دانشكده حقوق و علوم سياسي
پايان نامهی كارشناسي ارشد در رشتهی حقوق- جزا و جرم شناسي
بهائیت از منظر حقوق جزا
به وسیلهی
ایوب نوروزی
استاد راهنما
دکترمحمد هادی صادقی
بهمن ماه 1390
جنگ هفتاد دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
به‌ نام خدا
اظهارنامه
اينجانب ایوب نوروزی دانشجوي رشتهی حقوق گرایش جزا و جرم شناسي دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز اظهار مي‌كنم كه اين پايان‌نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهايي كه از منابع ديگران استفاده كرده‌ام، نشاني دقيق و مشخصات كامل آن را نوشته‌ام. همچنين اظهار مي‌كنم كه پايان‌نامه و موضوع پايان‌نامه‌ام تكراري نيست و تعهد مي‌نمايم كه بدون مجوز دانشگاه دستاوردهاي آن را منتشر ننموده و يا در اختيار غير قرار ندهم. كليه‌ي حقوق اين اثر مطابق با آيين‌نامه‌ي مالكيت فكري و معنوي متعلق به دانشگاه شيراز است.
نام و نام خانوادگی : ایوب نوروزی
تاریخ و امضاء :2/2/1391
به‌نام خدا
بهائیت از منظر حقوق جزا
به‌ کوشش
ایوب نوروزی
پايان‌نامه
ارائه به معاونت تحصيلات تکميلي به عنوان بخشي
از فعاليتهاي لازم براي اخذ درجه کارشناسي ارشد
در رشته‌ي
حقوق جزا و جرم‌شناسي
از دانشگاه شيراز
شيراز
جمهوري اسلامي ايران
ارزيابي شده توسط کميته پايان‌نامه با درجه ……………..
دکتر محمدهادي صادقي، دانشيار بخش حقوق جزا و جرم‌شناسي (استاد راهنما)……………………………………………
دکتر فضل‌الله فروغي، استاديار بخش حقوق جزا و جرم‌شناسي (استاد مشاور)……………………………………………….
دکتر شهرام ابراهيمي، استاديار بخش حقوق جزا و جرم‌شناسي (استاد مشاور)……………………………………………….
تهي دستي ما را به ديده کرم بنگريد که آنچه آوردهايم نه درخور شماست بلکه به ميزان بضاعت علم خودمان است. اين مجموعه برگ سبزي است و تحفهايست ناقابل تقديم به بهترين خوبان عالم، آنان که سبزي زندگي و محبتشان به وصف درنيايد و از تفسير فداکاري و عشقشان زبان قاصر است.
حاصل رنج اين تحقيق را که گوشهاي از تلاش من است، به برترينهاي زندگيم تقديم
ميکنم. به آنها که جرعه جرعه هستيم، قطره قطره حيات آنهاست.
تقديم به محضر موعود منتظر
مهدي (عج)
تقديم به مظهر مردانگي و غيرت
پدر
تقديم به درياي ايثار و محبت
مادر
و
تقديم به
شهيدان راه آزادي
سپاسگزاري
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
بعد از تــو روا باشــد نقض همه پيمانها
گر در طلبت رنجي ما را برسد شايد
چون عشق حرم باشد سهل است بيابانها

سر بر آستان جلال پروردگار بي‌همتا مي‌سايم که دگر بار توفيق اندوختن دانشي هر چند اندک را روزيم فرمود. اينک که در پرتو لطف بيکرانش، در پايان راه اين پايان‌نامه و ابتداي مسير دانش‌اندوزي قرار گرفته‌ام، بر خود لازم مي‌دانم از تمام عزيزاني که بنده‌ی حقير را ياري نموده‌اند تشکر و قدرداني نمايم.
تقدير و تشکر از پدر و مادر مهربانم و برادربلند همتم که جرعه‌جرعه هستيم، قطره‌قطره‌ي حيات آنهاست. سلامتي و توفيق خدمت ايشان را از خداوند متعال خواستارم.
مراتب قدرداني و سپاس خود را خدمت استاد عزيز و ارجمندم، جناب آقاي دکتر محمدهادي صادقي تقديم مي‌نمايم که قبول زحمات فراوان، درياي علم و تجربه‌ی خويش را در اختيار من قرار دادند، کمال سپاسگزاري را دارم.
همچنين از اساتيد بزرگوار جناب آقايان دکتر فضل الله فروغي و دكتر شهرام ابراهيمي به عنوان اساتيد مشاور که راهنمايي‌هاي ارزنده شان در طي کليه مراحل تحقيق و تدوين اين پايان‌نامه بسيار الهام‌بخش و راهگشا بوده است.
چكيده
بهائیت در قانون مجازات اسلامی
به کوشش
ایوب نوروزی
همواره فرق انحرافي با حمایت کشورهای استعماری با تاثير بر روي باورها و اعتقادات مردم و ايجاد شبهه در اين باورها باعث از بين بردن وحدت ملي و بي اعتماد كردن آنها نسبت به حكومت شده است،يكي از اين جريان هاي انحرافي بهائيت است كه به اسم دین با تشكيلات و تبليغات گسترده تهديدي نرم براي امنيت جامعه اسلامي به شمار مي آيد.نحوه برخورد با این تشکیلات و فرقه ها علي رغم نظرات پراكنده ،در قوانين مصوب صريحاً مشخص نشده است ،ليكن با مراجعه به منابع و فتاواي معتبر فقهي جرم بودن تشکیلات و عضویت در این فرقه غير قابل خدشه است ،لذا بررسي مباني جرم انگاري آن و همچنين ارتباط رفتارهاي مجرمانه اعضاي اين فرقه با ساير جرائم عليه دين و امنيت مي تواند از تشتت برخوردها و صدور آرای معارض در قبال مرتكبين ،اعضا و گردانندگان آن راهگشا باشد.
كليدوا‍‍ژه ها: بابيت، بهائیت،فرقه مجرمانه،امنيت نرم،جرم عليه دين.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه
الف: طرح موضوع2
ب: بیان مساله2
ج:اهمیت و ضرورت پژوهش3
د: سوال پژوهش3
ز: سابقه علمي3
و:هدف پژوهش 4
ه:روش پژوهش 4
و: پلان کار 4
مبحث اول: روند شکل گیری بهائیت5
گفتار اول: پیشینه بهائیت5
بند اول: شیخیه5
بند دوم: بابیت7
بند سوم: بهائیت10
بند چهارم:رهبران بهایی11
گفتار دوم: نقش بیگانگان در شکل گیری جریان بهائیت13
بند اول: بهائیت و فراماسونری14
بند دوم: بهائیت و صهیونیسم16
بند سوم: بهائیت و دول متخاصم19
مبحث دوم: اصول اعتقادات بهائیان23
گفتار اول: اعتقاد به تجلی و تجسد خداوند در میرزا حسینعلی بهاء23
گفتار دوم: منسوخ شدن ادیان گذشته و تشریع دین جدید25
گفتار سوم:انکار قیامت26
عنوان صفحه
مبحث سوم: وضعیت کنونی بهائیت28
گفتار اول: استفاده از عنصر تبلیغ 28
گفتار دوم: تلاش بهائیان برای افزایش جمعیت30
فصل دوم: فرقه مجرمانه بهائیت
مبحث اول: مبانی جرم انگاری32
گفتار اول: مبانی شرعی33
بند اول: آیات قرآن کریم 36
بند دوم: احادیث و روایات39
گفتار دوم: مبانی عرفی40
بند اول: امنیت و نظم عمومی40
بند دوم: نیرنگ 44
بند سوم : خشونت45
مبحث دوم:فرقه بودن بهائیت46
گفتاراول: مفهوم فرقه46
بند اول: مفهوم لغوی46
بند دوم: مفهوم اصطلاحی47
بند سوم:ویژگیهای فرقه48
بند چهارم:تفاوت فرقه و دین 50
گفتار دوم:تشکیلات فرقه بهائیت53
بند اول: بیت العدل53
بند دوم:واحدهای تبلیغاتی54
بند سوم:محافل ملی و محلی55
گفتار سوم:فرقه بهائیت و براندازی55
فصل سوم: ارتباط بهائیت با جرائم علیه دین و امنیت
مبحث اول: بهائیت و جرائم علیه دین 61
گفتار اول: بهائیت و ارتداد63
گفتار دوم:بهائیت و بدعت66
مبحث دوم:جرائم علیه امنیت68
عنوان صفحه
گفتار اول:بهائیت و عضویت و تشکیل اداره و گروه با هدف بر هم زدن امنیت72
گفتار دوم: بهائیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام74
نتيجه‌گيري و پیشنهادات 81
فهرست منابع84

فصل اول
مقدمه
الف)طرح موضوع
در طول تاريخ همواره برخي از افراد بيماردل و جاهل و هواپرست از آموزه هاي اصيل اسلامي سوءاستفاده كردند و به ادعاي واهي مي پرداختند و به تشكيل گروه و فرقه هاي منحرف با هدف مخالفت با اسلام اقدام مي كردند ،يكي از اين فرقه هاي انحرافي بهائيت است
بهاييان با تفكرات غاليانه و مغاير با تمام اديان الهي ديني بشرساز ارائه كرده اند به عنوان مثال باب و بها خود را بالاتر از تمام انبياء الهي دانسته و در جاي جاي آثار شان خود را داراي مقام ربوبيت و الوهيت قلمداد كرده اند دين اسلام را نسخ شده پنداشته و دوران آن را خاتمه يافته معرفي كرده اند ،اين فرقه ها همواره در ستيز با اسلام و تشيع قرار دارند اين نظم و مقابله با اسلام بوده اند بر اساس اصل بيست قانون اساسي “داشتن يك عقيده و مرام آزاد است ولي اعلان و ابراز آن به منظور تحريك ديگران ،جريان سازي و يا تبليغ و تظاهر به قصد اغواگري و تشويش اذهان ديگران و عناوين مشابه مجاز نخواهد بود”.
ولي اعضاي اين فرقه از اين اصل تخطي كرده و به تبليغ اين فرقه در سطح بين المللي و داخلي و جذب نيرو و سازماندهي يك جبهه مخالف عليه جمهوري اسلامي پرداخته اند ولي در قانون مجازات ما كه ضامن اجراي اصول ق.ا است،جایگاه اين فرقه به طور مشخص جرم انگاري نشده است و شيوه برخورد با فعاليت هاي اين فرقه با ابهام جدي روبرو است.
ب)بيان مساله
اين پژوهش كه فرقه بهائيت از ديدگاه حقوق كيفري ارائه مي‌گردد تلاشي است در جهت تحقيق و شناسايي يكي از فرقه‌هاي انحرافي كه در حقوق جزا مورد توجه نگرفته است. در اين نوشتار سعي گرديده است، ضمن مراجعه به منابع مختلف، فقهي و حقوقي تعريفي از تشكيلات و عضويت واداره و هدف اين فرقه مجرمانه ارائه گردد و مبانی آن تحليل و ارتباط آن با ساير جرائم عليه امنيت و عليه دين بررسي شود و در پايان اين تحقيق واكنش هايي كه براي مقابله با اين پديده انحرافي قابل اعمال است بررسي شود و تا حدي از ابهامات و سردرگمي هاي دستگاه قضايي در اين مورد انحرافي بكاهد.
ج)اهميت و ضرورت پژوهش
گسترش و فعاليت هاي فرقه هاي انحرافي مثل بهائيت در جامعه ايراني و ابهام و عدم صراحت در قوانين موضوعه جهت برخورد با تشكيلات گسترده بهائيت و شيوه برخورد و مقابله با اين فرقه هاي انحرافي دچار مشكل جدي ساخته است
د)سوال پژوهش
1-آيا با توجه به قانون مجازات اسلامي ما تشكيل فرقه بهائيت جرم است؟
2-آيا برخي رفتارهاي فرقه مذكور مي تواند مصداق جرائم عليه امنيت و عليه دين قلمداد گردد؟
ز)سابقه علمي
از لحاظ سابقه تاريخي هيچ پايان‌نامه‌ايي و يا نوشته‌ي ديگري به تحليل حقوقي بهائيت نپرداخته است، البته كتابها و مقالات متعددي در زمينه بهائيت وجود دارد كه اكثراً به تحليل جامعه‌شناختي و سياسي بهائيت پرداخته اند. از جمله اين كتب، بهائيت در ايران نوشته دكتر سعيد زاهداني با همكاري محمدعلي‌ اسلامي چاپ سوم 1384 نشر مركز اسناد انقلاب اسلامي است كه اين كتاب به بررسي چند و چون بهائيت به عنوان یک جنبش مذهبي پرداخته است و
به اين مقوله مي‌پردازد كه فرقه‌هاي شيخيه و بابيه كي و چرا و چگونه به وجود آمده‌اند، ديدگاه و اعتقاداتشان چيست، اين تحقيق به بهائيت از زاويه جامعه‌شناختي و سياسي مي‌نگرد و نحوه تعامل آن را با اقتدار ملي مورد توجه قرار مي‌دهد، كه اين كتاب سه بهره، هفت فصل و يك نتيجه‌گيري دارد.
بابيگري و بهاييگري نوشته محمد مهدي اشتهاردي ناشر آن كتاب آشنا، چاپ اول، بهار 1379، اين كتاب در رابطه با امام زمان نوشته شده است و از اين نظركه از آغاز غيبت آن حضرت تاكنون به طور مكرر افراد گمراه ادعاي مهدويت و بابيت كرده اند و بازيچه استعمار شده‌اند تا بلكه بتوانند از اين راه در ميان شيعيان تفرقه و پراكندگي ايجاد كنند. اين كتاب در حقيقت به آگاهي بخشي پرداخته تا موجب بيداري اقشار جامعه شود. و در پنج فصل ارائه شده است.
كتاب نيمه پنهان يا سايه شوم؛ نوشته مهناز رئوفي، انتشارات كيهان. چاپ اول 1385 اين كتاب خاطره يك زن بهايي بازگشته به اسلام است، نويسنده در اين كتاب علت مسلمان شدن خود را به وضوح شرح مي‌دهد با قلمي روان و روشن از ماجراهاي همزيستي با بهائيان مي‌گويد.
كتابي تحت عنوان الفرقه الهامشيه في الاسلام؛ اثر بن عبدالجليل در سال 2005 ميلادي توسط دارالمدار اسلامي روانه بازار تحقيقات مربوط به اديان و فرقه‌ها شده است. اين كتاب يكي از جديدترين آثاري است كه درباره فرقه‌هاي افراطي در شيعه نوشته است. در اين كتاب در فصل اول از بهائيت بحث شده است. در واقع نويسنده در صدد بيان اين نكته است كه فرقه‌هاي انحرافي اسلام چگونه شكل گرفته‌اند نظريه مولف اين است كه فرقه‌گرايي در جهان اسلام چه تأثيري داشته است.
و به ترتيب كتاب‌هاي ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، خاطرات حسين فردوست، تهران، موسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، سال 1370، بهائيت از ادعا تا واقعيت، نوشته مهدي كريمي سلسله مباحث بهايي شناسي، انتشارات رادنگار، محاكمه باب و بها، انتشارات برهان، دكتر همت، چاپ سوم تهران 1344. خداي عصر ارتباط، نوشته محمدرضا حسيني، تهران 1388 فتنه باب، جلد دوم تأليف اعتماد السلطنه به قلم عبدالحسين نوايي، چاپ ،1377 انتشارات تهران، بهائيت دين نيست، ابوتراب همت، چاپ دوم، چاپ نيكتو تهران 1325 جستاري از تاريخ بهايي‌گري در ايران دكتر شهبازي، موعود، شهريور 1387، شماره 91.
اين كتب و نوشته‌ها همانطور كه در ابتدا گفته شد نيز به تحليل جامعه‌شناسي و سياسي و چگونگي شكل‌گيري اين فرق پرداخته است و هيچ كدام به تحليل حقوقي نپرداخته است.
و)هدف پژوهش
هدف از اين پژوهش رفع ابهام نسبت به رفتارهای مجرمانهی بهاییت، عملكرد تشكيلاتي و فردي اعضاء آن در ارتباط با حقوق جزاست.
ه)روش پژوهش
روش به كار گرفته شده در اين پژوهش روش توصيفي – تحليلي است. و اطلاعات گردآوري شده از طريق منابع كتابخانه و اينترنت مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
ی)پلان کار
فصل اول :ديرينه و كليات ،در ابتداي اين فصل به نحوه شكل گيري و ورود اين فرقه مجرمانه در جامعه اسلامي ايران اشاره مي گردد و در ادامه وضعیت کنونی این فرقه در جامعه ايران مورد بررسي قرار مي گيرد .
فصل دوم:فرقه مجرمانه بهاییت :در اين فصل با توجه به نقش و هدفي كه اين فرقه از تشكيل چنين گروهي دنبال و در راستاي آن فعاليت هاي خود را شكل مي دهد ابتدا مباني جرمانگاري رفتارهای اين فرقه و در ادامه ركن قانوني آن بیان می شودو فرقه بودن و تشکیلاتی بودن این فرقه تبیین می شود.
فصل سوم:ارتباط بهاییت با جرائم علیه دین و امنیت با تاکید بر نهاد تعدد جرم:در اين قسمت با توجه به تعريفي كه از ا ين فرقه انحرافي در فصل دوم ارائه مي گردد سعي مي شود رفتارهاي مجرمانه ايي كه اين فرقه با عناويني مثل جرايم عليه امنيت و دين مرتكب مي شوند بررسي شود.
مبحث اول:روند شكل گيري بهائیت
یکی از فرقه هایی که در تشکیل فرقه بهائیت موثر بود و در واقع اساس بهائیت از آن فرقه و رهبران آن گرفته است فرقه شیخیه است چنانچه محمدعلی بها بانی فرقه بابیت از شاگردان سید کاظم رشتی از جمله رهبران شیخیه است لذا در بررسی روند شکل گیری این فرقه لازم است با فرقه شیخیه و اصول و اعتقادات آنها مختصری بیان شود.
گفتار اول:پيشينه بهائيت:
پيشينه بهائيت را بايد در فرقه شيخيه جستو كرد كه از آن به عنوان فرقه كشفيه يا پايين سري نيز تعبير مي كنند. شیخیه مقدمه شکل گیری فرقه های بابیه و بهائیه را فراهم آورد. حسینعلی خان نوری بانی فرقه بهائیه با سه واسطه از مشرب شیخیه بهره جست. با این تفاوت که فرقه شیخیه خود را یک فرقه اسلامی می دانند و برخی فرقه های زیر شاخه این نحله حتی با اسلام شیعی و فقه اصولی نیز فاصله چندانی ندارند1، اما پیروان بهائیه خود را صاحب دینی جدید می دانند. با این وصف شناخت فرقه شیخیه و فرقی که از آن برآمده است، ما را در آشنایی بیشتر با علل ظهور بابیه و بهائیه کمک می کند.
بند اول:شيخيه
در زمان فتحعلي شاه به علت جنگ‌هاي زياد بين ايران و ساير كشورها، و فقري كه بر عامه مردم به علت جنگ‌ها حاصل شده بود مردم به ستوه آمده بودند و به دنبال يك منجي مي‌گشتند. در اين بين شيخ احمد احسايي از امام زمان (عج) و همچنين از ارتباطاتي كه با او دارد براي مردم مي‌گفت و باعث شد عده‌اي از مردم به دور او جمع شوند، او عقايد خود را به عنوان شيعه خالص بيان مي‌كرد،.علامه حسن‌زاده آملي راجع به شيخ احمد احسايي مي فرمايد؛
قائل به اصالت وجود است و قواعد فلسفي را معتبر نمي‌داند بدون اين‌كه متوجه باشد در گرداب تفویض و شرك افتاده است و سهمي از توحيد ندارد. 2
پيروان شيخ احمد احسايي مجموعا از مردم بصره، حله، کربلا، قطیف، بحرین و بعضی از شهرهای ایران بودند . 3

شیخ احمد احسایی، هر چند به وارستگی و تلاش در عبادات و ریاضت های شرعی، ستوده شده و به برخورداری از علوم مختلف و تربیت شاگردانی چند شهرت یافته بود لیکن آراء و نظریاتش، مصون از خطا و اشتباه نبود و گاهی برخی از عالمان و اندیشمندان معروف آن عصر، با انتقاد جدی از اندیشه ها و لغزش های وی، او را «غالی » ، «منحرف » و حتی «کافر» می خواندند4 . احسایی خود می گوید:
محمد بن حسین آل عصفور بحرانی – که پدرش از مشایخ بوده است – در بحثی رویارو، بر وی انکار آورد.5
شيخ احمد احسايي با اين كه شيعه بود ولي بعضي اعتقادات او مخالف با عقايد شيعه است. از جمله مهم‌ترين اختلافات شيخيه با شیعه از قرار زیر است:
1-معاد: شيخ احمد احسايي اعتقادي به معاد جسماني ندارد و معاد را روحاني مي‌داند، و از آن به هور قليايي تعبير مي‌كند، شيخ احمد احسايي بر اين اعتقاد بود كه كالبد جسم تباه مي‌شود.
در واقع شيخ احمد احسايي به دو نوع جسم قائل بود، الف) كالبد ظاهري كه در دنيا تجزيه و تحليل مي‌شود و عناصر آن به طبيعت بر مي‌گردد و ب) بعد از اين كه جسم دنيوي از بين رفت جسم لطيفي از آن باقي مي‌ماند كه شيخ احمد احسايي از آن تعبير به هور قليا مي‌كند.6
2- معراج: شيخ احمد احسايي معراج جسماني پيامبر را قبول دارد ولي اختلافي كه در اين زمينه با شيعيان دارد اين است كه در هر فلكي كه پيامبر وارد مي‌شد بايد جسم او متناسب با آن تغيير مي‌كرد تا جسم پيامبر آسيب ببيند7.
3- ركن رابع: يكي ديگر از عقايد انحرافي شيخ احمد احسايي اعتقاد به ركن رابع است، شيخ احمد احسايي اصول دين را به چهار مورد منحصر مي‌كند، توحيد، نبوت، امامت و ركن رابع.او عدالت را ذكر نمي‌كند. در واقع اعتقاد او بر اين است که صفات خداوند در قرآن بيان شده و ديگري نيازي به ذكر جداگانه آن نيست، هم‌چنين معاد را هم قبول ندارد. چون در قرآن ذكر شده است و ديگري احتياجي به بيان آن نيست وقتي مسلمانان قرآن را قبول دارند پس به تبع آن معاد را هم پذيرفتند.8
به اين ترتيب شيخ احمد احسايي چهارمين اصل از اصول دين را ركن رابع ذكر مي‌كند و ركن رابع همان شيعه كامل است كه واسطة بين شيعيان و امام غائب است و احكام را بی واسطه از امام غائب مي‌گيرد.
شيخ احمد احسايي امامان معصوم (ع) را از علل اربعة كائنات و واسطة فيض الهي و آفرينندة موجودات ديگر به اذن الهي دانسته و صفت خالقيت و مشيت الهي را به اهل بيت نسبت داده است9.
امام رضا (ع) در مورد كساني كه همچنين اعتقادي داشته باشند مي‌فرمايد: اگر كسي گمان كند كه خداوند عزوجل كار آفرينش و رزق را به حجت‌هاي خود واگذار كرده، تفويضي و مشرك است10.
به اين ترتيب شيخ احمد احسايي خود را ركن رابع و واسطه مردم و امام غائب مي‌دانست و بعد از او سيد كاظم رشتي ركن رابع بود كه بنا به گفته سيد كاظم رشتي تا ظهور حجت زمين خالي از ركن رابع نخواهد بود. شیخ احمد احسایی در آخر عمر سيد كاظم رشتي را جانشين خود كرده و از شاگردانش خواست كه بعد از او از سيد كاظم رشتي پيروي كنند به اين ترتيب رهبري شيخيه را به عهده گرفت. سيد كاظم رشتي هم به پيروي از استادش معتقد به بابيت بود و به اين اعتقاد بود كه واسطه فيض ميان امام زمان و مردم شيعه كامل و ركن رابع است. سيد كاظم رشتي جانشيني براي خود تعيين نكرد. به اين ترتيب اختلاف بر سر جانشيني او به وجود آمد و چهار نفر ادعاي جانشيني او را كردند كه عبارت بودند از 1- حاج كريم خان 2- ميرزا شفيع 3- ميرزا طاهر حكاك 4- ميرزا علي‌محمد شيرازي توانست جانشين سيد كاظم رشتي شد و زمينه بابیه را فراهم كرد11
بند دوم:بابيت
فرقه بابيه به دست علي‌محمد شيرازي ملقب به باب تأسيس شده است كه پیروانش او را حضرت اعلي و نقطه اولي هم لقب‌دادهاند.12 از آنجا كه در ابتداي دعوتش مدعي بابيت امام دوازدهم شيعه بود خود را باب امام زمان (عج) مي‌دانست و پيروانش را بابيه ناميدند.
بعد از مرگ سيد كاظم رشتي از آنجا كه جانشيني براي خود تعيين نكرده بود پس از گرويدن 18 نفر به سيد علي‌محمد شيرازي خود را جانشين سيدكاظم رشتي و باب امام زمان معرفي كرد، البته با اين كه بيشتر طرفداران سيدعلي‌محمد از شاگردان سيدكاظم رشتي بودند با اين حال بسياري از شاگردان سيدكاظم رشتي مخالف بابيت علي محمد بودند، مرحوم شيخ احمد احسايي و سيدكاظم رشتي در جميع آثارشان به ضروريات اسلام از قبيل خاتميت، نبوت، رسالت حضرت رسول‌الله (ص)، عدم نسخ اسلام، قائميت حضرت ابوالقاسم حجه‌بن الحسن العسكري اعتراف كرد‌ه‌اند و منكر آن را منكر ضروري دين دانسته‌اند و بنابراين همانطور كه در ادامه مي‌آيد سيد علي‌محمد شيرازي از نظر شيخيه هم مرتد و مستوجب كيفر است.13
آثار اوليه سيدعلي‌محمد شيرازي منطبق با مزاج شيخيه و مغاير با عقايد شيعه اماميه، مبني بر دعواي بابيت بود. مثلاً در تفسيري كه بر سورة يوسف نوشته بود بيان كرد كه اين كتاب را از جانب محمد بن الحسن العسكري نوشته است و به اين ترتيب ادعاي بابيت امام زمان (ع) را علني ساخت. 14
سيد علي‌محمد شيرازي بعد از مدتي كه از ادعاي بابیت گذشت، ادعاي ديگري نيز كرد كه به ترتيب بيان مي‌كنيم:
1- ادعاي ذكريت: در واقع او ذكر را بالاترين مرتبه سلوك مي‌نامد. باب پس از ادعاي بابيت شروع به تفسير و تأويل قرآن مي‌كند و بيان مي‌كند كه امام دوازدهم شيعيان او را مأمور ساخته كه مردم را ارشاد كند. در تفسيري كه بر سورة يوسف مي‌نويسد بيان مي‌كند كه:
همانا خداوند مقدر كرده است كه اين كتاب، از نزد محمد، پسر حسن و پسر علي و پسر موسي، پسر جعفر، پسر محمد، پسر علي، پسر حسين، پسر علي، پسر ابي‌طالب، بر بنده‌اش برون آيد تا از سوي ذكر (سيدعلي‌محمد) حجت بالغة خدا بر جهانيان باشد. 15
2-ادعاي قائميت: بعد از مدتي كه از ادعاي ذكريت و بابيت گذشت و توانست عده‌اي را دور خود جمع كند اعلام كرد كه «انني انا القائم الحق الذي انتم بظهوره توعدون16 من همان قائم حقي هستم كه شما به ظهورش وعده داده شده‌ايد يا منم آن كسي كه هزار سال مي‌باشد كه منتظر آن مي‌باشيد.17
مدت دعوت قائميت و مهدویت سيد علي‌محمد شيرازي دو سال و نيم بيشتر نبود، با وجود توبه نامه در ادعاي خويش ثبات قدم نداشته است. 18
3- ادعاي نسخ اسلام: علي‌محمد باب مدعي نزول كتاب جديد و دين جديد شد و با نوشتن كتاب بيان دين اسلام را نسخ كرد و در اين‌باره نوشت: در هر زمان خداوند عزوجل كتاب و حجتي از براي خلق مقدر فرموده و مي‌گويد در سه هزار و دويست و هفتاد از بعثت رسول الله (ص) كتاب بيان و حجت را است حروف سبع (علي‌محمد كه داراي هفت حرف است)19
از آنجايي كه لازمه ظهور هر شريعت جديدی، نسخ شريعت قبلي است لذا بهائيان بيان را ناسخ‌ قرآن مي‌دانند. 20
در واقعه بدشت قره‌العين گفت که : اي اصحاب اين روزگار از ايام فترت شمرده مي‌شود امروز تكاليف شرعيه يك باره ساقط است و اين حوم و صلوه كاري بيهوده است. آن‌گاه كه ميرزا علي‌محمد باب اقاليم سبعه را فرو گيرد و اين اديان مختلف را يكي كند. تازه شريعتي خواهد آورد و قرآن خويش را در ميان امت وديعتي خواهد نهاد، هر تكليف كه از نو بياورد بر خلق روي زمين واجب خواهد گشت. پس، زحمت بيهوده بر خويش روا نداريد و زنان خود را در مضاجعه طريق مشاركت بسپاريد و در اموال يكديگر شريك و سهيم باشيد كه در اين امور شما را عقابي و عذابي نخواهد بود.21
قضيه از اين قرار بود كه در اجتماعي كه در بدشت واقع شد ،علي‌محمد باب و حسينعلي ميرزا و قره‌العين حضور داشتند، در آن زمان علي‌محمد باب تنها ادعاي بابیت را داشت، در واقع نگرش نسخ اسلام و از بين بردن شريعت‌هاي قبلي از قره‌العين بود كه به علي‌محمد باب القاء كرده بود. در مورد خصوصيات قره‌العين گفته‌اند كه زني بي‌قيد و بند بوده و همانطور كه در تلخيص تاريخ نبیل زرندي آمده، قامت پريوش خود را در برابر ديد و تماشاي همگان نهاد. 22
4-ادعاي نبوت: ميرزا علي‌محمد شيرازي در سن بیست و پنج سالگي ادعاي نبوت و پيامبري كرد، بهائيان معتقدند كه علي‌محمد باب دو مقام دارد؛ الف) پيامبري مستقل و صاحب كتاب بود؛ ب) مبشر و بشارت دهندة به ظهور پيامبر ديگري به نام ميرزا حسينعلي است. آنان باب را از جمله انبياي الهي می دانند. باب را شبيه حضرت موسي و حضرت عيسي و حضرت محمد (ص) دانسته ند و گفته‌اند كه صاحب آييني مستقل و آييني جديد است و نيز گفته‌اند همان موعود مقدس است كه با ظهورش وعده همه پيامبران تحقق يافته است، ميرزا علي‌محمد شيرازي مي‌گفت: حضرت حجت ظاهر شد به آيات و بينات به ظهور نقطه بيان كه بينه ظهور فرقان است23 باب خود را برتر از همه انبياي الهي مي‌دانست و مظهر نفس پروردگار مي‌پنداشت، 24باب در تفسير سورة يوسف ادعا كرده است: «ان الله قد اوحي الي ان كنتم تحبون الله فاتبعوني و نيز گفته است. من از محمد افضل‌ام، چنان كه پيغمبر گفته است بشر از آوردن يك سورة من عاجز است. من مي‌گويم بشر از يك حرف كتاب من عاجز است. زيرا محمد (ص) در مقام الف و من در مقام نقطه هستم.25
وي در كتاب‌البيان آورده است:‌«قسم به خدا، امر من از امر رسول الله عجيب‌تر است. او در ميان عرب تربيت شد و من در ميان عجم و در سن بيست و پنج سالگي.
در نهايت اين كه علي‌محمد باب به مقام نبوت نيز اكتفا نكرده و ادعاي خدايي مي‌كند. مي‌گويد: انَّ علي قبل نبيل ذات‌الله و كينو نبه.26
به هر حال در نهایت سيد علي‌محمد شيرازي به خاطر آشفتگي كه در اوضاع مملكت ايجاد كرده بود با ادعاي منحرافه خود به اصرار اميركبير تیرباران شد
بند سوم: بهائيت
فرقه‌ايي برگرفته از آئين بابي است كه اساس آن نفي توحيد و نفي خاتميت پيامبر، نسخ اسلام و نفي روحانيت و حجیت تقليد در اسلام است.
فرقه بهائيه را ميرزا حسين‌علي نوري بنيان نهاده است، پدر ميرزا حسين‌علي نوري معروف به ميرزا بزرگ از مستوفيان و منشیان محمد شاه قاجار بود. ميرزا حسين‌علي از پیروان باب بود.27از جمله فعاليت‌هاي ميرزا حسين‌علي نوري در زمان باب همكاري در آزادي قره‌العين در قزوين وهمكاري در به شهادت رساندن ملا محمدتقي برغاني كه درنهایت دستگير شده بود. به استناد منابع بهايي، باب بعد از مرگ خود ميرزا يحيي (برادر حسينعلي نوري) را جانشين خود اعلام كرده بود.28 ، البته اختلاف نظرهاي‌هايي در اين زمينه هست، ولي به هر حال بيشتر بابي‌ها به جانشين ميرزا يحيي گردن نهادند و بدين سان او جانشين محمدعلي باب شد. و چون در اين زمان سن ميرزا يحيي كم بود، عملاً حسينعلي ميرزا زمام امور را به دست گرفت، ولي چندي بعد به علت حس رياست‌طلبي كه ميرزا حسينعلي داشت كم‌كم حسينعلي ادعاي من يظهره الهي كرد و عده ای از بابيان اين ادعاي ميرزا حسينعلي را پذيرفتند وعده ايی نيز به مخالف با آن برخاستند.29 در همين ايام بود كه بابي‌ها عملاً‌ به سه گروه تقسيم شدند، عده‌ايي كه جانشين ميرزا يحيي (صبح ازل) را پذيرفتند، ازلي نام گرفتند وعدهايی كه به حسينعلي بهاء پيوستند بهائي ناميده شدند و عده‌ايي كه ادعاي اين دو برادر را نپذيرفتند بابي باقي مانند، و به اين ترتيب با ادعاي حسينعلي ميرزا آيين بهائيت به وجود آمد، البته همانگونه كه در ادامه‌ مي‌آيد حسينعلي ميرزا ادعاي ديگر نيز داشته است، ادعاي ربوبيت و الوهيت داشته است و در نوشته‌هاي مختلف خود را خداي خدايان، آفريدگار جهان و خداي تنهاي زندان ناميد و پیروانش نيز خدايي او را پذيرفتند. عبدالبها مقام پدرش را احديت ذات هويت وجودي خوانده است ،و قبر او قبله بهائیان شده است.30

بند چهارم :رهبران بهایی
الف :عباس افندی
عباس افندی (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر میرزا حسینعلی است و جانشین میرزا حسینعلی بها محسوب می گردد. عبدالبها در این میان با برادر خود محمدعلی بها اختلافاتی داشت ولی در نهایت توانست جانشین حسینعلی بها شود31. از جمله خصوصیات جالب عبدالبهاء‌ ، در مقام رهبری بهائیان این بود که با توجه به اوضاع اجتماعی و دینی وبه منظور جلب رضایت مقامات عثمانی ،‌ رسماً و با التزام تمام، در مراسم دینی اسلامی، از جمله نمازجمعه ، شرکت می کرد و به بهائیان سفارش کرده بود که در آن دیار به کلی از سخن گفتن در باره آیین جدید بپرهیزند32 و همچنین برای روسای حکومت های مختلف از جمله برای امپراطور روس یا برای حکومت عثمانی دعا میکرد.
دریافت نشان شهسواری (نایت هود) از دولت انگلیس و ملقب شدن وی به عنوان سر نیز بعد از استقرار انگلیسیها در فلسطین صورت گرفت33 و همچنین عبدالبها به انگلیس و اروپا بسیار سفر میکرد و این نقش عمده ایی در گسترش این آیین داشت.34 پیش از این مرحله ، آیین بهائی بیشتر به عنوان یک انشعاب از اسلام بروز کرده بود و حتی رهبران بهائی در برخی مواضع ،‌در بلاد عثمانی خود را شاخه ای از متصوفه شناسانده بودند. در آن مرحله ، رهبران و مبلغان این آیین برای اثبات حقانیت خود از درون قرآن و حدیث به جستجوی دلیل می پرداختند و آنها را برای مخاطبانشان که مسلمانان، به ویژه شیعیان بودند مطرح می کردند. پیروان اولیه آیین بهائی نیز از دین جدید همین تلقی را داشتند و به همین سبب ، مهم ترین متن احکامی این آیین، کتاب اقدس است که از حیث صورت ،‌تشابه کامل بر متون فقهی اسلامی دارد و به ادعای منآبع متأخر بهائی ،‌با توجه به محیط معتقدات مذهبی ایران و سوابق عقیده و سنت و عرف و عادت مردم، در زمان پیدایی این آیین و فقط به اعتبار شیعیان و ایرانیان معاصر با ظهور آیین بهائی تدوین شده است.عبدالبهاء چندین کتاب نیز نوشت که اهم آنها بدین قرار است: مقاله شخصی سیاح، گزارشی است از زبان یک سیاح موهوم، در باره تاریخ باب و بهاء ؛ مفاوضات ،‌مکاتیب ،‌خطابات، هر سه مشتمل بر مطالب مختلف و سخنرانی ها و نامه های او، تذکره الوفا که زندگی نامه شماری از قدمای آیین بهائی است.
ب:شوقی افندی
شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصیت وی، در رساله ای موسوم به الواح وصایا به جانشینی وی منصوب شده بود. شوقی،‌بر خلاف نیای خود، تحصیلات رسمی داشت و در دانشگاه امریکایی بیروت و سپس در آکسفورد تحصیل کرده بود35. نقش اساسی او در تاریخ بهائی، توسعه تشکیلات اداری و جهانی این آیین بود36 تشکیلات بهائی، که شوقی افندی به آن نظم اداری امرالله نام داد، زیر نظر مرکز اداری و روحانی بهائیان واقع در شهر حیفاکه به بیت العدل اعظم الهی موسوم است اداره می گردد. در زمان حیات شوقی افندی، حکومت اسرائیل در فلسطین اشغالی تأسیس شد37. شوقی افندی در زمان حیات خود چند کتاب تالیف کرد،قرن بدیع اصل این کتاب به انگلیسی است و در چهار جلد نوشته شده و مشتمل بر تاریخ باب و بهاء تا صدمین سال اعلان ادعای باب، توقیعات مبارکه، مجموعه دستخط های شوقی به مناسبت های گوناگون است در شش جلد به فارسی. دور بهائی”:این کتاب به انگلیسی نوشته شده و مروری بر تاریخ بهائیت و پیش بینی آینده آن طبق نظر عبدالبهاء است38.
در رابطه با شخصیت شوقی افندی مرحوم عبدالحسین آیتی می گوید« از فاضل مازندرانی، مبلغ مقتدر بهائی پرسیدند که شوقی افندی را در چه پایه و مقام می بیند؟ جواب داد: کسانی که به مقامی رسیده اند، به حکم تجربه و تاریخ، تمامشان پرورده مهد رنج و زحمت بوده اند و هر کدام در عصر خود بلاهائی را تحمل نموده اند؛ حتی خود عبد البهاء هم تا همین درجه که موفق گردید، برای آن زحماتی بود که در اوایل کار متحمل شد؛ اما این جوان
( شوقی ) از ابتدای بلوغ، کاری که بلد شده است گره زدن کروات، و بند انداختن به صورت، پودر و ماتیک مالیدن، و رقص کردن و غیره، و بالاخره نه رنجی برده است و نه حاضر است که یک دقیقه عیش خود را فدای مردم خویش نماید؛ لهذا مسلماً به جائی نخواهد رسید و ساخته های پدران خودراخرابخواهدساخت. بالاخره او را راضی کردند براینکه خدا با خدازاده باشد ولی او گویا به این شرط قبول کرده که مانع عیش و نوش او نشوند، تا سالی نه ماه برود و در شهرهای خوش هوا و آزاد اروپا به عیش بپردازد و پدر و مادر و عمه و خاله اش، هر نوع می دانند سر مریدان را ببندند، و پولشان گرفته و به ریششان بخندند و سالی سه ماه در زمستان، که هوای “حیفا” خوب است، بماند و خداگری کند! بالجمله با این شرط آقازاده زیر بار رفت؛ و اینک شش سال است که کاملا مواد این قرارداد، در موقع اجرای گذارده شده است ».39 و همچنین در مورد خصوصیت او صبحی بیان میکند که:.. میرزا هادی با تهی دستی از هر مایه ای، ضیائیه خانم دختر عبدالبهاءرا گرفت و شوقی را با دو پسر دیگر به بار آورد … در میان نوادگان عبد البهاء، در روزهای نخست من با شوقی آشنا شدم؛ او دارای سرشت ویژه ای بود که نمیتوانم درست برای شما بگویم! خوی مردی کم داشت و پیوسته میخواست با جوانان و مردان نیرومند آمیزش کند!!! شبی با او و دکتر ضیاء بغدادی، فرزند یکی از بهائیان نامور که در آمریکا کارش پزشکی بود و به حیفا آمده بود، در عکا گرد هم بودیم و شوخیهائی که جوانان میکنند، میکردیم؛ در میان گفتگو، من برای کاری از اتاق بیرون رفتم و باز گشتم، در بازگشت دیدم دکتر ضیاء … من بر آشفتم و گفتم: دکتر! این چه کاری است که میکنی؟ شوقی رو به من کرد وگفت اگر تو هم مردی … . مانند این سخنان و این کارها را، چندبار از او شنیدم و دیدم، و در یافتم که بایدکمبودی داشته باشد.
این که می‌بینید، نه دلبستگی به پدر دارد و نه اندوه برادر و خواهر میخورد، و نه رنج مادر را در پرورش و نگهبانی خویش بیاد میآورد، و نه دوستان جان فشان را سپاسگزاری است، فرمانها میدهد که کار مرد خردمند نیست، بهانه ها می کند که از هوشیاری به دور است، همه از آنجا سر چشمه میگیرد. من با شوقی دوست بودم، در بیشتر گردشها با هم بودیم، تا آنکه چند ماه پیش از مرگ عبد البهاء به لندن رفت40
سرانجام شوقی نیز به پدران خود پیوست و بر اثر بیماری در لندن درگذشت41
گفتار دوم: نقش بیگانگان در شکل گیری جریان بهائیت
در رابطه با حمایت بیگانگان از بهائیت باید گفت که اصولاً فرقه گرایی ابزاری مناسب برای دخالت و نفوذ قدرت های خارجی قدرتمند و استکباری است و از این فرقه ها برای نفوذ و تاثیر بر اراده سیاسی دیگر حکومت ها استفاده می کنند. به طور خلاصه هدف آنها از حمایت از این فرقه ها : 1) تحریک عامل خارجی بر علیه دولتی که در آن فعالیت می کنند.2) انسجام و ساختارهای شبکه ایی فوق، هزینه های دولت های خارجی را در تحمیل اراده و نفوذ در سایر جوامع به شدت کاهش می یابد 3) دول خارجی به بهانه حمایت از حقوق بشر و آزادی ادیان دولت ها را تحت فشار قرار می دهند محل مناسبی برای نفوذ و کسب اطلاعات از سوی دول خارجی محسوب می شوند.
در مورد وابستگی بابیگری اولیه در زمان پیدایش بین مورخین اختلاف نظر است عده ایی مانند احمد خسروی و فریدون آدمیت بابیگری اولیه را جنبشی خودجوش و ناوابسته به قدرت های استعماری می دانند42،در مقابل عده ایی مانند آقای شهبازی معتقدند که محمدعلی باب از همان اوایل با بیگانگان پیوستگی داشته است،ایشان برای اثبات این موضوع به دو نکته اشاره میکنند،اول حضور پنج ساله محمدعلی باب در تجارت خانهءدایی اش در بوشهر و ارتباط او با کمپانی های یهودی و انگلیسی مستقر در این بندر و کارگزاران ایشان ،اندکی پس این اقامت پنج ساله بود که باب در سال 1260ق دعوای خود را اعلام کرد و با حمایت کانون های منفذ و مرموزی به سرعت شهرت یافت.دوران اقامت باب در بوشهر مقارن با سال های اولیه فعالیت کمپانی ساسون(متعلق به سران یهودیان بغداد)در بوشهر و بمبئی. ساسون ها در دهه های بعد به امپراتوری تجاری شرق بدل شدند و در زمرهء دوستان خاندان سلطنتی بریتانیا جای گرفتند43.خاندان ساسون بنیانگذاران تجارت تریاک ایران بودند و تاسیس بانک شاهی انگلیس و ایران نقش بسیار مهمی در تحولات تاریخ معاصر ایران ایفا نمودند.44
دوم،ارتباط نزدیک مانکجی هاتریا،رئیس شبکه اطلاعاتی هند در ایران در سال های 1854-1890با سران بابی و از جمله با شخص میرزا حسینعلی نوری(بهاء)
بند اول:بهائیت و فراماسونری
فراماسونری جمعیتی کاملاً سری و دارای تشکیلات منظم جهانی است که برارکان دولت های جهان و اکثروجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع ، سلطه یافته است. تشکیلات فراماسونری آنگونه که درانگلستان و پس از آن درفرانسه و آلمان و آمریکا درقرن هجدهم و پس از آن پدید آمد.به سازمان مخوف، پیچیده و بسیارذی نفوذی مبدل شد که از طریق اعمال نفوذهای مخفیانه، خواست‌ها، اراده و منافع لایه های مختلف طبقات سرمایه دارعصرجدید را پیش می برد45.
فراماسونری در تاسیس یا اداره سازمان ها و فرقه های بسیاری دخیل بوده و هست. ارتباط تنگاتنگ و وجوه اشتراک متعدد میان این سازمان ها و فرقه ها با فراماسونری موید این دخالت است از جمله دستگاههایی که سران آن فرماسون یا یهودی بوده ارتباطها و مشابهت های زیادی با فراماسونری دارد بهائیت است که البته منظورتشکیلات بهائیت می باشد.
اسماعیل رائین در مورد فراماسونری در ایران میگوید: فراماسونری  که انگلیسی ها از 350 سال قبل آن را با کلمات دلپذیرآزادی، برادری،برابری و نوعدوستی رواج دادند، از قرن هجدهم به بعد به بزرگترین وسیله استعمارملت ها تبدیل شد… با کوشش مداوم عمال سیاست استعماری که اکثراً فراماسون بودند قسمت هایی از ایران نیز از دست رفت. فراماسون هایی که درنقش عاملین استعمارظاهرشدند، اساس ملیت ما را برهم زدند، افتخارات ملی را مسخره کردند و به کرات بیگانه پرستی را جایگزین وطن پرستی ساختند.46
بهائیت که اینک عمدتاً در قالب سازمانی جهانی که مرکز آن در اسرائیل است در دنیا فعالیت می کند مانند سازمان جهانی فراماسونری بر پایه تعالیم و سنتها و سمبلهای قوم یهود پایه گذاری شده است. در احکام و قانونها از شریعت یهود و آداب یهودیان تاثیر پذیرفته و در سازماندهی لجنهها و تشکیلات مختلف کشوری ، منطقه ای و جهانی از تشکیلات ماسونی تبعیت کرده است. اساساً می توان شبکه بهائیت را شکل کوچک شده صهیونیسم دانست. بهائیت و صهیونیسم هر دو دارای تشکیلات گسترده در سطح جهان می باشند و فعالیت های خود را در آغاز با تبلیغات و اقدامات فرهنگی آغاز نمودند. برنامه ها و اهدا فی که رهبران این دو گروه نیز دنبال می کنند تا حدود بسیاری شبیه هم می باشند47.
در هر حال در میان سران بهائیت چهره های ماسون و یهودی بسیاری دیده می شود و اکثریت قریب به اتفاق یهودیانی که دین کلیمی را رها کرده و می کنند به جای اینکه مسیحی یا مسلمان یا مثلاً مارکسیست شوند به بهائیت می پیوندند و در اعتقاد جدید خود نیز راسخ و راحت اند . زیرا بهائیت به سابقه دینی و تمایلات آنها بسیار نزدیک است و در واقع ماسونیت را با چهره ی دینی به آنان عرضه می کنند که ترکیبی است از سنن یهود و ماتریالیسم به عنوان نمونه، «امیرعباس هویدا» که از نخست وزیران معروف دوران سلطنت محمد رضا پهلوی به شمارمی رفت، از نوادگان میرزا یعقوب یهودی و از بهائیان مشهوربود که دردهه 1320 وارد شبکه تارعنکبوتی سیاسیون متمایل به انگلستان شد و از فعالان و اعضای بلندپایه فراماسونری ایران گردید. و دردوران سیزده ساله (از بهمن 1343 تا مرداد 1356) نخست وزیری خویش خدمات زیادی را درراستای تحقق اهداف شوم صهیونیسم و استعمارگران انجام داد. دراین دوران پیوندهای نهان و علنی دربارپهلوی با محافل قدرتمند و چپاولگرغرب و صهیونیسم جهانی، به مستحکم ترین شکل خود رسید48
دردوران پهلوی بهائیان درکنارعناصرفراماسون و صهیونیست، نقش مهمی دراجرای نظرات و سیاست های استعمارداشتند. بسیاری از نزدیکان شاه و خاندان پهلوی و عده زیادی از کارگزاران و متولیان پست های حساس و کلیدی کشوربهائی بودند.49بسیاری از دولتمردان کابینه هویدا نیز عضو لژهای مختلف فراماسونری بودند. چنان که درگزارش دیگرساواک در تاریخ 8/2/1352 اسامی وزرای کابینه هویدا و عضویت آنان درلژهای این سازمان مخوف و وابسته به انگلیس و اسرائیل، به شرح ذیل اعلام می شود: «امیرعباس هویدا(لژ تهران)، محمود قوام صدری وزیر مشاور، نصیرعصار معاون نخست وزیر(لژ ژاندراک)، حسن زاهدی وزیر(لژ اهواز)، منوچهرپرتو وزیردادگستری (لژ کورش)، مجید رهنما وزیرعلوم و آموزش عالی (لژ تهران)، فتح الله ستوده وزیرپست و تلگراف و تلفن (لژ ژاندراک)، مهرداد پهلبد وزیرفرهنگ و هنر(لژ کورش)، ایرج وحیدی وزیرکشاورزی (لژ خیام)، جواد منصوروزیراطلاعات (لژ کورش)، هوشنگ انصاری وزیراقتصاد(لژ خیام)».50
بند دوم:بهائیت وصهیونیسم
روابط گروهها ورهبران بهائیت با رژیم اسرائیل51 یکی از خصوصیات ویژه این تشکیلات وعوامل اختلاف وانشعاب رهبران آن راتشکیل می دهد یکصدو پنجاه سال پیش با ظهور میرزا علی محمد باب، بابیگری درایران تشکیل یافت مرکز اصلی و به اصطلاح کعبه آمال بهائیان، ایران بود. اما پس از تار ومار شدن بهائیان درایران وتبعید و فرار رهبران آن به بغداد واستانبول وسرانجام به جزیره قبرس وگریختن پیروان میرزا حسینعلی بهاء عکا این کعبه آمال تغییر جهت داد از آن پس حتی نام و عناوین رهبران بهائیت به افندی که عنوان عثمانی بود تغییر شکل داد و می توان گفت مرکز ثقل بهائیت برای همیشه ازایران برچیده شد وماورای مرزهای آن قرار گرفته شد تا زمانیکه با مرگ چهارمین پیشوای بهائیان تشتت وتفرقه به حدنهائی خود نرسیده بود، ایران مرکزی فراموش شده به شمار می رفت. 52
بهائیان پس از آن وارد عکا شدند کم کم به این نتیجه رسیدند سرزمین فلسطین می تواند موطن خوب برای آنان باشد، چرا که این منطقه تحت حاکمیت موثر یک دولت اسلامی قرار نداشت وضمناً از جمعیت یکدست اسلامی برخوردار نبود درآن هنگام یهودیان که درصدد تشکیل دولتی برای خود



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید