فهرست مطالب
چكيده2
فصل اول2
1-1 – مقدمه2
1-2- هدف اصلي تحقيق2
1-3- ضرورت و اهميت موضوع2
1- 4 – سوال هاي اصلي تحقيق2
1- 5- فرضيه هاي تحقيق2
1- 6 – تعاريف و مفاهيم2
1-6-1- فقر2
1- 6 -2- انواع فقر2
1- 6 – 3- سنجه هاي فقر2
1-6- 4 – فقر و حاشيه نشيني2
1-6 -5- مفهوم فرهنگ2
فصل دوم2
2- 1- بررسي نظريه ها و تئوري ها2
2 – 2- نظريه هاي اقتصادي2
2- 2- 1- الگوهاي اقتصادي ناظر بر برابري و رفع فقر2
2- 3 – نظريه هاي اجتماعي2
2- 3-1- نظريات مرتبط با روان شناسي اجتماعي2
2- 4 – فرهنگ فقر2
2- 4 -1- تحول فقر در ايران2
2-5- چهارچوب نظري تحقيق2
2-6- ابعاد فرهنگ فقر2
2-7- ويژگي هاي فرهنگ فقر2
فصل سوم2
3-1- روش تحقيق2
3- 2 – انتخاب نمونه هاي مطالعه2
3- 3 – روش نمونه گيري و حجم نمونه2
3- 4- اطلاعات مناطق نمونه برداري شده2
3- 5- نحوه جمع آوري داده ها2
3-6- نحوه انجام تحقيق2
فصل چهارم2
4-1- نتايج2
4-1-1 نتايج برحسب مناطق مورد بررسي2
4-1-2 – نتايج بر حسب ميزان درآمد در ماه2
4-1-3 – نتايج بر حسب سطوح فقر2
4-1-4 – نتايج بر حسب مناطق مورد بررسي و ميزان درآمد ماهيانه خانواده2
4-2- بررسي تطبيقي مشاهدات كيفي در محلات2
4-2-1- خاك سفيد2
4 -2-2- مولوي2
4 -2-3- دروازه غار2
4-2-4- فرحزاد2
فصل پنجم2
5- 1 – بحث و نتيجه گيري2
نتيجه گيري کلي2
پيشنهادات تحقيق2
منابع2
فهرست جداول
جدول4 -1- ميزان فراواني جنسيت سرپرست خانواده برحسب منطقه مورد بررسي2
جدول 4-2- آزمون كا اسكور براي جنسيت2
جدول 4-3- اندازه هاي سايمتريك2
جدول 4-4- ميزان فراواني وضعيت اشتغال سرپرست خانواده بر حسب منطقه مورد بررسي2
جدول 4-5- آزمون كا اسكور براي وضعيت اشتغال سرپرست خانواده2
جدول 4-6- اندازه هاي سايمتريك براي وضعيت اشتغال سرپرست خانواده2
جدول 4-7- ميزان فراواني تمايل به پس انداز درخانواده بر حسب منطقه مورد بررسي2
جدول 4-8- آزمون كا اسكور براي تمايل به پس انداز2
جدول 4-9- اندازه هاي سايمتريك براي تمايل به پس انداز2
جدول 4-10-ميزان فراواني كودكان كاردر خانواده برحسب منطقه مورد بررسي2
جدول 4-11- آزمون كا اسكور براي كودكان كار2
جدول 4-12- اندازه هاي سايمتريك براي وجود كودكان كار در خانواده2
جدول 4-13- ميزان فراواني تخصص در نوع شغل سرپرست خانواده برحسب منطقه مورد بررسي2
جدول 4-14- آزمون كا اسكور براي تخصص در نوع شغل سرپرست خانواده برحسب منطقه2
جدول 4-15- اندازه هاي سايمتريك براي تخصص در نوع شغل سرپرست خانواده2
جدول 4-15- ميزان فراواني وجود برنامه براي اوقات فراغت در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-16-آزمون كا اسكوربراي اوقات فراغت برحسب منطقه2
جدول 4-17- ميزان فراواني وجود احساس برتري مرد در خانواده در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-18-آزمون كا اسكور براي وجود احساس برتري مرد در خانواده برحسب منطقه2
جدول 4-19- اندازه هاي سايمتريك براي وجود احساس برتري مرد در خانواده2
جدول4-20- ميزان فراواني اعتياد به الكل در خانواده در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-21-آزمون كا اسكور براي اعتياد به الكل در خانواده برحسب منطقه2
جدول4-22- ميزان فراواني اعتياد به مواد مخدر در خانواده در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-23-آزمون كا اسكور براي اعتياد به مواد مخدر در خانواده برحسب منطقه2
جدول 4-24- ميزان فراواني برخورد خانواده ها درمواجهه بافحش ناموسي در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-25-آزمون كا اسكور براي برخورد خانواده ها درمواجهه بافحش ناموسي برحسب منطقه2
جدول 4-26- اندازه هاي سايمتريك برخورد خانواده ها درمواجهه بافحش ناموسي2
جدول 4-27- ميزان فراواني وجود كودك آزاري و ضرب وشتم كودك در خانواده ها در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-28-آزمون كا اسكور براي كودك آزاري در خانواده ها برحسب منطقه2
جدول 4-26- اندازه هاي سايمتريك كودك آزاري در خانواده ها2
جدول 4-30- ميزان فراواني وجود تقدير گرايي درخانواده ها در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-31-آزمون كا اسكور براي وجود تقدير گرايي درخانواده ها برحسب منطقه2
جدول 4-32- ميزان فراواني درآمد خانواده درماه در مناطق مورد بررسي2
جدول 4-33-آزمون كا اسكور براي ميزان درآمد خانواده درماه برحسب منطقه2
جدول 4-34- اندازه هاي سايمتريك ميزان درآمد خانواده2
جدول 4-35- ميزان فراواني جنسيت سرپرست خانواده برحسب ميزان درامد خانواده در ماه2
جدول 4-36-آزمون كا اسكور براي جنسيت سرپرست خانواده برحسب ميزان درامد خانواده در ماه2
جدول 4-37- ميزان فراواني كودكان كاردر خانواده برحسب ميزان درامد خانواده در ماه2
جدول 4-38-آزمون كا اسكور براي كودكان كاردر خانواده برحسب ميزان درامد2
جدول 4-39- اندازه هاي سايمتريك كودكان كاردر خانواده برحسب ميزان درامد2
جدول 4-40- ميزان فراواني وجود اعتياد به الكل درخانواده برحسب ميزان درامد خانواده در ماه2
جدول 4-41-آزمون كا اسكور براي اعتياد به الكل درخانواده برحسب ميزان درامد2
جدول 4-42- اندازه هاي سايمتريك اعتياد به الكل درخانواده برحسب ميزان درامد2
جدول 4-43- ميزان فراواني وجود اعتياد به مواد مخدردرخانواده برحسب ميزان درامد خانواده در ماه2
جدول 4-44-آزمون كا اسكور براي اعتياد به مواد مخدردرخانواده برحسب ميزان درامد2
جدول 4-45- اندازه هاي سايمتريك اعتياد به مواد مخدردرخانواده برحسب ميزان درامد2
جدول 4-46- ميزان فراواني نوع برخورد خانواده ها درمواجهه بافحش ناموسي برحسب ميزان درامد خانواده در ماه2
جدول 4-47-آزمون كا اسكور براي نوع برخورد خانواده درمواجهه بافحش ناموسي برحسب ميزان درامد2
جدول 4-48- اندازه هاي سايمتريك نوع برخورد خانواده درمواجهه بافحش ناموسي برحسب ميزان درامد2
جدول 4-49- ميزان فراواني جنسيت سرپرست خانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-50-آزمون كا اسكور براي جنسيت سرپرست خانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-51- اندازه هاي سايمتريك براي جنسيت سرپرست خانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-52- ميزان فراواني وجود كودكان كاردر خانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-53-آزمون كا اسكور براي وجود كودكان كاردر خانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-54- اندازه هاي سايمتريك براي وجود كودكان كاردر خانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-55- ميزان فراواني وجود برنامه براي اوقات فراغت برحسب سطح فقر2
جدول 4-56-آزمون كا اسكور براي اوقات فراغت برحسب سطح فقر2
جدول 4-57- اندازه هاي سايمتريك براي اوقات فراغت برحسب سطح فقر2
جدول 4-58- ميزان فراواني وجود اعتياد به الكل درخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-59-آزمون كا اسكور براي اعتياد به الكل درخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-60- اندازه هاي سايمتريك براي اعتياد به الكل درخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-61- ميزان فراواني وجود اعتياد به مواد مخدردرخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-62-آزمون كا اسكور براي اعتياد به مواد مخدردرخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-63- اندازه هاي سايمتريك براي اعتياد به مواد مخدردرخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-64- ميزان فراواني وجود كودك آزاري و ضرب وشتم كودك در خانواده ها برحسب سطح فقر2
جدول 4-65-آزمون كا اسكور براي كودك آزاري درخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-66- اندازه هاي سايمتريك براي كودك آزاري درخانواده برحسب سطح فقر2
جدول 4-67- ميزان فراواني درآمد خانواده درماه برحسب سطح فقر2
جدول 4-68-آزمون كا اسكور براي ميزان درآمد برحسب سطح فقر2
جدول 4-69- اندازه هاي سايمتريك براي ميزان درآمد برحسب سطح فقر2
جدول 4-70- ميزان فراواني منطقه مورد بررسي برحسب سطح فقر2
جدول 4-71-آزمون كا اسكور براي منطقه مورد بررسي برحسب سطح فقر2
جدول 4-72- اندازه هاي سايمتريك براي منطقه مورد بررسي برحسب سطح فقر2
جدول 4-73- ميزان فراواني جنسيت سرپرست خانواده برحسب منطقه مورد برسي و ميزان درآمد ماهيانه2
جدول 4-74- ميزان فراواني كودكان كار برحسب منطقه مورد برسي و ميزان درآمد ماهيانه2
جدول 4-75- ميزان فراواني اعتياد به الكل برحسب منطقه مورد برسي و ميزان درآمد ماهيانه2
جدول 4-76- ميزان فراواني اعتياد به مواد مخدر برحسب منطقه مورد برسي و ميزان درآمد ماهيانه2
جدول 4-77- ميزان فراواني كودك آزاري و ضرب وشتم كودك در خانواده هابرحسب منطقه مورد برسي و ميزان درآمد ماهيانه2
چكيده
هدف از نگارش اين پايان نامه اين است كه آيا در ميان فقراي شهر تهران، خرده فرهنگ مشتركي با نام “فرهنگ فقر” وجود دارد يا خير و اگر اين فرهنگ وجود دارد تا چه حد با آنچه “اسكار لوئيس” مردم شناس آمريكايي به نام فرهنگ فقر توصيف نموده است، همگوني دارد. در اين راستا پس از بررسي وا‍ژه هاي كليدي نظير فقر، خط فقر، شاخصهاي فقر و نظريه هاي جامعه اقتصادي، جامعه شناسي و روان شناسي اجتماعي در ارتباط با آن نظريه “فرهنگ فقر” را بيشتر مورد مداقه قرار داده و مطالعاتي بر اساس آن بر روي چند محله شهر تهران انجام گرفته است. اين مطالعات بر اساس، مشاهدات مشاركتي و مردم نگاري از مناطق، محلات، مصاحبه ها و نيز تكميل پرسشنامه بوده است. نتايج تحليلي و آماري وجود فرهنگ خاص را در اين محلات تأييد مي كند.
واژه هاي كليدي:
فقر- فقير- خط فقر – فقر حاشيه اي- فرهنگ– فرهنگ فقر

فصل اول
مقدمه تحقيق
1-1- مقدمه1-2- هدف اصلي تحقيق1-3- ضرورت و اهميت موضوع1-4- سوال هاي اصلي تحقيق1-5- فرضيه هاي تحقيق1- 6- تعاريف و مفاهيم
1-1 – مقدمه
در طول تاريخ، علت نابرابري ها اولين سوال جامعه شناختي بوده است.
دارندورف
فقر يکي از مهمترين مسائل دنياي امروز است و به عنوان مهمترين چالش در هزارة سوم از آن ياد مي شود. فارغ از ديدگاه هاي گوناگون موجود در طول تاريخ درباره فقر و شيوه هاي مقابله با آن، فقرزدايي از اهداف مهم نظام ها و مکاتب اجتماعي و دولت هاست. فقر در بسياري از جوامع امروز، معضلي کلان است و دلايلي گسترده و عميق دارد؛ بي ثباتي سياسي، بلاياي طبيعي، رواج فساد و ارتشاء، عدم تناسب اقتصاد با جامعه، تعصب، پايين بودن سطح سواد عمومي و عدم وجود زيرساخت هاي درست، تنها برخي از عواملي هستند که موجب مي شوند مردم جهان فقير باشند و فقير بمانند.(منبع21)
آثار فقر که به نظر خرد مي آيد، مشقات فراواني را براي جوامع، خانواده ها و افراد ايجاد مي کند. شايد بتوان بدترين اثر فقر را اين دانست که ” فقر، فقر مي آورد”. لذا رهايي از چنگال آن تقريباً غير ممکن مي نمايد. فردي که از عهده تامين مواد غذايي و بهداشت مناسب براي خانواده اش برنمي آيد، آنها را در معرض ابتلا به بيماريهاي تهديد کننده و مرگبار قرار مي دهد و احتمال گرفتاري به معلوليت ها و ناتواني ها بالا مي رود. همچنين، اگر شخص از عهده تامين مخارج تحصيل کودکان بر نيايد، کودکان در انتخاب راهي جز سرنوشت پدران و مادران خود انتخاب هاي زيادي پيش روي خود نخواهند داشت و اگر شخص، مکان و محلي براي زندگي نداشته باشد فرصتي براي ذخيره ثروت و دارايي هر چند اندک براي رهايي از فقر نخواهد داشت. در بسياري از کشورهاي جهان، محرومان دسترسي بالايي به فرآورده ها و خدمات سودآور ندارند. بيمه و تامين اجتماعي در سطحي نازل است و از بين رفتن سرپرست خانواده با بالا رفتن سن در اثر بيماري و يا از کار افتاده شدن وي، آغاز وخامت وضعيت خانواده است.
امروزه در جهان، در هر روز تقريبا 30،000 كودك زير 5 سال در اثر فقر، سوء تغذيه و بيماريهاي ناشي از فقر، جان خود را از دست مي دهند؛ تقريبا 790 ميليون نفر در کشورهاي در حال توسعه، به طور مزمن دچار سوء تغذيه مي باشند و تقريبا يك ميليارد نفر در آغاز قرن بيست و يکم، قادر به خواندن کتاب يا امضاء نام خود نمي باشند. 134 ميليون کودک بين 7 تا 18 سال، هرگز به مدرسه نرفته اند که تعداد دختران در اين ميان از تعداد پسران بسيار بيشتر است.(منبع22)
درباره علل فقير شدن افراد يا کشورها نظريات مختلفي وجود دارد. برخي معتقدند که نبود منابع و ثروت هاي خدادادي يکي از اين دلايل است، اين در حالي است که کشوري مثل ژاپن شايد از نظر منابع طبيعي و ذخاير از بسياري از کشورهاي توسعه نيافته فقيرتر باشد، ليکن به هيچ عنوان در زمره کشورهاي فقير محسوب نمي شود حتي بسياري از کشورهاي فقير به وي‍ژه در قاره آفريقا داراي منابع خدادادي بسيار غني مي باشند.
درباره فقر موردي نيز دلايل گوناگوني شمرده شده است. يکي از اين دلايل، برابر نبودن استعدادها و خلاقيت هاي فردي و ميزان تلاش براي زندگي است. بسياري از فلاسفه و انديشمندان نظير افلاطون، قرار گرفتن افراد کم استعداد در طبقات پايين اجتماع را به رسميت شناخته و به آن نابرابري طبيعي اطلاق کرده اند. البته يقينا اگر امروز ارسطو گرسنگان آفريقا را مي ديد، به جاي پرداختن به فلسفه، فکري به حال ايشان مي کرد، يعني ممکن است کسي اين منطق را بپذيرد که افرادي که داراي هوش و استعداد کمتر مي باشند، از امکانات کمتري در زندگي مدرن امروز بهره مند گردند، ليکن در جهاني که حداقل غذا براي همه وجود دارد، هيچ انساني قبول نمي کند که گروهي در فقر مطلق حتي ناني براي خوردن نداشته باشند و در هر ساعت از عمر ما 1250 کودک از فرط گرسنگي جان بسپارند. کودکاني که چه بسا شايد جزو نوابغ جامعه بشري بودند.
در اين جا بايد تمايز بين دو واژه نابرابري و فقر را مد نظر داشته باشيم. افرادي كه در قشربندي هاي اجتماعي در رده هاي پايين قرار دارند، ممكن است دچار فقر مطلق نبوده و امكانات اوليه زندگي را دارا باشند ليكن در مقايسه با ديگر افراد اجتماع فقير محسوب شوند، اما در برخي موارد به ويژه در كشورهاي فقير، افراد اين طبقات حتي از دسترسي به قوت لايموت نيز بي بهره اند.
فقر و محروميت هر روز در جهان چهره خشن تر و کريه تري به خود مي گيرد. امروزه حتي در برخي از کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، فقرا در حواشي جوامع قرار دارند و به دليل عدم برخورداري از امکانات ابتدايي جهان امروز نظير بهداشت، آموزش و … هم خود دچار بسياري از آسيب هاي جسمي و روحي مي گردند و هم باعث بسياري از آسيب هاي اجتماعي مي شوند. بسياري از جامعه شناسان نظير اسپنسر، جوامع را به صورت يک ارگانيسم زنده و واحد تصور نموده اند. اگر اين تصور را تا حدي صحيح فرض کنيم، بايد گفت که فقر و محروميت در جوامع چون بيماري مهلک سرطان است که اگر زود تشخيص و معالجه نشود، آسيب هاي ناشي از آن سراسر اين ارگانيسم را به ورطه نابودي مي کشاند:
بني آدم اعضاء يکديگرند که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
در کشور ما نيز فقر امروزه يکي از مهمترين مسائل و سرمنشاء بسياري از معضلات اجتماعي است. گسترش فقر و فاصله طبقاتي باعث گرديده تا سازمانها و نهادهاي دولتي نظير کميته امداد، بنياد مستضعفان و … متولي رسيدگي به محرومان گردند. ليکن شواهد و قرائن نشان مي دهد که عملکرد اين دستگاه ها تاثير چشمگيري در کاهش فقر عمومي جامعه نداشته است که بررسي دلايل و علل آن در اين مبحث نمي گنجد، اما يکي از مسائلي که به نظر مي رسد در اين امر نقش دارد، عدم شناخت کافي فقرا و نيازهاي ايشان مي باشد. در اين صورت اين سوال در ذهن متبادر مي گردد که آيا کمک ماهيانه 60 هزار تومان براي يک خانواده 5 نفري مي تواند در کاهش فقر و بدبختي موثر باشد يا اصولا” نياز فقرا در جامعه ما چيز ديگري است و به گونه اي ديگر بايد برنامه ريزي نمود.
در اين تحقيق سعي مي گردد تا دور باطل فقر در خانواده هاي فقير به دليل کسب برخي از ويژگي هاي فرهنگي و انتقال فقر به نسل هاي بعدي به همين دليل مورد بررسي قرار گيرد. چرا که بدون توجه به اين امر بسياري از کمک هاي مادي و حمايت هاي مالي به فقرا مسکني بيش نبوده و هرگز آنها را از ورطه فقر و نداري خارج نخواهد ساخت و اين دور باطل در خانواده فقير تا ابد ادامه خواهد يافت.
موضوع اين پايان نامه، ” فرهنگ فقر يا فقر فرهنگي” است که در پي 7 سال فعاليت نگارنده در جمعيت امداد دانشجويي امام علي (ع)، در زمينه فقر نگاشته مي شود. جمعيت امام علي (ع) با نام جهاني اولين برادر بزرگتر، يک جمعيت امداد رساني غير دولتي است که از سال 1378 تاسيس گرديده است و در حال حاضر مدت 4 سال است که در حدود 500 خانواده محروم را در داخل شهر تهران و برخي از شهرهاي ديگر تحت پوشش دارد. اين خدمات در قالب غذايي، آموزشي، بهداشتي و تفريحي مي باشد. ارتباط نزديک با خانواده هاي محروم حاکي از اين است که بسياري از اين خانواده ها به دليل پذيرش شرايط فقر خود و نااميدي از امکان تغيير اين وضعيت، از کوچکترين اقدامي براي تغيير وضعيت خود سرباز زده و به حالتي منفعلانه روي آورده اند. در اين ميان رفتارهايي مشترک در ميان کليه اين افراد وجود دارد که بررسي و شناخت آنها مي تواند در تدوين و ارائه برنامه هاي فقر زدايي حائز اهميت باشد.
اين پايان نامه با نگاهي به نظريه هايي که به دلايل فردي و اجتماعي (و نه اقتصادي) پيدايش و تداوم فقرمي پردازند، سعي خواهد داشت اين نظريه ها و به ويژه نظريات مرتبط با چرخه فقر را با شرايط فقرا در ايران، به ويژه افرادي که به نوعي در حاشيه قرار گرفته اند، تطبيق داده و تاييدي بر صحت اين نظريه ها يافته يا نظرياتي جامع تر و مناسب تر با در نظر گرفتن شرايط بومي کشور را ارائه دهد.
1-2- هدف اصلي تحقيق
فقر از پديده هاي پيچيده جامعه شناسي است. بررسي هاي انجام گرفته بر روي فقر عموما دو ديدگاه را دنبال مي نمايند: دلايل ايجاد فقر و عواقب فقر. در زمينه دلايل ايجاد فقر مكاتب مختلف جامعه شناختي ديدگاه هاي مختلفي را ارائه مي كنند كه گاه فرد و گاه جامعه را در ايجاد اين معضل دخيل مي دانند. در بررسي عواقب فقر نيز تاثيرهاي پديده بر جامعه و نيز بر شخص فقير مي تواند مطابق با ديدگاه هاي تحقيق مد نظر قرار گيرد. چنانچه در بسياري از تحقيق ها نشان داده شده است، ارتباط نزديكي بين فقر و پديده هايي چون اعتياد، ارتكاب جرم، كودك آزاري، فرار كودكان و … وجود دارد. آنچه در اين تحقيق دنبال مي شود وجود فرهنگي در ميان فقرا است كه از آن به ” فرهنگ فقر ” ياد مي شود و داراي شاخص هاي معيني مي باشد همچنين تاثير وجود اين فرهنگ بر تداوم فقر نيز مي تواند در تحقيقات مشابه مورد بررسي قرار گيرد. از اين منظر، تحقيق به دنبال بررسي و بيان ارتباط ميان عواقب فقر و تداوم فقر است.
هدف از اين تحقيق بررسي خصوصيات برگرفته از “تئوري فرهنگ فقر” اسكار لوئيس در ميان فقراي شهر تهران است كه طي آن خصوصيات و ويژگي هاي خانواده هاي محروم و نيازمند نمونه در برخي محلات فقيرنشين شهر تهران بررسي و با آنچه در چهارچوب نظري، فرهنگ فقر نام گرفته است مقايسه مي گردد.
اسكار لوئيس، مردم شناس آمريكايي، در سفرهاي متعدد خود به كشورهاي آمريكاي لاتين به ويژه مكزيك و متعاقب مشاهدات و مردم نگاري هاي خود به اين نتيجه رسيد كه در ميان فقراي شهرها در كشورهاي مختلف و نيز محلات فقير نشين شهر ها ويژگي هاي مشتركي وجود دارد كه وي از آن به” فرهنگ فقر “ياد مي كند. لوييس در مقدمه كتاب “فرزندان سانچز” كه درباره سرگذشت مردم نگارانه يك خانواده فقير ساكن مكزيكوسيتي است، اينگونه فرهنگ فقر را توضيح مي دهد:
“اصطلاح فرهنگ در كاربرد مردم شناسانه، الگويي است براي زندگي كه از نسلي به نسلي سپرده مي شود. من كه براي درك فقر، از فرهنگ، چنين مفهومي را به كار بسته ام، مي خواهم به اين واقعيت توجه دهم كه ميان ملل جديد، فقر تنها به معناي محروميت اقتصادي، بي سازماني و يا كمبود بسياري چيزها نيست، بلكه فقر داراي ساخت است، مكانيزمي عقلاني و تدافعي دارد كه بدون آن فقرا به زحمت مي توانند به زندگي خود ادامه دهند؛ خلاصه شيوه اي از زندگي است سخت استوار و پابرجا كه از نسلي به نسلي به خانواده ها سپرده شده است. فرهنگ فقر براي افراد، كيفيات و تمايزات اجتماعي و عواقب رواني دارد.اين عاملي است پويا كه بر پيوستن به فرهنگ ملي بزرگتر اثر گذار بوده و خود به صورت يك خرده فرهنگ در مي آيد.” (منبع1)
بررسي هاي فوق با هدف شناخت بهتر ويژگي هاي فقرا در تهران به منظور دسته بندي صحيح تر انجام مي گيرد كه مي تواند مبنايي براي برنامه ريزي هاي رفاهي در آينده باشد.
1-3- ضرورت و اهميت موضوع
گسترش فقر و اختلاف طبقاتي در جامعه امروز ما از موضوعات حائز اهميت است. اين امر تبعاتي را به دنبال دارد تنها اقشار محروم و فقير درگير آن نخواهند بود، بلكه كل جامعه را با مسائلي چون پيدايش و گسترش آسيب هاي اجتماعي روبرو خواهد ساخت. از آنجا كه طبق تحقيقات انجام گرفته، پراكندگي فقرا در شهر (فقر موردي) از نظر اجتماعي با پيدايش محلات فقير نشين آثاري متفاوت دارند و هم اكنون در شهر تهران شاهد پيدايش و گسترش محلات فقير نشين به ويژه به صورت حاشيه اي هستيم، شناخت و آگاهي از ويژگي هاي ساكنان اين محلات به ويژه از جنبه فرهنگي از ضروريات تلقي مي شود. به طور كلي مي توان موارد زير را از دلايل اهميت اين امر برشمرد:
1- عدم شناخت کافي از فقرا در محله هاي مختلف و ارائه سرويس يکسان توسط سازمان هاي حمايتي به همه فقرا در صورت پوشش دادن.
2- متحمل شدن هزينه بالا توسط جامعه به دليل عدم شناخت فرهنگ فقرا و عدم تمهيد سياست هاي پيشگيرانه در مقابل معضلات پديد آمده از فقر در اين محلات.
3- پوشش خانواده هاي فقير تنها از بعد مادي و فراموش کردن اقدامات آموزشي و فرهنگي.
4- نياز به طبقه بندي فقرا برحسب فرهنگ حاکم بر خانواده ها و ارائه خدمات متفاوت براي آنها.
5- مبتني بودن تئوريهاي موجود در اين زمينه براساس ديدگاههاي جامعه شناسان کشورهاي ديگر که مطالعات خود را بر پايه آن کشورها به انجام رسانيده اند. به نظر مي رسد که فرهنگ فقر در کليات آن يکي بوده، اما در هر منطقه و مکاني بسته به شرايط، ويژگي هاي خاص خود را دارد که بايد مورد مطالعه قرار گيرد.
1- 4 – سوال هاي اصلي تحقيق
با توجه به چهارچوب نظري تحقيق كه نظريه فرهنگ فقر مي باشد،سوالات زير مطرح مي گردد:
1- آيا ويژگي هاي ذکر شده در تئوري فرهنگ فقر لوئيس در مورد فقرا ساکن محلات فقير نشين شهر تهران صدق مي کند؟
2- فرهنگ فقر در شهر تهران چه خصوصيات منحصر به فردي دارد؟
(سوالات فوق در چهارچوب نظريه فرهنگ فقر مطرح گرديده است.)
1- 5- فرضيه هاي تحقيق
1- فقراي ساكن محله هاي فقير داراي ويژگي هاي زير مي باشند:
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف با مشكل بيكاري و كم كاري دست و پنجه نرم مي كنند.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف در صورت اشتغال به كاردرآمد و دستمزد پاييني دارند.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف در صورت اشتغال ، به مشاغل بدون نياز به مهارت و گوناگون مشغولند.
– كودكان در خانوده هاي فقير ساكن محلات فقير تهران و اطراف ناگزيرند كار كنند.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف برنامه اي براي اوغات فراغت خود ندارند.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف گرايش به اعتياد به خمر و مواد مخدر دارند.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف توسل به خشونت در فرو نشاندن دعواها دارند.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف در تربيت كودكان از پرخاشگري و خشونت بهره مي گيرند
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف تمايل شديد به زندگي لحظه به لحظه داشته و برنامه اي براي آينده زندگي خود ندارند.
– احساس قدرگرايي و تسليم در فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف شديد است.
– اعتقاد به برتري مردان و قرباني شدن از جانب زنان درفقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف بالاست
– احساس شديد بي ارجي،درماندگي،متكي بودن به ديگران و خود را خوار شمردن در فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف زياد است.
– در فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف ،دايره اطلاعات در حد محله يا روستاي محل سكونت بوده و سطح تحصيلات در اين خانواده هاپايين است.
– فقراي ساكن محلات فقير تهران و اطراف علاقه به فعاليت هاي سازمانمند و تشكل يافته براي بهبود وضع خود ندارند.(عدم درك همانندي مشكلات خويش با همانندانشان در ديگر نقاط (عدم توجه به تعلق خود به طبقه خاص))
1- 6 – تعاريف و مفاهيم
1-6-1- فقر
“از من نپرسيد فقر چيست، چون شما آن را در بيرون خانه مشاهده كرديد.به خانه نگاه كنيد و تعداد سوراخهايش را بشماريد.به لوازم خانه و لباسهايي كه به تن دارم نگاه كنيد. به همه جا نگاه كنيد، آنچه مي بينيد همان فقر است.” مرد فقير كنيايي(منبع2 )
از آنجا که موضوع اين تحقيق، فرهنگي است که به دنبال فقر در خانواده هاي فقير ايجاد مي گردد، يکي از مهمترين مفاهيمي که بايد به طور کامل تعريف گردد، فقر و انواع آن مي باشد.
تعريف فقر : براي فقر تعاريف مختلفي وجود دارد که برخي از آنها در اينجا ذکر مي شود:
➢ معني لغوي فقر: لغت شناسان براي فقر، معاني بسياري ذکر کرده اند. بخشي از اين معاني عبارتند از: تنگدستي، تهيدستي، پريشاني، شکستن، کنده کاري کردن، دهانه قنات و گودالي که در آن نهال خرما مي کارند. افزون بر اين، لغت شناسان، مبتلا به کمردرد و يا شکستگي ستون فقرات را فقير اتگاشته اند. براين اساس، تهيدست را فقير مي نامند، زيرا ستون فقرات توانايي اش شکسته است. (منبع 3 )
➢ تعريف فقر بر اساس فرهنگ علوم اجتماعي (ريدينگ):
1) برخوردار نبودن فرد يا گروه از دارايي ها، درآمد و خدمات عمومي.
2) وضعيت مربوط به داشتن در آمدي پايين تر از يک پنجم در نظام توزيع درآمد(ميلر).
3) وضعيت مربوط به داشتن درآمدي ناهمساز با هدف ملي يک جامعه. (منبع5)
➢ تعريف فقر اقتصادي:
فقر در وجه اقتصادي آن به معني عدم برخورداري از حداقل امکانات معاش يا به تعبير ديگر، عدم برخورداري از قوت لايموت و ميزان درآمدي است که در سطح امرار معاش باشد.(منبع4)
➢ تعريف فقر از ديدگاه رفاهي:
فقر، محروم ماندن انسان (يا خانوار) از دست يابي به کالا و خدماتي است که امکان توليد يا عرضه همگاني آنها در جامعه وجود دارد. فقر معنايي تاريخي و جغرافيايي دارد و در زمان و مکان قابل تعريف و تشخيص است. به همين دليل در هر کشور و در هر زماني شاخص هاي معيني براي تعريف فقر ارائه مي شود، مگر در مورد نيازهاي اوليه که اگر اين بخش از نيازهاي گروه هاي انساني در حد معيني برآورده نشود حيات آنها به خطر مي افتد. ( منبع5)
➢ فقر عبارت است از ناتواني در برآورده ساختن نيازهاي انساني.(منبع6)
➢ فقر عبارت است از عدم برخورداري از حداقل امكانات معاش و يا به تعبير ديگر عدم برخورداري از قوت لايموت.(منبع7)
➢ فقر يعني ناتواني انسان در تأمين حد كافي نيازمندي ‌هاي بنيادي خود به منظور رسيدن به يك زندگي آبرومند و شايسته به عنوان شرط لازم در رسيدن به كمال.(منبع8)
➢ يك جامعه شناس به نام”پيتر تاون سند”، فقر را فقدان منابع مورد نياز براي مشاركت در فعاليت ها و لذت بردن از استانداردهاي زندگي مي داند كه در جامعه متداولند.
در تمام تعاريف فوق، عدم دستيابي به امکانات اوليه تقريبا مشترک مي باشد.
مفهوم مورد نظر از فقر در اين پژوهش گرچه در برگيرنده اين ويژگي ها مي باشد اما از سنجه هاي اعلام شده در داخل كشور بهره گرفته است.
فقير کيست ؟
اصطلاح ” قفير ترين يا خيلي فقير” به کساني اطلاق مي شود که با درآمدي کمتر از 1 دلار در روز زندگي مي کنند و يا در نيمه پايين افرادي هستند که مطابق اعلام هر کشور، زير خط فقر محسوب مي شوند و غير فقير به کساني منسوب مي گردد که با درآمد بالاي يک دلار در نيمة بالاي خط فقر هستند.
فقرا گروه هايي از شهروندان هر جامعه اند که بر اساس معيارهاي فرهنگي و مصرفي و نيز کيفيت زندگي اجتماعي در سطحي پايين تر از حد قابل قبول قرار داشته و به همين اعتبار، محروم و نيازمند حمايت به شمار مي روند.(منبع9 )
1- 6 -2- انواع فقر
متداولترين تقسيم بندي فقر، طبقه بندي آن به فقر مطلق و نسبي است. ليکن تعاريفي که از فقر مطلق و نسبي شده است اندکي با هم متفاوت است:
• طبق تعاريف دايره المعارف (ريدينگ – 1977( :
فقر مطلق: فقري است که بر حسب خط يا جزيي از توزيع درآمد تعريف نشده باشد، بلکه بازگوي ناتواني مطلق در تامين نيازهاي ضروري و حياتي باشد.
فقر نسبي: فقري است که به اعتبار دارا بودن درآمدي واقع در زير يک رقم معين از توزيع درآمد تعريف مي شود.
• برخي ديگر از تعاريف فقر نسبي و مطلق:
فقر مطلق: عبارت است از عدم امکان دست يابي فرد فقير به امکانات متعارف زندگي با حداقل معين غذاي مناسب، مسکن و پوشاک فردي.
فقر نسبي: بر نوعي مقايسه استوار است و نشان مي دهد بخشي از افراد جامعه در مقايسه با ساير افراد از امکانات ناچيزي بر خوردارند.(منبع 5 )

فقر مطلق
هرگاه شخصي از تأمين نيازهاي اولية زندگي خود و افراد تحت سرپرستي اش ناتوان باشد و به عبارت ديگر از آن ميزان كالري يا پروتئين كه براي ادامةي حيات سالم لازم است برخوردار نباشند، دچار فقر مطلق است.(منبع 3 )
فقر نسبي
ممكن است گروهي از افراد يك كشور از توانايي لازم براي تأمين ‌نيازهاي اولية زندگي برخوردار باشند ولي به لحاظ اين كه درآمد و سطح زندگي آنان از متوسط درآمد جامعه پايين تر است در فقر نسبي به سر برند. همچنين هرگاه درآمد جامعه اي از سطح متوسط درآمد كشورهاي جهان پايين تر باشد، آن كشور در سطح كلان در فقر نسبي به سر مي برد. هر چند نيازهاي اساسي خود را تأمين كند.

ساير انواع فقر:
گالبرايت، دو نوع فقر را در جوامع مورد مطالعه قرار داده است:
– فقر موردي: فقري که در برخي جوامع، گريبانگير عده قليلي مي شود و اقليت اين جوامع را در بر مي گيرد.
– فقر عمومي: فقري که همه افراد جامعه به جز عده قليلي دچار آن مي باشند.( منبع4 )
در دايره المعارف جامعه شناسي نيز علاوه بر فقر مطلق و نسبي انواع زير براي فقر تعريف گرديده
است:
I. فقر شرم آور: فقري است ناشي از وضعيت کساني که از زندگي در بدنامي رنج مي برند.
II. فقر جزيره اي: قلمرويي است که در آن همه يا تقريبا تمامي افراد آن فقيرند.
III. فقر چرخه زندگي: فقري که افراد مشخص در مراحل خاصي از چرخه زندگي به آن مبتلا مي شوند.
IV. فقر اوليه يا نخستين: فقري که ناشي از ولخرجي و اسراف نباشد.
V. فقر ثانويه: فقري که در اثر اسراف ولخرجي ايجاد مي شود.
VI. فقر ثالث: فقري که با وجود درآمد کافي به دليل در دسترس نبودن کالاها و خدمات ايجاد مي شود.
VII. فقر موردي: فقري که از خصوصيات فردي يا خانوادگي افراد ايجاد مي شود (صورتي ديگر از تعريف گالبرايت در فوق).
VIII. فقر بحران زاد: فقري که از بحرانهايي نظير آسيب ديدگي، بيماري و يا بيکاري ناخواسته ناشي شود.
يكي از محققين (منبع 3 ) اقسام فقر را اينگونه مي شمارد:
1- فقر جسمي: شخصي كه نقص عضو دارد دچار فقر جسمي است؛ بدين ترتيب، معلولان در شمار فقيران جاي دارند، هر چند از ابعاد ديگر در درجات بالايي از توانگري باشند. البته چنين فقري اغلب با عدم حمايت هاي لازم به فقر مالي نيز مي انجامد.
2- فقر فرهنگي: فقر ناشي از بيسوادي و ناداني است.
3- فقر روحي (ذهني): گروهي عليرغم برخورداري از مواهب طبيعي بسيار، همواره خود را نيازمند مي پندارند؛ در انديشة افزايش دارايي خويش به ‌سر مي برند و از مشاهده مردم داراتر در حسرت فرو مي روند.
4- فقر مالي: اين نوع فقر، كه موضوع اصلي بحث است، فقر مالي، فقر اقتصادي، فقر معيشتي و محروميت نيز خوانده مي شود. فقر مالي خود بر چند نوع است:
I . فقر انتخابي «ارادي»
فقر انتخابي يعني آن كه خود فقر مراد شخص باشد يا به ‌سبب عواملي كه او در ايجاد آن ها نقش داشته، پديد آيد.
 الف) فقر انتخابي مثبت
گاه ممكن است شخص در مقطع زماني خاصّي، با در نظر داشتن هدفي والا، سختي و مشقّت را تحمل كرده و در زندگي فقيرانه به ‌سر برد، چنان كه زندگي برخي از دانشمندان نشان دهندة فقر انتخابي و خود خواسته آن هاست. ناگفته پيداست اين گروه هرگز در پي فقر نبوده اند؛ بلكه به ‌جهت ‌ترجيح دادن دانش بر رفاه و آسايش مادي در فقر به ‌سر بردند؛ به گونه اي كه اگر جمع دانش و ثروت بر ايشان ممكن بود، هرگز تن به فقر نمي سپردند. گاه گزينش فقر به ‌سبب اهداف متعالي الهي است.
ب) فقر انتخابي منفي
گروهي به رغم برخورداري از ثروت يا اسباب فراهم آوردن آن، به ‌سبب برداشت هاي نادرست از تعاليم ديني فقر را برمي گزينند. گاه فرد بطور مستقيم ‌فقر را انتخاب نمي كند؛ بلكه آگاهانه يا ناآگاهانه كاري مي كند كه نتيجه اي جز فقر ندارد؛ در اين مورد هر چند انتخاب آگاهانه تحقّق نيافته، ولي به هر حال ‌تهيدستي گزينش شده است.
II . فقر غير ارادي
طبق ديدگاه بانك جهاني فقر را نمي توان تنها بر مبناي درآمد و محروميت مادي سنجيد، بلكه عقب ماندگي در آموزش و بهداشت هم جزيي از آن است و به طور كلي مفهوم فقر، آسيب پذيري، بي پناهي و بينوايي را نيز در بر مي گيرد.
در گزارش كارگاه جهاني پيرامون فقر، سلامتي و توسعه، فقر و افراد فقير توسط “اوشا.اس. نايار” اينگونه طبقه بندي گرديده است:
* فقر موروثي: فرزنداني كه والدين فقير دارند، خود والديني فقير خواهند بود و اين فقر طي چند نسل ادامه خواهد يافت.
* فقر ناگهاني: به دليل بحران هاي ناگهاني نظير سيل و زلزله عارض مي شود.
* فقر موقت: در شرايطي نظير جنگ و به طور كوتاه مدت عارض مي شود.
* فقر جديد: شامل افرادي مي شود كه هم اكنون فقير نيستند ولي در مرز فقر قرار دارند و در صورت وقوع كوچكترين بحران، به فقرا مي پيوندند كه در آن صورت فقراي جديد محسوب مي شوند.
* فقر نسبي: دسترسي به امكانات اوليه دارند و در امكانات ثانويه دچار فقر مي باشند.
* فقر پنهان: فقر افرادي كه دور از دسترس هستند و كسي درباره آنها اطلاعي ندارد.
* فقر بومي: در يك منطقه جغرافيايي شيوع مي يابد و توليد اندك و منابع محدود ناحيه مسبب آن است.
* فقر متراكم: انبوهي از مردم فقير در محله هاي كوچك و شلوغ زندگي مي كنند.
* فقر نهايي: درباره افرادي است كه از ابتداي زندگي بي بضاعت بوده اند و تا آخر عمر فقير خواهند ماند.
* فقر مطلق: طبق تعريف “رابرت مك نامارادر” گزارش فقر آكسفام، شرايطي از زندگي است كه انسان به سوء تغذيه، بي سوادي، بيماري، قحطي، محيط آلوده، مرگ و مير زياد اطفال و انواع شيوه هاي ناشايست زندگي دچار باشد.
دكتر محمد علي برزگر نماينده سازمان بين الملليPHM (تلاش مردم براي سلامت) در تقسيم بندي خود فقر را به انواع زير طبقه بندي مي كند:
1- فقر كالري: افرادي كه در روز كمتر از 2250 تا 2500 كالري دريافت كنند در اين ديد فقير محسوب مي شوند.
2- فقر در آمد: طبق تعريف بانك جهاني در اين طبقه بندي به افرادي كه روزانه كمتر از يك دلار حقوق دريافت مي كنند، فقير مطلق و به كساني كه كمتر از 2 دلار و بيشتر از يك دلار در روز درآمد دارند، فقير نسبي اطلاق مي شود.
3- فقر سبد نيازهاي اساسي روزانه: اشخاصي كه به هر دليل قادر به تامين نيازهاي اساسي روزانه خود و خانواده خود، از قبيل خوراك، پوشاك، مسكن، امكانات آموزشي و بهداشتي نيستند در اين گروه قرار مي گيرند.
4-فقر شاخص هاي توسعه انساني: فقراي اين گروه از شاخص هاي توسعه انساني محروم و يا به آنها دسترسي كمي دارند. اين شاخص ها عبارتند از: اميد به زندگي، پيشگيري ازمرگ و مير كودكان زير 5 سال، امكان آموزش ابتدايي اعضاء خانواده، دسترسي به آب آشاميدني سالم، برخورداري از سيستم دفع زباله مناسب و دسترسي به خدمات بهداشتي و درماني است.
5- فقر فرصت ها: با در نظر گرفتن شاخص هاي توسعه انساني مذكور در بند 4، در صورت محروم بودن طبقات وگروههايي خاص از اين شاخص ها فقر فرصت ها پديد مي آيد. براي مثال اگر به دلايلي روستائيان، مهاجران، زنان، اقليت ها و معلولين فرصت برخورداري از اين امكانات را نداشته باشند.
1- 6 – 3- سنجه هاي فقر
براي اين كه تعريف شود فقير در اين تحقيق به چه كسي اطلاق مي گردد، لازم است كه معيارهاي مختلف سنجش فقر مورد بررسي قرار گيرد. لذا در اينجا به بررسي سنجه هاي فقر مي پردازيم كه بخش هايي از آن از كتاب” توسعه و نابرابري ” محمد جواد زاهدي برگرفته شده است:
سنجش فقر به منظور مقايسه موقعيت ها صورت مي پذيرد و هدف از آن اين است كه روشن شود كه از وضعيت هاي داده شده كدام يك با فقر بيشتري همراه است. اين مقايسه ممكن است ترتيبي يا عددي باشد. در مقايسات ترتيبي، افزايش يا كاهش نابرابري در طول زمان و بر حسب مكان و يا تاثير پذيري آن از سياست ها مورد توجه قرار مي گيرد، درحاليكه در مقايسه عددي تفاوت موجود در ميزان رفاه(يا به عكس ميزان فقر) بر حسب مقادير كمي بازگو مي شود. نكته مهمي كه در سنجش فقر بايد مد نظر داشت، شرايط منظومه اي يا حوزه اي مقايسه است؛ به اين معني كه ممكن است شخص ياخانواده اي در منظومه يا مجموعه شرايط مكاني و زماني ويژه اي فقير ارزيابي شود، ولي در مجموعه يا حوزه ديگري متوسط يا حتي مرفه تلقي شود.
نظريه مورد اجماعي درباره سنجه هاي نابرابري اجتماعي وجود ندارد، نظريه هاي موجود در اين زمينه كلي بوده و برحسب روشهاي به كار گرفته شده در سنجش نابرابري و فقر تعريف مي شوند. اين روشها را مي توان به پنج گروه زير طبقه بندي كرد:
1- رويكردهاي مفهومي سنجش رفاه
اين رويكردها مجموعه روش هايي را در بر مي گيرد كه نحوه دسترسي به مولفه هاي رفاه اساس داوري است.در اين راستا برخي صرفا به جنبه هاي رفاهي مادي نظير ميزان دسترسي به برخي كالاها و برخي به جنبه هاي كمتر مادي توجه دارند. شالوده رويكرد رفاه گرا بر رتبه بندي ترجيحات نسبت به كاللاها مبتني است و با تابع مطلوبيت نشان داده مي شود. طبق نظر “آمارتياسن” رفاه خوب زيستن است كه همانا توان زندگي طولاني، خوب تغذيه شدن، سالم بودن، با سواد بودن و نظاير آن را در بر مي گيرد. در مقابل رويكرد رفاه گرا، رويكرد عدم رفاه است كه بر اساس محروميت از برخي كالاها تعريف و طيف وسيعي از محروميت سنجي هاي مادي و معنوي را در بر مي گيرد. در هر دو رويكرد رفاه گرا يا عدم رفاه گرا، روي كالاها و خدماتي معين تاكيد گذاشته مي شود، با اين فرق كه در رويكرد رفاه گرا سنجه ها اساسا معطوف به دسترسي به كالاها و خدمات مصرفي است، ولي در رويكرد عدم رفاه گرا، عدم دسترسي يعني اشكال ويژه محروميت كالايي، مثلا تغذيه ناكافي، پوشاك نامناسب و يا مسكن فقيرانه مورد توجه قرار مي گيرد.
2-رويكردهاي بررسي الگوي مصرف تغذيه
استفاده از “ضريب انگل” يكي از رايج ترين شيوه هاي تحليل در اين رويكرد است. در اين رويكرد از سنجة مصرف واقعي استفاده مي شود كه عبارت است از تقسيم كل مخارج اسمي تمام كالاها و خدمات بر شاخص هزينه زندگي و مقياس هم ارزي به دست مي آيد. البته اين نوع مطالعه بيشتر اطلاعاتي درباره كم غذايي و سوء تغذيه به دست مي دهد كه به تنهايي مبين ميزان فقر و يا اصلا فقير بودن يا نبودن نمي دهد.
3- تعيين خطوط فقر:
اساس اين رويكرد، مبتني بر تعريف سطح از پيش تعيين شده اي از استاندارد زندگي است كه به خط فقر موسوم است و طبق آن كساني كه زير اين خط قرار دارند، فقير و كساني كه در بالاي آن قرار دارند، غير فقير محسوب مي شود. اشكال اين رويكرد آن است كه اگر چه خطوط فقر واقعا وجود دارند، اما ديدگاه قابل پذيرش يكساني درباره آن وجود ندارد.
تعريف خط فقر بر تفسيرهاي رفاهي مبتني نيست، بلكه استانداردها و تعاريف ويژه خود را دارد كه در مقايسه محلي، ملي يا حتي بين المللي تعريف مي شوند. “راواليون” تابع عمومي سنجش فقر بر مبناي تعريف خط فقر را به اين صورت تعريف كرده است:
P = P (Z / U , L )
كه در آن Z خط فقر،U ميانگين توزيع متغيرهايي است كه فقر با آن سنجيده مي شود وL منحني لورنز است كه تمامي اطلاعات درباره نابرابري هاي نسبي را در بر دارد.
مهمترين روش هايي كه در رويكرد تعيين خطوط فقر به كار گرفته مي شود عبارت است از:
– تعيين خط فقر مطلق: خط فقري تصور مي شود كه بر حسب سطح زندگي و در طول كل دامنه مقايسه فقر ثابت است.
– تعيين خط فقر نسبي: فقري است كه در طول آن دامنه بوده و هرچه سطح زندگي متوسط بالاتر باشد اين خط نيز بالاتر خواهد بود.
فقر مطلق معمولا براي كشورهاي توسعه نيافته و فقر نسبي براي كشورهاي پيشرفته مناسب تر است.
I. تعيين خطوط فقر بر مبناي نيازهاي اساسي: در اين شيوه ها خط فقر با مشخص ساختن برخي نيازهاي اساسي فقر كه با حوزه مقايسه فقر مرتبط است، تعريف مي شود. مهمترين نيازهاي اساسي شامل غذا، پوشاك و مسكن است.
II. تعيين خط فقر ذهني: بر مبناي قضاوت افراد درباره حداقل سطح زندگي، كه در يك جامعه خاص مورد اجماع است، تعريف مي گردد.
III. خطوط فقر دوگانه و چند گانه: در اين روش دو يا چند خط فقر تعريف مي گردد كه خط پايين از شاخص هايي نظير خطر جدي بي غذايي، بي سرپناهي، بيكاري، معلوليت و … محاسبه مي



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید