف گسترده، برگ ساده، پهنک گرد یا بیضوی یا قلبی شکل به رنگ سبز روشن یا سبز مایل به زرد با کناره دندانه دار و نوک تیز، گل ها درشت سفید یا صورتی بدون دمگل و دارای 5 گلبرگ و مقدار زیادی پرچم می باشد. میوه بیضی شکل، خوش طعم، شیرین و میان بر آن به رنگ زرد روشن و در داخل میوه هسته قرار دارد. مغز هسته بادامی شکل با پوست نازک و طعم تلخ و کمی شیرین است (بی نام، 1998).
10-2- تکثیر زردآلو
درختان زردآلو به صورت جنسی (با بذر) و به صورت غیر جنسی با استفاده از پیوند تکثیر می گردند. پایههای بذری بیشتر برای شرایط آب و هوایی گرم و خشک و زمینهای سنگلاخی و نامرغوب مورد استفاده قرار می گیرند. درختانی که بر روی پایه های بذری زردآلو پیوند میشوند مقاومت زیادی نسبت به بیماری های مختلف داشته و رشد آنها خیلی زیاد است ولی میوههای آنها کوچک و نامرغوب است. درختان زردآلو را همین طور می توان بر روی پایه های بادام، هلو و گوجه نیز پیوند نمود. پایه های بادام بیشتر برای نواحی گرم و خشک و گرم و آهکی مورد استفاده قرار می گیرند. از معایب بزرگ این پایهها، سازگاری کم پایههای مختلف زردآلو می باشد که برای رفع این نقیصه می توان از واریته های هلو استفاده نمود. از پایه های هلو نیز می توان به خوبی برای پیوندهای زردآلو استفاده نمود. امروزه بیشتر از پایههای آلو برای زمین های سنگین استفاده می شود. از مهمترین پایه های آلو می توان میروبالان (Prunus myrobalane) و P. brompton را نام برد. زردآلو در اکثر اراضی که عمق کافی داشته باشد رشد می کند و حساسیت خاصی در این مورد ندارد. از نظر پایه مناسب زردآلوی بذری در شریط معمولی مناسب است. در شرایط ایران پایه زردآلو تلخه در اکثر نقاط خوب و مناسب می باشد (شیراوند، 1392).
11-2 کودهای زیستی
امروزه در سیستم های کشاورزی ارگانیک که مبتنی بر حداقل استفاده از کودهای شیمیایی می باشند، بسیاری از عناصر غذایی از تجزیه مواد آلی تامین می شوند. ترکیب شیمیایی یا کیفیت مواد آلی، ساختار جمعیت میکروبی، رطوبت خاک، قابلیت دسترسی مناصر غذایی، شوری، بافت و ساختمان خاک از جمله عوامل مهمی هستند که روی تجزیه بقایای گیاهی تاثیر بسزایی دارند (شیرانی و همکاران، 1389). توجه به کشاورزی ارگانیک سبب شده استفاده از کودهای زیستی حاوی میکروارگانیسمهای مفید متعلق به گروه وسیعی از جنسها، کلاسها و راستههای محدودهای از باکتریها یا مخمرها و قارچها مورد توجه قرار گیرند. این کودها می توانند تغذیه گیاهان را با مکانیسمهای مختلف حمایت کنند (مالوسا36، 2004؛ ساس پاسزت37، 2001 ؛ سیسیلسکا38، 2008). چندین کود آلی در سال های اخیر معرفی شد، که همچنین به عنوان محرک طبیعی برای رشد و توسعه گیاه می باشد.(خان و همکاران39، 2009 ؛ گوسترووا و همکاران40، 2008). گروه خاصی از این کودها شامل تولید محصولات بر اساس میکروارگانیسمهای تقویت کننده رشد است. سه گروه بزرگ از میکروارگانیسم های مفید برای تغذیه گیاه وجود دارند که عبارتند از: 1- قارچ میکوریزا آربسکولار (AMF) (جفریس و همکاران41، 2003). 2- ریزوباکتریهای تقویت کننده رشد گیاه (پودیل42، 2006)، 3- ریزوبیومهای تثبیت نیتروژن، که همانند ریزوباکتریهای تقویت کننده رشد گیاه به آن توجه نشده است.
کودهای زیستی حاوی میکروارگانیسم‌های سودمند خاک می‌باشند. هدف از مصرف کودهای زیستی، تقویت حاصلخیزی و باروری خاک و تأمین نیازهای غذایی سالم و غنی تر، جلوگیري از بروز انواع آلودگی ناشی از عملیات مختلف کشاورزي، حفظ تنوع ژنتیکی سیستم کشاورزي و محیط اطراف، شامل حفاظت از گیاهان و زیستگاه طبیعی، امکان کسب درآمد کافی براي زارعین و جلب رضایت آنها و نیز ایجاد محیط کار سالم، برداشت بیشتر به دور از آلوده سازی زیست بوم است. همزيستي قارچ -گياه يكي از مهمترین روابط متقابل مفید در اكوسيستم هاي زميني است كه اثرات مثبت آن بر رشد، فيزيولوژي و اكولوژي گياهان مختلف در گذشته اثبات شده است (جهرمی و همکاران، 2008).
12-2 قارچ میکوریزا
قارچ های میکوریزا گونه هایی از قارچها هستند که با ریشه گیاهان ارتباط همزیستی تشکیل می دهند و از گیاه کربوهیدرات دریافت نموده و مواد غذایی مانند فسفر برای گیاه فراهم می کنند. این قارچ می تواند جذب، جمع آوری و انتقال مقدار زیادی از فسفر را توسط هیف های نازک خود فراهم و برای سلول های گیاه در ریشه آزاد کنند. (موراکاشی و همکاران43، 1998). میکوریزا (قارچ- ریشه) یک نوع از همزیستی دو طرفه اندوفیت، بیوتروفیک شایع در بسیاری از کشت ها و اکوسیستم های طبیعی است. سه گروه اصلی قارچ میکوریزا شامل: اکتومیکوریزا44، اکتاندومیکوریزا45 و اندومیکوریزا46 وجود دارد.
اکتومیکوریزا و اندومیکوریزا در کشاورزی و جنگل داری مهم هستند. در ابتدا کود زیستی میکوریزا برای تولید محصولات اقتصادی از قبیل درختان میوه (دوریان47, لونگان48، آلوچه شیرین، منگوستین49، خربزه درختی) مورد استفاده قرار می گرفت. در حال حاضر کود زیستی می تواند برای سبزیجات هم استفاده شود (مورتون و همکاران50، 2001). قارچ میکوریزا آربسکولار (FAM) (یا میکوریزا آربسکولا- وزیکولار VAM) متعلق به شاخه گلومرومیکوتا همزیست هایی با ریشه گیاهان زمینی هستند. در حال حاضر نه تنها سبب بهبود تغذیه فسفر میشوند بلکه سبب افزایش مقاومت به تنش خشکی و بیماری می شود (سایتو و ماروموتو51، 2002).
13-2 مزایای همزیستی میکوریزا
قارچهای میکوریزا نقش بسیار مهمی در افزایش رشد و عملکرد گیاهان دارند و یکی از دلایل مهم آن افزایش در تامین فسفر گیاه میزبان است. گیاهان دارای همزیستی میکوریزایی می توانند جدب و تجمع فسفر را نسبت به گیاهان غیر میکوریزایی بهتر انجام دهند. نشان داده شده است که گیاهان تلقیح شده با قارچهای اندومیکوریزا به برخی از بیماریهای ریشه مقاوم تر هستند (نوریس52 و همکاران،1992).
همزیستی میکوریزا سبب افزایش سطح ریشه برای جذب آب و مواد غذایی می شود. استفاده از میکوریزا به عنوان کود زیستی سبب بهبود افزایش انشعاب ریشه می شود و هیف میکوریزا ریشه را قادر می سازد تا با منطقه وسیع تری از خاک در تماس باشد (ساواکی53،1998).
برخی از مزایای همزیستی با قارچهای میکوریزا شامل موارد زیر می باشد (سایتو و ماروموتو، 2002):
این امکان را برای گیاهان فراهم می کند که عناصر غذایی خاک تثبیت شده را بهتر جذب کنند.
افزایش رشد گیاه، بهبود عملکرد محصول و افزایش درآمد برای کشاورزان
بهبود مقاومت گیاهان به پوسیدگی ریشه و بیماری پوسیدگی یقه
قارچهای میکوریزا می توانند به صورت کود زیستی همراه با دیگر مواد شیمیایی کشاورزی استفاده شود.
14-2 همزیستی میکوریزایی در درختان میوه
گزارش شده است قارچهای میکوریزای تلقیح شده در ریزوسفر دانهالهای بادام در گلدانها رشد و تغذیه را تحریک کرد. غلظت فسفر در بافت برگ گیاهان بدون میکوریزایی نسبتا کم بود، حتی وقتی که گیاهان دز زراعی از کود فسفر را دریافت کردند، همچنین پیشنهاد شده است همزیستی ریشه با قارچ وزیکولار- آربسکولار میکوریزا (VAM) باعث افزایش توانایی درختان بادام برای جذب مواد غذایی می شودو پیشنهاد شده است این درخت مانند بسیاری از درختان میوه دیگر، تا حد زیادی برای رشد مناسب وابسته به میکوریزا می باشد. فعالیت میکوریزا همچنین در توزیع مواد خشک بین ریشه و شاخساره مؤثر است. وابستگی میکوریزایی با گیاه میزبان باعث کاهش نیاز به مصرف سطوح کودی می شود (رولند و همکاران54، 1982). تولید پایه های میکوریزایی در خزانه با انتخاب قارچ موثر ممکن است موفقیت در استقرار نهال را بهبود بخشد، زیرا گزارش شده است تلقیح میکوریزایی تنش ناشی از انتقال نهال درختان را کاهش می دهد (ماتوسویک و همکاران55، 1997).
قارچ میکوریزا آربسکولار می تواند با ریشه 80 درصد گیاهان همزیستی برقرار نماید که باعث افزایش جذب آب و مواد غذایی از خاک برای گیاهان میزبان می شود. در یک آزمایش گلدانی، اثر همزیستی میکوریزا در دانهالهای هلو تلقیح شده با سه گونه قارچ همزیست Glomus mosseae، G. versiforme و Paraglomus occultum مورد مطالعه قرار گرفت. پس از صد روز نتایج نشان داد همزیستی میکوریزایی سبب بهبود معنی دار شاخص های رشد، شامل ارتفاع گیاه، قطر ساقه، شاخساره، ریشه یا وزن خشک کل شد. غلظت پتاسیم، کلسیم، منیزیم، آهن و روی در برگها و ریشهها و غلظت مس و منگنز در ریشه دارای همزیستی میکوریزایی نسبت به گیاهان غیر میکوریزایی بالاتر بودند. نقش مفید میکوریزا روی جذب ماده غذایی به طور کلی در تیمارهمزیستی با قارچ G. mosseae بهتر بود. پیشنهاد شده است قارچ میکوریزا آربسکولار سبب بهبود عملکرد رشد و توانایی جذب عناصر غذایی در دانهالهای هلو گردید (ویو و همکاران56، 2011). در مطالعه ای که روی تلقیح میکوریزایی در پسته انجام شد، نتایج نشان داد اثرات تلقیحات میکوریزایی روی غلظت های فسفر و پتاسیم برگ گونههای پسته استفاده شده از نظر آماری معنی دار نبود، با این حال پیشنهاد شده است تلقیح میکوریزایی در محیط رشد سبب بهبود جذب غذایی، اساسا فسفر می شود (موتوسویک و همکاران، 1997). جذب فسفر و روی در نهالهای گیلاس پس از تلقیح قارچ میکوریزا آربسکولار افزایش معنی داری داشت. دانهال های دارای همزیستی میکوریزایی غلظت عناصر بیشتری از فسفر و روی نسبت به گیاهان بدون میکوریزا داشتند، همچنین قارچ میکوریزا آربسکولار اثرات مفید روی رشد و سلامتی گیاه می گذارد، پس مدیریت مناسب از این همزیستی می تواند سبب کاهش رضایت بخش استفاده از کودهای شیمیایی و آفت کش ها شود (یلدیز اکاکاسر و همکاران57، 20011). اورتاس58 (2008) گزارش داد گیلاس در شرایط مزرعه و گلخانه که دارای چندین گونه گیاهی تلقیح شده با میکوریزا وجود دارد قابلیت دسترسی بالایی از فسفر و روی نسبت به گیاهان بدون میکوریزا دارند. اورتاس (2002) گزارش داد همزیستی قارچ میکوریزا سبب افزایش معنی داری در جذب فسفر و روی در مرکبات شد. گزارش گردیده است قارچ میکوریزا آربسکولار سبب افزایش دریافت عناصر غذایی فسفر، روی، سدیم، مس و دیگر یون ها (کلارک و زتو59، 2000) و کاهش تنش های محیطی و زراعی (جفریس و همکاران، 2003) از طریق ناحیه مؤثر ریشه و نفوذ سوبسترا و فعال سازی و دفع آنزیم های گوناگون توسط هیف های این قارچ می شود (مارسشنر60، 1995؛ اسمیت و رید61، 1997).
15-2 اثر میکوریزا بر شاخصهای رشد رویشی
در آزمایشی که در مورد رشد و جذب عناصر غذایی تحت تاثیر قارچ میکوریزا آربسکولار در هلو انجام شد مشخص گردید تلقیح ریشه دانهال هلو با قارچ میکوریزا سبب افزایش عملکرد رشد دانهال​های هلو تحت گردید (ویو و همکاران، 2011). همچنین گزارش گردیده است دانهال​های هلو دارای همزیستی میکوریزایی در مقایسه با تیمار بدون میکوریزا دارای گیاه بلندتر، ساقه قطورتر و شاخساره و ریشه یا وزن خشک کل بیشتری داشت (ویو و همکاران، 2007).
ریشه  دانهال​های گیلاس تلقیح شده با قارچ میکوریزا آربسکولار توسعه ریشه بیشتری​ نسبت به دانهال​های شاهد داشتند (یلدیز اکاکاسر و همکاران، 20011). دانهال​های پسته که با میکوریزا تلقیح شده بود توسعه ریشه بیشتری نسبت به دانهال​های شاهد داشت (کاگلر و اگان62، 2006). در پسته وحشی گونه P. terebinthus تلقیح میکوریزایی سبب افزایش معنی دار ارتفاع گیاه در مقایسه با دانهال​های شاهد شد، ولی اثر معنی داری بر ضخامت ساقه دانهال​های پسته نداشت (کاگلر و اگان، 2006). بررسی تاثیر قارچ میکوریزا بر رشد و عملکرد درخت آلو رقم‘ Cacanska lepotica’ و درخت گیلاس رقم ‘Schattenmorelle’ نشان داد سه سال بعد از کاشت، درختان آلو تلقیح شده با قارچ میکوریزا بزرگتر و قدرت رشد بیشتری داشتند، در درختان گیلاس تفاوتی در رشد بعد از استفاده از قارچ میکوریزا مشاهده نشد. عملکرد بیشتر میوه در درختان آلو و گیلاس در تلقیح با قارچ میکوریزا مشاهده شد (سلاوومیر و الکساندر63، 2010). تلقیح دانهال​های هلو با قارچهای Glomus mosseae و G. versifovm سبب افزایش معنی​دار برگ، ساقه، ریشه و وزن تازه کل در مقایسه با تیمار بدون قارچ میکوریزا آربسکولار شد (ویو و همکاران، 2011). کلنیزاسیون میکوریزا آربسکولار در دانهال​های Prunus cerasifera سبب افزایش وزن ساقه، برگ، ریشه، سطح برگ، طول ریشه و سطح ویژه برگ شد و سبب کاهش نسبت طول ریشه / سطح برگ، نسبت وزن ریشه / شاخساره و طول ویژه ریشه شد (برتا و همکاران64، 1995). همچنین گزارش گردیده است کلنیزاسیون میکوریزا آربسکولار سبب افزایش شدت شاخه​دهی در کل طبقات ریشه با اثر گذاشتن آشکار روی اولین دسته ریشه​های جانبی شد (برتا و همکاران، 1995).
16-2 اثر میکوریزا بر خصوصیات بیوشیمیایی
آزمایشی که در مورد دانهال​های پسته انجام شد مشخص گردید که تلقیح دانهال​های پسته با قارچ گونه Glomus caledonium سبب افزایش در محتوای قندهای احیایی در این دانهال​ها شد. همچنین گزارش گردیده تلقیح میکوریزایی روی وضعیت کربوهیدرات​ها در گیاهانی از قبیل مرکبات (نمیک و گوی65، 1982)، انگور (شیوچین و همکاران66، 1988) و آوکادو (دا سیلویرا و همکاران67، 2002) اثرات مثبت داشته است.
میکوریزا میتواند فرآیند فیزیولوژیکی از قبیل کارایی جذب آب، میزان هدایت روزنهایی، تعرق و نسبت تبادل دی اکسید کربن را در گیاهان میزبان تغییر دهد (رویز لوزانو و همکاران68، 1996). همچنین میتواند تنظیم اسمزی را از طریق ذخیره قند های محلول در سلول​های ریشه بهبود بخشد (فنگ و همکاران69، 2002). تلقیح دانهال​های هلو با قارچ گونه​های Glomus به طور معنی دار سبب افزایش غلظت ساکارز ریشه و برگ و همینطور غلظت گلوکز ریشه نسبت به دانهال​های شاهد شد. در مقایسه با تیمار بدون همزیستی میکوریزا، گونه​هایGlomus mosseae و G. versiform به طور کلی سبب افزایش جذب گلوکز و ساکارز گردید. جذب ساکارز یا گلوکز به طور معنی دار با طول ریشه و مساحت سطح ریشه همبستگی داشت، همچنین نتایج نشان داد که قارچ میکوریزا آربسکولار سبب تغییراتی در ساختار سیستم ریشه دانهال​های هلو گردید که به گونههای قارچ وابسته و مربوط به جذب گلوکز و ساکارز می باشد (ویو و همکاران، 2011). گونه​های قارچ Diversispora sporca، G. versiforme، G. mosseae و Paraglomus occultum به طور آشکار ساکارز ریشه، گلوکز برگ و ریشه و تخصیص ساکارز به ریشه را افزایش داد، اما تخصیص گلوکز به ریشه را کاهش داد (زئو و ویو70، 2011).

17-2 اثر میکوریزا بر رنگدانههای فتوسنتزی برگ
رنگیزه‌های فتوسنتزی نقش کلیدی در حفظ ظرفیت فتوسنتز در بسیاری از گیاهان را دارند (دابی71، 2005 ). در آزمایشی که بر روی چهار ژنوتیپ بادام و قارچ میکوریزا صورت گرفت، گزارش شد در گیاه بادام میزان کلروفیل کل در گیاهان همزیست با قارچ میکوریزا نسبت به گیاهان شاهد فاقد همزیستی میکوریزایی 20 درصد افزایش پیدا کرد. هر چند میزان این تغییر به نوع ژنوتیپ بادام بستگی دارد (آقابابایی و همکاران، 1388). همزیستی قارچ میکوریزایی می تواند با افزایش میزان کلروفیل در برگهای گیاه بادام و کاهش تبخیر و تعرق توسط آنها، سبب افزایش سرعت فتوسنتز و تثبیت کربن شود، بدون آن که تجمع عناصر محلول در آب خاک، مانند سدیم در اندام های گیاهی باعث ایجاد تنش شوری و تجمع پرولین گردد (برمنر و مولوانی72،1982؛ لی و کریستی73، 2001). در آزمایشی که بر روی پایه راف لمون در شرایط کم آبی انجام گرفت دیده شد قارچ میکوریزا آربسکولار درصد کلنیزاسیون ریشه، عملکرد ماده خشک ریشه و اندام هوایی، شاخص کلروفیل و پتانسیل آب برگ را افزایش در حالی که دمای سطح برگ را نسبت به تیمارهای بدون قارچ کاهش داده است (زارعی و همکاران، 1391). اثر کودهای زیستی و قارچ میکوریزا آربسکولار در گیاه لوبیا سبز معنی دار نبود ولی بر کلروفیل b و کلروفیل کل معنی دار بود (کریمی و همکاران، 1391). در بین دو گونه قارچ مورد استفاده Glomus moseae و G. intradices گونه G. intradices تاثیر بیشتری در افزایش میزان کلروفیل و بهبود جذب عناصر غذایی لوبیا در شرایط تنش شوری داشت. در نتیجه می توان چنین بیان داشت که در شدتهای پایین تنش شوری، مصرف قارچ میکوریزا و کود فسفر در لوبیا می تواند از طریق جذب عناصر غذایی و غلظت رنگیزههای فتوسنتزی در کاهش اثرات منفی تنش شوری مؤثر باشد (پارسا مطلق و همکاران، 1389).
18-2 اثر میکوریزا بر جذب یونها
اغلب پژوهشگران بر این باورند که با یک مدیریت خوب و صحیح، با استفاده از کودهای بیولوژیک و ریز جانداران می توان شرایط تغذیهای بهتری را برای گیاه فراهم کرد (بوکمن74، 1997 و ویسی75، 2003). تعدادی از ریز جانداران در خاک وجود دارند که قادرند در تغذیه و جذب عناصر غذایی به طرق مختلف به گیاه کمک کنند که از آن جمله می توان به همزیستی دو جانبه گیاه – ریز جاندار اشاره کرد (جفریز و همکاران، 2003). مهمترین و بارزترین اثر مفید قارچهای میکوریزا، افزایش رشد گیاه میزبان است که معمولا به واسطه افزایش جذب عناصر غیر متحرک از خاک صورت می گیرد (بولان76، 1991). قارچ میکوریزا آربسکولار باعث افزایش جذب مواد غذایی توسط گیاهان، مخصوصا فسفر و چندین میکرو المنت وابسته به تغذیه فسفر می شود (گردمن77، 1968 و جونز و همکاران78، 1991).
در آزمایش همزیستی ژنوتیپهای مختلف گیاه بادام (مامایی،ربیع، تلخ و سفید) با قارچهای آربسکولار میکوریزا، گزارش گردید قارچ میکوریزا موجب افزایش غلظت و جذب عناصر غیر متحرک مانند فسفر و روی گردید، ولی غلظت عناصر نیتروژن، آهن و منگنز را در اندام هوایی کاهش داد این در حالی است که جذب این عناصر توسط گیاه افزایش یافته و یا تغییری نشان نداد. تلقیح میکوریزایی موجب شد غلظت برخی عناصر مانند فسفر و روی در ریشه بادام افزایش یابد، ولی بر جذب مس و پتاسیم اثر مثبت نشان نداد (آقابابایی و همکاران، 1388). در آزمایش همزیستی با قارچ میکوریزا در مورد دو پایه گیلاس پیشنهاد شده است که پایههای دارای همزیستی میکوریزایی سالمتر و محتویات فسفر و روی بالاتری نسبت به گیاهان فاقد همزیستی دارند (یلدیز اکاکاسر و همکاران، 20010). تلقیح قارچ میکوریزایی در ریزوسفر دانهالهای بادام در تحریک رشد و تغذیه گیاهان نقش دارد. غلظتهای فسفر در بافت برگ در گیاهان فاقد همزیستی، حتی وقتی که دانهالها کود فسفر زراعی دریافت کردند نسبتا پایین بود. بر اساس این نتایج پیشنهاد گردید قارچ میکوریزا آربسکولار توانایی درخت بادام برای جذب فسفر را بالا می برد (رولدان و همکاران79، 1982).
19-2 تنش شوری
شوری یک مشکل مهم برای کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک می باشد و بیش از 30 درصد زمینهای زراعی جهان تحت اثرات تنش شوری قرار دارند، در نتیجه اثرات نامناسب تنش شوری عملکرد و رشد گیاهان کشاورزی کاهش قابل ملاحظهای خواهد داشت (فلوورز 80، 2008). نتایج برخی مطالعات نشان داده است که 20 تا 50 درصد از کل آب مورد استفاده برای آبیاری در زمینهای کشاورزی تحت تاثیر غلظت بالای شوری قرار دارند، در نتیجه آبیاری با آب شور باعث بروز خسارات اقتصادی قابل توجهی می شود (فلوورز، 1999). شوری بر ظرفیت نگهداری آب اثر سوء داشته و باعث بروز عدم تعادل یونی می شود که ناشی از تنش اسمزی و یا سمیت یونی (اساسا سدیم و کلر) می باشد (وان هورن و همکاران81،2001؛ چینوسامی و همکاران82، 2005؛ تیکل و همکاران83، 2006). تجمع نمکهای محلول در ریزوسفر پتانسیل آب را کاهش خواهد داد و در نتیجه سبب کاهش دسترسی گیاه به آب می شود، به علاوه جذب زیاد یونهای نمک روی فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان رشد یافته در این محیط ها مؤثر خواهد بود (هیستر و نابورس84، 1982). به عقیده ماس و مارسشنر85 (1986) افزایش غلظت یونهای نمک (سدیم، کلسیم، کلر، سولفات) در محلول خاک سبب بروز موارد زیر خواهد شد:
کمبود آب (تنش خشکی): کاهش آب و دسترسی به عناصر غذایی و در نتیجه افزایش فشار اسمزی از محلول خاک که این سبب کاهش رشد، کاهش دریافت عناصر غذایی و پژمردگی می شود.
سمیت یونی: جذب بیش از حد سدیم و کلر اثرات نامناسب روی کارکرد غشای سلولی و متابولیسم سلول دارد که ناشی از کاهش فعالیت آنزیمها میباشد، این منجر به جلوگیری از رشد و آسیب به رشد رویشی و زایشی گیاه می شود.
عدم تعادل یونی: کاهش رقابت ریشه برای جذب، انتقال و توزیع عناصر غذایی از قبیل فسفر، کلسیم، منیزیم، پتاسیم و نیتروژن، که این امر سبب کاهش عناصر غذایی و کاهش رشد می شود.
فشردگی خاک: غلظت بالای سدیم خاک سبب افزایش پ هاش و پراکنده شدن کلویید های هوموسی و ذرات رس می شود. این روند منجر به تخریب ساختار خاک، کاهش قدرت زهکشی و در نتیجه کاهش رشد ریشه می شود.
20-2 شوری در درختان
درختان میوه معتدله به طور عمومی نسبت به غلظت زیاد نمکهای محلول در خاک حساس هستند (ماس و هافمن86، 1997 و ماس، 1986). درختان میوه معتدله نسبت به یون کلر بیشتر حساس هستند (برنستین87، 1980) و آبیاری با آب شور ممکن است سبب کاهش معنیدار عملکرد شود. گیاهان چوبی به طور نسبی به نمک در طول جوانهزنی بذر متحمل هستند و بیشتر در طول مراحل دانهالی به شوری حساس هستند و به طور پیش رونده با افزایش سن و ورود به مرحله زایشی (به استنثای فرآیند گلدهی) تحمل به شوری بیشتر میشود (شانون وهمکاران88، 1994). بیشتر درختان میوه شامل زردآلو ((Prunus armenica، آلو (P. domestica) و هلو (P. persica) نسبت به شوری حساس هستند (گوسی و تاتینی89، 1997). وجود تفاوت در میزان تحمل به شوری در میان پایههای پرونوس نیز گزارش گردیده است (اوتمن و بایرن90، 1988). طی چند دهه اخیر، استفاده از هیبریدهای بین گونهای در پرونوس به عنوان پایه برای شماری از درختان میوه هستهدار از قبیل بادام و هلو و زردآلو توصیه شده است، بنابراین انتخاب ژنوتیپهای متحمل به شوری برای تکثیر از طریق پیوند بیشتر مهم است (نویتساکیس و همکاران91، 1997).
علائم آسیب تنش شوری در درختان در بالای زمین شامل موارد زیر است (لیلند92، 1980؛ دابسون93، 1991):
لکههای نکروزه قهوهای یا زرد حاشیهای در برگ
کاهش رشد
کاهش رنگدانهها برای تحمل به شوری و ریزش برگ
کاهش رشد شاخساره و سرخشکیدگی شاخه
شاخساره و بخش هوایی قدرت رشد ندارند.
مرگ
شوری اغلب سبب تغییرات ریخت شناسی و آناتومیکی در گیاهان چوبی میشود (اوگدن94، 1980). دیواره سلولهای اپیدرمی و کوتیکول برگهای گیاهان تحت تاثیر تنش شوری ضخیمتر هستند. افزایش در ضخامت برگ در پاسخ به شوری مربوط به افزایش در تعداد سلولهای دیواره مزوفیل یا اندازه سلول یا هر دو آنها میباشد (زکری و پارسونز95، 1990). تفاوت در مقاومت درختان میوه نسبت به شوری اغلب وابسته به قدرت دفع نمک توسط ریشهها می باشد (بلوم96، 1988). در آزمایشی که توسط نایتساکیس و همکاران97 (1997) در زمینه تحمل شوری پایه GF677 صورت گرفت پیشنهاد کردند پایه GF677 تحمل کمتری نسبت به شوری کلرید سدیم در مقایسه با ارقام بادام مانند توریتو98 داشته و تحمل آن مساوی با رقم فراگنس 99می باشد.
21-2 مکانیسمهای تحمل شوری
از آنجایی که کلرید سدیم محلول ترین و فراوانترین نمک موجود می باشد، گیاهان مکانیسمهایی را به منظور کنترل انباشت این نمک اتخاذ نموده اند (مونس100، 2002). بسیاری از گیاهان توسط بیش از یک مکانیسم نسبت به شوری سازگار می شوند و این مکانیسمهای تحمل اثر متقابل بر هم دارند. بنابراین سازگاری نسبت به شوری توسط برهمکنش اثرات چندین مکانیسم تعیین می شوند (گورهام101، 1996). گیاهان یا با مکانیسم اجتناب یا با مکانیسم تحمل با شوری مقابله می کنند. یعنی گیاهان یا در دوره شوری در رکود به سر می برند و یا باید در سطح سلولی محیط شور را تحمل کنند. برای افزایش تحمل به شوری نیاز است که مواد محلول سازگار در سیتوسول و اندامکها به منظور تنظیم اسمزی تجمع یابند (یوکویی و همکاران102، 2002). مکانیسمهای مختلفی وجود دارند که در تحمل شوری مؤثر هستند و شامل توزیع یکنواخت یونهای سمی در داخل واکوئلهای سلول، تجمع یونهای متعادل کننده اسمز در داخل سیتوپلاسم، قابلیت جذب کلر یا سدیم توسط ریشهها و عدم انتقال کلر یا سدیم به قسمتهای هوایی می باشد (گارسیا سانچز و سیورتسن103، 2006).
تحقیقات متعدد نشان داده است که تحمل شوری در برخی از درختان میوه را می توان با استفاده از انواع پایه ها یا پیوندک های متحمل به شوری افزایش داد. به عنوان مثال برخی از پایه های انگور به دلیل قابلیت جلوگیری از جذب و انتقال سدیم یا کلر به قسمت های هوایی گیاه، به عنوان پایه های متحمل به شوری محسوب میشوند (فیساراکیس و همکاران104، 2004). در گیاه آلو، پایه پیکسی105 به عنوان پایه نسبتا متحمل به شوری و پایه های ماریانا جی اف، 1- 8 و میروبالان- بی به عنوان پایه​ های حساس به شوری مطرح می باشند (بولات و همکاران106، 2006). ماس و گراتان107 (2002) پیشنهاد دادند بادام در زمره درختان میوه حساس به شوری قرار میگیرد. یکی از راهحلهای مقابله با شوری، انتخاب ژنوتیپ های مقاوم به شوری است (نویتساکیس و همکاران، 1997).

22-2 اثر شوری بر رشد رویشی
تنش شوری جزو اولین تنشهای محیطی است که گیاهان از گذشته با آن مواجه بودهاند و امروزه به عنوان یکی از مهمترین تنشهای محیطی رشد گیاهان را تحت تاثیر قرار می دهد. اما آنچه که اهمیت این تنش را بیش از سایر تنشهای محیطی مشخص می



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید