فهرست مطالب
1- فصل اول: کلیات پژوهش1
1-1- مقدمه2
1-2- معرفی پژوهش 2
1-3- ضرورت انجام پژوهش5
1-4- هدفهای پژوهش6
1-5- پرسش اصلی پژوهش7
1-6- پرسشهای فرعی پژوهش7
1-7- تعریفهای مفهومی و عملیاتی8
1-7-1- اصطلاحنامه8
1-7-2- استاندارد انسی8
1-7-3-اصطلاح مرجح8
1-7-4- اصطلاح نامرجح9
1-7-5- اصطلاح اعم9
1-7-6- اصطلاح اخص9
1-7-7- اصطلاح راس9
1-7-8- اصطلاح وابسته9
1-7-9- یادداشت دامنه10
1-7-10- توضیحگر10
1-7-11- رابطه ترادف10
1-7-12- رابطه سلسلهمراتبی10
1-7-13- رابطه وابستگی10
1-7-14- نمایش روابط اصطلاحنامهای11
1-7-14-1- نمایش الفبایی11
1-7-14-2- نمایش سلسلهمراتبی11
1-7-14-3- نمایش گردان11
2- فصل دوم: پیشینه و مبانی نظری پژوهش12
2-1- مقدمه13
2-2- تعریف اصطلاحنامه13
2-3- تاریخچه15
2-4- اهمیت و ضرورت تدوین اصطلاحنامه17
2-5- اهداف اصطلاحنامه18
2-6- تفاوت اصطلاحنامه با سرعنوانهای موضوعی19
2-7- تفاوت اصطلاحنامه با واژهنامه20
2-8- تفاوت اصطلاحنامه با طرحهای ردهبندی21
2-9-روابط اصطلاحنامهای21
2-9-1- رابطه ترادف22
2-9-2-رابطه سلسلهمراتبی22
2-9-3-رابطه وابستگی23
2-10- انواع نمایش اصطلاحنامه23
2-10-1- نمایش الفبایی23
2-10-2- نمایش گردان24
2-10-3- نمایش دقیق اصطلاح25
2-10-4- نمایش سلسلهمراتبی25
2-10-4-1- نمایش سلسلهمراتبی چندسطحی25
2-10-4-2- ساختار درختی25
2-10-4-3- ساختار اصطلاح راس26
2-10-4-4- ساختار سلسلهمراتبی دوسویه26
2-10-4-5- نمایش مقولههای عام26
2-10-4-6- نمایش چهریزهای26
2-10-5- نمایش ترسیمی27
2-11- شیوههای تدوین27
2-11-1- رویکرد کمیتهای27
2-11-1-1- بالا به پایین27
2-11-1-2- پایین به بالا28
2-11-2- رویکرد تجربی28
2-11-2-1- روش قیاسی28
2-11-2-2- روش استقرایی28
2-11-3- رویکرد تلفیقی29
2-12- انواع اصطلاحنامه29
2-12-1- اصطلاحنامه خرد29
2-12-2- اصطلاحنامه کلان29
2-12-3- اصطلاحنامه نمایهسازی29
2-12-4- اصطلاحنامه کاوش30
2-12-5- اصطلاحنامه تکزبانه30
2-12-6- اصطلاحنامه چندزبانه30
2-12-7- اصطلاحنامه چاپی30
2-12-8- اصطلاحنامه الکترونیکی30
2-12-9- اصطلاحنامه تحت وب30
2-12-10- نرمافزار اصطلاحنامه31
2-13- استانداردهای تدوین اصطلاحنامه31
2-14- مشاوران اصطلاحنامه32
2-15- گردآوری اصطلاحات و مفاهیم33
2-16- مدیریت و روزآمدسازی اصطلاحنامه35
2-17- ارزیابی اصطلاحنامه37
2-17-1- ارزیابی ساختاری38
2-17- 2- ارزیابی موضوعی38
2-17- 3- ارزیابی الگویی38
2-17- 4- ارزیابی بازیابی39
2-17- 5- ارزیابی تطبیقی39
2-17-6- مدلسازی تطبیقی39
2-18- نرمافزار تدوین اصطلاحنامه40
2-19- چالشهای مطرح در حوزه اصطلاحنامهنگاری41
2-20- پیشینه پژوهش در خارج از کشور42
2-21- پیشینه پژوهش در داخل کشور48
2-22- استنتاج از مرور نوشتار58
3- فصل سوم: روش انجام پژوهش59
3-1- مقدمه60
3-2- نوع و روش پژوهش60
3-3- حوزه موضوعی اصطلاحنامه61
3-4- گردآوری و گزینش اصطلاحات62
3-5- استاندارد تدوین اصطلاحنامه62
3-6- نوع اصطلاحنامه63
3-7- شیوه تدوین اصطلاحنامه63
3-8- نمایش اصطلاحنامه63
3-9- قالب فیزیکی اصطلاحنامه64
3-10- ابزار انجام پژوهش64
3-11- دشواریها و محدودیتهای پژوهش64
4- فصل چهارم: اصطلاحنامه زبانشناسی66
4-1- مقدمه67
4-2- پیشدرآمدی بر اصطلاحنامه زبانشناسی67
4-3- نمایش الفبایی اصطلاحنامه72
4-4- نمایش سلسلهمراتبی اصطلاحنامه241
4-5- نمایش گردان اصطلاحنامه258
4-6- یافتههای پژوهش275
5- فصل پنجم: نتیجهگیری279
5-1- مقدمه280
5-2- مروری بر آثار پیشین280
5-3- یافتههای پژوهش284
5-4- پیشنهاداتی برای پژوهشهای بیشتر285
6- فهرست منابع287
7- واژهنامه فارسی به انگلیسی295
8- واژهنامه انگلیسی به فارسی298
9- چکیده انگلیسی301
1
کلیات پژوهش
فصل اول
1 – 1 –مقدمه
فصل حاضر به عنوان نخستین فصل این پژوهش به معرفی پژوهش، ضرورت، هدفها، پرسشهای اصلی و فرعی و تعریفهای عملیاتی آن میپردازد.
1-2- معرفی پژوهش
امروزه به علت افزایش چشمگیر حجم اطلاعات، پژوهشگران و دانشجویان هر رشته علمی به منظور تحقیق و پژوهش و دستیابی به آخرین یافتههای علمی، مجبور به استفاده از بازیابی خودکار اطلاعات یعنی رجوع به شبکه وب، فهرستهای رایانهای و برخط1 کتابخانهها و یا پایگاههای اطلاعرسانی هستند. مسلماً با گسترش روزافزون علم، وجود انبوه کتابها و مقالات، دیگر رجوع شخصی به کتابخانهها و بررسی و جستجوی دستی اطلاعات، نه امکانپذیر و نه مقرون به صرفه است چرا که این عمل بسیار وقتگیر است و علاوه بر این هزینه مادی زیادی را تحمیل میکند و حال آنکه هر پژوهشگر میتواند در منزل و یا محل کار خود و یا حداکثر با مراجعه به یک بانک اطلاعاتی و فقط با زدن چند کلید ساده از آخرین یافتهها، پژوهشها، کتابها و مقالات حوزه مورد نظر خود مطلع شود. اما ذکر این نکته ضروری است که این اطلاعات و دادهها به خودی خود در شبکه قرار نگرفته بلکه در پشت صحنه این کاوشهای چند دقیقهای و بازیابی چند ثانیهای اطلاعات، ساعتها کار مداوم و خسته کننده نیروی متخصص انسانی صورت گرفته است. مطمئناً تا متخصصان کتابداری و اطلاعرسانی و یا نمایهسازان به طبقهبندی و ردهبندی دقیق اطلاعات علمی نپردازند و آنها را وارد شبکهها و پایگاههای اطلاعرسانی خود نکنند، این بازیابی اطلاعات صورت نخواهد گرفت. علاوه بر این باید توجه داشت که منظور از ورود اطلاعات به بانکهای اطلاعاتی و پایگاهها، صرف قرار دادن آن مدرک در آن پایگاه نیست، بلکه قبل از آن باید مدرک مورد نظر بر اساس قوانین خاص ردهبندی، تعیین موضوع و تعیین ربط شده و سپس در پایگاه قرار گیرد تا به هنگام جستجو توسط کاربر امکان بازیابی آن وجود داشته باشد و دچار ریزش کاذب2 نشود. سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که این اطلاعات چگونه ردهبندی میشوند. در پاسخ باید گفت که نمایهسازان و متخصصان به هنگام دریافت کتاب، مقاله و پایاننامه بر اساس عنوان، فصلها و کلیدواژههای آن مدارک تصمیم میگیرند که با چه کلیدواژههایی آن مدرک را وارد پایگاه اطلاعرسانی کنند. مسلماً موتورهای کاوش فقط بر اساس آن کلیدواژهها، مدرک مورد نظر را بازیابی خواهند کرد. حال تصور کنید که مدرکی توسط کلیدواژههای مناسب ذخیره نشده باشد، در این صورت مدرک هنگام جستجو یا اصلاً بازیابی نخواهد شد و دچار ریزش کاذب میشود و یا در صورت بازیابی، ممکن است مطابق با نیاز کاربر نباشد (مدرک نامرتبط) و یا این ربط، بسیار اندک باشد. با اطمینان کامل میتوان گفت که همه کاربران در تمام دفعات جستجوی اطلاعات مورد نظر خود از طریق وب جهانگستر و یا پایگاههای اطلاع رسانی با چنین تجربهای روبرو شدهاند. قبل از پرداختن به راه حل، ذکر این نکته لازم است که بازیابی یافتههای علمی از دو بخش مجزا اما مرتبط یعنی ذخیره، و بازیابی اطلاعات، تشکیل میشود که ذخیره غالباً از دید کاربر پنهان است و مسئولیت دشوار و زمانبر ذخیره مدارک، رتبهبندی، طبقهبندی و تعیین میزان ربط آنها و ورود دقیق کلیدواژههای مناسب در پشت صحنه و توسط متخصصان اطلاعرسانی یعنی نمایهسازان صورت میگیرد و بخش دیگر همان جستجو و بازیابی اطلاعات است که مشهود بوده و کاربر در طی زمانی بسیار کوتاه با دادن چند کلیدواژه به آنها دست مییابد که البته در اغلب موارد باید مدارک مورد نظر را بررسی و از بین آنها مدارک مربوط را انتخاب کرده و مدارک نامربوط را حذف کند. اطلاعرسانان مدام در سعی و تلاشند که ذخیره اطلاعات به بهترین نحو و با بیشترین دقت صورت گیرد تا موفقیت بازیابی اطلاعات توسط کاربر افزایش یابد. ذخیره و بازیابی اطلاعات میتواند با دو زبان طبیعی و یا کنترل شده صورت گیرد. زبان کنترل شده در واقع همان شیوهای است که نمایهساز برای بهبود ذخیره و بازیابی اطلاعات به کار میگیرد (ایچسن، گلکریست و بادن3، 1382، ص 11). یکی از انواع زبان کنترل شده اصطلاحنامه4 است. اصطلاحنامه یا گنجواژه، مجموعهای از واژهها است که میان آنها روابط ترادف5، وابستگی6 و سلسلهمراتبی7 برقرار شده و توانایی آن را دارد که موضوع آن رشته را با همه جنبههای اصلی و فرعی وابسته به گونهای نظام یافته و به منظور ذخیره و بازیابی اطلاعات ارائه دهد. اصطلاحنامه مجموعه اصطلاحات استاندارد شده یک حوزه علمی است که نقشه معنایی آن حوزه را نشان میدهد. اصطلاحنامه بهینهترین شیوه برای نمایش حداکثر اطلاعات و مفاهیم یک رشته با حداقل حشو است و بهترین وسیله برای ذخیره و بازیابی اطلاعات تلقی میشود. ارزش اصطلاحنامه در فراهم آوردن مجموعهای غنی از اصطلاحات، مترادفها و اصطلاحات اعم8 به منظور افزایش احتمال بازیابی مدارک بیشتر (افزایش جامعیت) و اصطلاحات اخص9 ، به منظور کاهش مدارک بازیابی شده و افزایش ربط آنها (افزایش مانعیت) است (ایچسن، گلکریست و بادن، 1382، ص 10). مهمترین هدف از تدوین اصطلاحنامه ذخیره و بازیابی اطلاعات است چرا که حجم اطلاعات و پیشرفت علمی دیگر امکان بررسی و جستجوی دستی را باقی نگذاشته است لذا نمایهسازان با استفاده از اصطلاحنامه مدارک را با دقت و متخصصانه ذخیره میکنند تا کاربران بتوانند آنها را بازیابی کنند. اما متأسفانه علی رغم تمام پیشرفتهای صورت گرفته در این زمینه در کشور ما چندان به اهمیت اصطلاحنامهنویسی توجه نشده است و تنها سازمانهای معدودی هستند که به تهیه و تدوین اصطلاحنامه میپردازند. از عمدهترین آنها میتوان به پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، سازمان اسناد و کتابخانه جمهوری اسلامی ایران در تهران و پژوهشگاه معارف اسلامی در قم اشاره کرد. علاوه بر این بیشتر کاوشها در ایران با زبان طبیعی و نه با زبان کنترل شده (استفاده از اصطلاحنامه در موتورهایکاوش) صورت میگیرد (گفتگوهای شخصی با رضایی10، 1389). همه این عوامل یعنی نبود اصطلاحنامه در رشتههای علمی گوناگون و عدم به کارگیری آن در پایگاه اطلاعرسانی موجب شده که جستجوها با ریزش کاذب فراوان، عدم جامعیت و مانعیت لازم و افزایش زمان جستجو روبرو شود.
واضح است که عدم دسترسی پژوهشگران به پژوهشهای صورت گرفته، مقالات و کتابهای حوزه تخصصیشان، ضربه جبران ناپذیری به وضعیت پیشرفت علمی آن رشته خواهد زد. بنابراین تمام تلاشهای متخصصان اطلاعرسانی به بهبود وضعیت ذخیره و بازیابی اطلاعات معطوف شده است. این ضرورت در مورد تمام رشتههای علمی احساس میشود و واضح است زبانشناسی نیز از این قاعده مستثنی نیست. مسلماً اساتید، پژوهشگران و دانشجویان رشته زبانشناسی نیز مایلند که به مدارک علمی مورد نظرشان دسترسی دقیق و مطمئن داشته باشند و این امر محقق نمیشود مگر با بهبود وضعیت ذخیره و بازیابی مدارک این حوزه علمی و این خود مستلزم وجود یک اصطلاحنامه تخصصی زبانشناسی است. بنابراین با توجه به اهمیتی که تهیه و تدوین اصطلاحنامه فارسی زبانشناسی دارد، نگارنده تصمیم گرفت تا با توجه به ضرورت احساس شده در حوزه زبانشناسی، به تهیه و تدوین اصطلاحنامه فارسی زبانشناسی اقدام کند و در این پژوهش با گردآوری اصطلاحات زبانشناسی، تعیین میزان رواج و بسامد آنها در مدارک علمی موجود (واژهنامههای تخصصی، مقالات، کتابها و پایاننامههای دانشجویی)، اصطلاحات مرجح11 و نامرجح12 زبانشناسی، روابط سلسله مراتبی، ترادف و وابستگی بین آنها را به دست دهد و با یادداشتهای دامنه13، اطلاعات لازم را در مورد اصطلاحات، نقاط قوت و ضعف آنها در اختیار نمایهسازان و دانشجویان قرار دهد. اگر چه اصطلاحنامهها به سمت تفکیک پیش میروند یعنی اصطلاحنامه نمایهسازی14 و اصطلاحنامه کاوش (ایچسن، گلکریست و بادن، 1382، ص 2)، اما در این پژوهش اصطلاحنامه به صورت سنتی تدوین میشود یعنی اصطلاحنامهای که هم در ذخیره و هم در بازیابی کاربرد داشته باشد چرا که به گفته حری (طاهری، 1386، ص 27) ذخیره و بازیابی دو روی یک سکه هستند و هدف از ذخیره اطلاعات بازیابی آن است. علاوه بر این اصطلاحنامهها به دو صورت تکزبانه15 و چند زبانه16 وجود دارند (ایچسن، گلکریست و بادن، 1382، ص 27) که در اینجا اصطلاحنامه تکزبانه فارسی مد نظر است.

1 – 3 – ضرورت انجام پژوهش
یکی از ضرورتهای تدوین اصطلاحنامه زبانشناسی فارسی ذخیره و بازیابی مدارک فارسی این حوزه علمی است. از ضرورتهای دیگری که در تدوین اصطلاحنامه احساس میشود دقت، روشنی و یکدستی مجموعه واژهها و اصطلاحات تخصصی رشته زبانشناسی است. همانطور که میدانیم مهمترین ابزار آموزش، گسترش، کاربرد و بومیسازی هر رشته علمی، ثبات و رواج اصطلاحات و واژههای تخصصی آن حوزه است اما در زبانشناسی از آنجا که بیشتر اصطلاحات، ترجمه اصطلاحات انگلیسی است، این یکدستی و روشنی به حد کافی وجود ندارد. معمولاً برای هر مفهوم زبانشناختی چندین اصطلاح فارسی وجود دارد در حالی که تمایل کلی علوم به سمت عدم وجود هممعنایی17 و همنامی18 در سطح واژههای علمی است و بدتر از همه اینکه در برخی موارد، هیچ اتفاق نظر و تفاهمی بین صاحبنظران و پژوهشگران این رشته وجود ندارد و سلیقهای عمل میشود. به جرأت میتوان ادعا کرد که همه ما در اغلب جلسات دفاع دانشجویان این رشته، شاهد آن هستیم که حداقل در مورد چرایی انتخاب یک یا دو معادل فارسی از سوی دانشجو، بحث صورت میگیرد و یا هنوز بسیاری از دانشجویان -اگر نگوییم صاحبنظران- در مورد بهکارگیری برخی از معادلها مردد هستند. اینچنین مسائلی ضرورت تهیه و تدوین اصطلاحنامه فارسی زبانشناسی و انجام این پژوهش را برجسته میکند.

1 – 4 – هدفهای پژوهش
مهمترین هدف تهیه و تدوین اصطلاحنامه زبانشناسی، بهبود ذخیره و بازیابی اطلاعات این حوزه است که این فرایند از دو بخش مهم نمایهسازی و کاوش تشکیل میشود. اصطلاحنامه زبانشناسی منبع دقیقی از اصطلاحات زبانشناسی، روابط معنایی ترادف (اصطلاحات مرجح و نامرجح)، رابطه سلسلهمراتبی (اصطلاحات اعم و اخص)، رابطه وابستگی و توضیحات ضروری نمایهسازی (توضیحگر19 و یادداشت دامنه) را در اختیار نمایهساز ناآشنا به علم زبانشناسی قرار میدهد و دقت وی را در نمایهسازی مدارک زبانشناسی به نحو چشمگیری افزایش میدهد. بدین ترتیب نمایهسازی از الگویی نظاممند پیروی خواهد کرد که به امکان و احتمال بازیابی مدارک مرتبطتر بیشتری منجر خواهد شد. از سوی دیگر پژوهشگر زبانشناس با در دست داشتن این اصطلاحنامه میداند که با چه امکاناتی میتواند به جستجوی خود نظم بخشیده و از طریق آن درصد موفقیت خود را در کاوش افزایش دهد. وی در صورت ناکامی در جستجو از طریق یک اصطلاح، امکانات موجود دیگر اصطلاحنامه را برای رسیدن به نتیجه مطلوب به خدمت خواهد گرفت. بنابراین در یک جمله میتوان گفت که عمدهترین هدف از تدوین اصطلاحنامه زبانشناسی بازیابی اطلاعات با جامعیت و مانعیت بیشتر و کاهش زمان جستجو است. از اهداف دیگر تدوین این اصطلاحنامه آن است که پژوهشگران بتوانند با مراجعه به آن، به مطلوبترین و رایجترین اصطلاح دست یابند و صاحبنظران نیز با مراجعه به آن، به ضعفها و کمبودهای اصطلاحگزینی این رشته پی برده و در صدد رفع آن برآیند. چرا که بیگمان یکی از اساسیترین ارکان پویایی و بومیسازی این رشته، گزینش و تثبیت اصطلاحات مناسب است.
اگر بخواهیم اهداف و ضرورتهای تدوین اصطلاحنامه زبانشناسی را فهرستوار ذکر کنیم، میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
بازیابی اطلاعات و مدارک فارسی زبانشناسی؛
تهیه طرحی از رشته زبانشناسی برای نمایش روابط منطقی میان مفاهیم و اصطلاحات آن؛
ارائه اصطلاحات استاندارد برای رشته زبانشناسی به منظور یکسانسازی مدخلهای نظام ذخیره و بازیابی اطلاعات این رشته؛
تهیه راهنما برای نمایهسازان و کاربران در انتخاب اصطلاح مناسب جستجو؛
ایجاد زبانی مشترک بین نمایهساز و کاربر فارسی زبان در رشته زبانشناسی؛
گسترش جستجوی مدارک فارسی زبانشناسی از طریق پیشنهاد اصطلاحات اعم؛
افزایش ربط مدارک بازیابی شده از طریق پیشنهاد اصطلاحات اخص؛
مبنا قرار دادن اصطلاحنامه فارسی زبانشناسی در اولویتبندی، برنامهریزی و مدیریت پژوهش این رشته؛
استفاده از اصطلاحنامه فارسی زبانشناسی در چکیدهنویسی و نمایهسازی خودکار و رایانهای مدارک فارسی این رشته؛
استفاده از اصطلاحنامه فارسی زبانشناسی در انتقال منابع اطلاعاتی سنتی گذشتههای دورتر که فقط به شکل چاپی موجود هستند به روی وب؛
افزایش سرعت جستجو.
1 – 5 – پرسش اصلی پژوهش
از آنجا که هدف از این پژوهش تهیه و تدوین اصطلاحنامه تخصصی زبانشناسی است، قرار است به این پرسش پاسخ داده شود که :
بین اصطلاحات زبانشناسی چه نوع روابط اصطلاحنامهای وجود دارد؟
در راستای پاسخ به این پرسش به گردآوری اصطلاحات مرجح و نامرجح زبانشناسی، تعیین روابط سلسله مراتبی، ترادف و وابستگی مفاهیم این رشته و همچنین به تهیه یادداشتهای دامنه (اطلاعات ضروری هر اصطلاح) اقدام شده است تا راهنمایی برای نمایهسازان در امر ذخیرهسازی و برای کاربران در امر بازیابی مدارک و اسناد این رشته علمی باشد.

1 – 6 – پرسشهاي فرعی پژوهش
اگر چه هدف از انجام این پژوهش دستیافتن به روابط معنایی موجود میان مفاهیم زبانشناسی و تهیه ابزاری برای ارتقاء کیفیت ذخیره و بازیابی اطلاعات حوزه زبانشناسی است اما با انجام آن میتوان به پرسشهای فرعی زیر نیز پاسخ داد:
اصطلاحات فارسی زبانشناسی تا چه حد از یکدستی و روشنی لازم و ضروری هر رشته علمی برخوردار است؟
میزان همنامی و هممعنایی در اصطلاحات و واژههای فارسی زبانشناسی تا چه حد است؟ آیا تعیین اصطلاحات مرجح و نامرجح میتواند به رفع این نقیصه –در صورت وجود- منجر شود؟
آیا اصطلاحات زبانشناسی به یکسانسازی توسط صاحبنظران و خبرگان این رشته نیاز دارد؟
پس از اتمام پژوهش میتوان به پاسخ پرسشهای فوق دست یافت. اما پرسشهای دیگری نیز وجود دارد که پاسخ آنها در پژوهشهای آتی و صرفاً پس از بهکارگیری اصطلاحنامه در پایگاههای اطلاعرسانی روشن میشود:
بهکارگیری اصطلاحنامه زبانشناسی در پایگاههای اطلاعرسانی تا چه حد به افزایش درصد موفقیت بازیابی منجر میشود؟
بهکارگیری اصطلاحنامه زبانشناسی تا چه حد به کاهش ریزش کاذب مدارک علمی این رشته منجر میشود؟
بهکارگیری اصطلاحنامه زبانشناسی تا چه حد به کاهش زمان جستجو منجر میشود؟
بهکارگیری اصطلاحنامه زبانشناسی تا چه حد به افزایش جامعیت و مانعیت مدارک مرتبط منجر میشود؟
1 – 7 – تعريفهاي مفهومی و عملياتي
1 – 7 – 1 – اصطلاحنامه:
اصطلاحنامه (تزاروس یا گنجواژه) مجموعه اصطلاحات یک رشته علمی است که میان آنها روابط معنایی ترادف، وابستگی و سلسله مراتبی برقرار شده و توانایی آن را دارد که موضوع آن رشته را با همه جنبههای اصلی و فرعی و وابسته به گونهای نظامیافته و به منظور ذخیره و بازیابی اطلاعات و مقاصد جنبی معرفی کند.
1 – 7 – 2 – استاندارد انسی:
استاندارد انسی20 مجموعهای از قواعد و دستورالعملهای سازمان ملی استاندارد آمریکا برای تدوین واژههای کنترل شده و اصطلاحنامهها است که دارای چهار ویرایش مختلف است که جدیدترین آن ویرایش 2005 است.
1 – 7 – 3 – اصطلاح مرجح:
اصطلاح رایج در یک حوزه علمی که نسبت به مترادفها و شبهمترادفها از بسامد بیشتری برخوردار بوده و برای نشان دادن مفهوم در نمایهسازی گزینش شده است. لازم به ذکر است که از این اصطلاح در منابع مختلف فارسی با واژههای گزیده و توصیفگر21 نیز یاد شده است که در این پایان نامه فقط از اصطلاح مرجح استفاده میشود. اصطلاح مرجح اصطلاحی است که برای نمایهسازی بهکار میرود (براتون، 2006، ص 17) و با علامت اختصاری بج (بکار برید بجای) اصطلاحات نامرجح آن به نمایش گذاشته میشود.
1 – 7 – 4 – اصطلاح نامرجح:
اصطلاحی علمی، که از لحاظ ارجحیت در اولویت نبوده و در جایگاه و یا رده بعد از اصطلاح مرجح قرار میگیرد و به عنوان مترادف و جایگزین اصطلاح مرجح بهکار میرود. در اصطلاحنامه، اصطلاح نامرجح کاربر را به اصطلاح مرجح ارجاع میدهد. برای اصطلاح نامرجح از معادلهای ناگزیده، ناتوصیفگر و حتی مدخل نیز استفاده شده است که در اینجا صرفاً از اصطلاح نامرجح استفاده میشود. برخلاف واژهنامهها که تمام اصطلاحات آنها، مدخل هستند در اصطلاحنامه، اصطلاح مدخل فقط به اصطلاحی گفته میشود که به توصیفگر ارجاع میدهد (انسی، 2005، 5) و از علامت اختصاری بک (بکار برید) برای ارجاع از اصطلاح نامرجح به اصطلاح مرجح استفاده میشود.
1 – 7 – 5 – اصطلاح اعم:
اصطلاح اعم اصطلاحی است که از اصطلاح مرجح کلیتر بوده و در رابطه سلسله مراتبی قبل از اصطلاح مرجح قرار گرفته و آن را تحت پوشش موضوعی خود قرار میدهد. استفاده از این اصطلاح در جستجوی اطلاعات جامعیت بازیابی را افزایش میدهد. در اصطلاحنامه اصطلاح اعم را با علامت اختصاری اع نشان میدهند.
1 – 7 – 6 – اصطلاح اخص:
اصطلاح اخص اصطلاحی است که از اصطلاح مرجح فروتر بوده و در رابطه سلسله مراتبی بعد از آن قرار میگیرد. اصطلاح اخص تحت پوشش موضوعی اصطلاح مرجح قرار دارد و کاوش از طریق آن به بهبود مانعیت منجر میشود. این اصطلاح با علامت اختصاری اخ نشان داده میشود.
1 – 7 – 7 – اصطلاح رأس
اصطلاح رأس22، اعمترین اصطلاح ممکن در سلسله مراتب واژههای کنترل شده است (انسی، 2005، ص 9) و بیشتر در اصطلاحنامههای چند رشتهای بهکار می رود و حوزه موضوعی اصطلاح مرجح را تعیین کرده و نشان می دهد که این اصطلاح در چه حوزهای قرار دارد و به چه معناست. در برخی از اصطلاحنامهها مانند یونسکو از MT (Micro Term) به جای TT استفاده می شود (براتون، 2005، ص 118). در اصطلاحنامههای فارسی اصطلاح رأس را غالبا با علامت اختصاری ار نشان میدهند.
1 – 7 – 8 – اصطلاح وابسته
اصطلاح وابسته یا مرتبط اصطلاحی است که با اصطلاح مرجح در ارتباط بوده و در عین حال نه اخص و نه اعم است (همان، ص 117). اصطلاح وابسته با علامت اختصاری او نشان داده میشود.
1 – 7 – 9 – یادداشت دامنه:
یادداشت دامنه توضیحاتی است که برای نشان دادن محدودیت اعمال شده بر معنای اصطلاح مرجح، نشان دادن طیف موضوعهای تحت پوشش، دستورالعمل برای نمایهسازان در خصوص نحوه بهکارگیری اصطلاحات نمایهسازی، ذکر مثال در صورت لزوم و تاریخچه اصطلاحات بهکار میرود (همان، 2006، ص 55). از علامت اختصاری ید برای نمایش یادداشت دامنه استفاده میشود.

1 – 7 – 10 – توضیحگر:
توضیحگر عبارتی وصفی است که به منظور ابهامزدایی از حوزه کاربردی اصطلاح مرجح، مخصوصاً همنامها و همنویسهها23 به کار میرود و در مقابل اصطلاح مرجح درون پرانتز قرار داده میشود (انسی، 2005، ص 43-57). در نظام ذخیره و یا بازیابی اطلاعات وجود همنامها و همنویسهها سبب پراکندگی موضوعهای همانند و اجتماع موضوعهای بیربط میشود و در نتیجه کارآیی نظام را به طور قابل توجهی کاهش میدهد. استفاده از توضیحگر این مساله را حل مینماید (همان، ص 77؛ حریری، 1361، ص 2).
1 – 7 – 11 – رابطه ترادف:
رابطه موجود بین اصطلاح مرجح و اصطلاح نامرجح رابطه ترادف نام دارد. این رابطه بین هممعناها و شبههممعناها برقرار است که در فارسی از معادلهای همارزی، تعادلی، برابری و هممعنایی نیز برای بیان آن استفاده شده است. اما در اینجا برای حفظ یکدستی صرفاً از اصطلاح ترادف استفاده خواهد شد.
1 – 7 – 12 – رابطه سلسله مراتبی:
این رابطه سطوح حاکمیت و تابعیت را نشان داده و در مکانیابی مفاهیم اعم و اخص بهکار میرود و عاملی مهم در بهبودی جامعیت و مانعیت بازیابی اطلاعات است. در برخی از منابع رابطه سلسله مراتبی را رابطه ردهای نیز نامیدهاند.
1 – 7 – 13 – رابطه وابستگی:
رابطه وابستگی رابطهای مفهومی است که نه سلسلهمراتبی و نه هممعنایی است. این رابطه بین اصطلاحاتی برقرار است که به لحاظ ذهنی با یکدیگر پیوند داشته و حضور یکی آن دیگری را نیز تداعی میکند. هدف از تعیین این رابطه، دستیابی به مدارکی است که احیاناً از طریق روابط ترادف و سلسله مراتبی بازیابی نمیشوند و در عین حال به یکدیگر مرتبط هستند (انسی، 2005، ص 43-57). برای بیان این مفهوم از معادلهای فارسی دیگری نیز استفاده شده است مانند رابطه همایندی و رابطه مرتبط که در این پایاننامه از اصطلاح وابستگی استفاده خواهد شد.
1 – 7 – 14 – نمایش روابط اصطلاحنامهای:
اصطلاحات و روابط معنایی و مفهومی آنها را میتوان به شیوههای گوناگونی در یک اصطلاحنامه به نمایش24 گذاشت. شیوههای عمده نمایش اصطلاحنامهای سه شیوه الفبایی، سلسله مراتبی و گردان25 هستند.
1 – 7 – 14 – 1 – نمایش الفبایی:
در این نوع نمایش کلیه اصطلاحات نمایهای چه مرجح و چه نامرجح به ترتیب حروف الفبا ارائه میشوند و اصطلاحات نامرجح به معادل مرجح خود ارجاع میدهند. اطلاعاتی که همراه اصطلاح مرجح ذکر میشوند یادداشت دامنه، توضیحگر، اصطلاح اعم، اصطلاح اخص، اصطلاح وابسته و در صورت لزوم اصطلاح رأس را تشکیل میدهد (آوستین و دیل26، 1365، ص 61؛ ایچسن، گلکریست و بادن، 1382، ص 166-169؛ انسی، 2005، ص 64).
1 – 7 – 14 – 2 – نمایش سلسله مراتبی:
در نمایش سلسله مراتبی همه سطوح اصطلاحات اعم و اخص یک اصطلاح، بلافاصله قابل رؤیت هستند. این شیوه نمایش به دو صورت سلسله مراتب چند سطحی27 و ساختار درختی28 ارائه میشود (آوستین و دیل، 1365، ص 65؛ ایچسن، گلکریست و بادن، 1382، ص 169-173؛ انسی، 2005، ص 69).
1 – 7 – 14 – 3 – نمایش گردان:
در این نوع نمایش، هر اصطلاح مرکب چندین بار و به تعداد اجزای واژگانیاش به ترتیب حروف الفبا مرتب میشود.
2
پیشینه و مبانی نظری پژوهش
فصل دوم
2 – 1 – مقدمه
هدف اين فصل آشنايي با مباحث نظري و پيشينهي موجود در حوزهي پژوهش حاضر، در سطح بينالمللي و ملي است. از اين رو مطالبي دربارهي تعریف اصطلاحنامه، تاریخچه، اهمیت و ضرورت تدوین اصطلاحنامه، اهداف اصطلاحنامه، تفاوت اصطلاحنامه با سرعنوانهای موضوعی و واژهنامه و طرحهای ردهبندی، روابط اصطلاحنامهای، انواع نمایشهای اصطلاحنامه، شیوههای تدوین اصطلاحنامه، انواع اصطلاحنامه، استانداردهای تدوین اصطلاحنامه، مدیریت اصطلاحنامه شامل مشاور اصطلاحنامه، گردآوری اصطلاحات و مفاهیم اصطلاحنامه، روزآمدسازی و ارزیابی اصطلاحنامه، نرمافزارهای تدوین اصطلاحنامه، چالشهای مطرح در حوزه اصطلاحنامهنگاری و سپس پيشينهي پژوهشي مرتبط با موضوع تحقيق ارائه میشود.

2 – 2 – تعریف اصطلاحنامه
اصطلاحنامه، تزاروس یا گنجواژه معادل فارسی واژه لاتین thesaurus به معنای مخزن و گنجینه است که ریشه اصلی آن یونانی است و در حال حاضر این اصطلاح به معنای مخزنی غنی از واژهها است. اصطلاحنامه از زمان آغاز تدوین اصطلاحنامهها بر اساس نوع کارکرد و هدف از تدوین آن، تعاریف مختلفی داشته است که در ذیل به مهمترین آنها اشاره میشود:
بر اساس دستورالعمل نظام جهانی اطلاعات علمی (یونی سیست29) اصطلاحنامه، واژگان پویا و کنترل شدهای است برای مهارکردن واژهها و برگرداندن زبان طبیعی مدارک به زبان مشترک بین نمایهساز و کاربر. اصطلاحات اصطلاحنامه از لحاظ معنایی با یکدیگر مرتبط بوده و تصویری از یک حوزه خاص از دانش بشری را ترسیم میکند (یونسکو، 1973، ص 6).
برطبق تعریف استاندارد ملی آمریکا، اصطلاحنامه واژگان کنترل شدهای است که بر طبق الگویی مشخص سازماندهی شده تا بتواند روابط بین اصطلاحات را به روشنی به وسیله نمایشگرهای30 رابطه استاندارد شده به نمایش گذارد (انسی، 2005، ص 9).
بر طبق استاندارد بینالمللی ایزو 2788،اصطلاحنامه مجموعهای از واژههای کنترل شده زبان نمایهای است و به گونهای نظام یافته است که روابط از پیش تعیین شده بین مفاهیم (مانند اعم و اخص) را نشان میدهد (ایچسن و دکسترکلارک31، 2004، ص6).
اصطلاحنامه نوعی طبقهشناسی32 است که نه تنها روابط سلسله مراتبی بلکه روابط وابستگی اصطلاحات، ارجاعات از اصطلاح نامرجح و یادداشتهای لازم هر اصطلاح را به نمایش میگذارد (هدن33، 2008، ص 50).
اصطلاحنامه ابزار شناخته شده و تثبیت شده بازیابی اطلاعات است که از طریق زبان کنترل شده به نمایه سازی و بازیابی جهت میدهد. اصطلاحنامه ابزاری برای مدیریت دانش و تبادل اطلاعات است که از آن میتوان در محیطهای رایانهای برای طبقهبندی خودکار اسناد، نمایهسازی خودکار و گسترش جستجو34 استفاده کرد (نیلسن35، 2004، ص 58).
اصطلاحنامه مانند نقشه یک راه و علائم رانندگی برای عبور از مسیرهای مختلف آن راه است. اصطلاحنامه زبان بازیابی اطلاعات است که نظامی از مفاهیم را به نمایش میگذارد و در جستجو و بازیابی، شبکه مفهومی یک حوزه خاص را برمیانگیزد (میلر36، 1997، ص 458).
اصطلاحنامه یکی از دهها شیوه نمایش ارتباط واژگانی است. اصطلاحات اصطلاحنامه گرههایی هستند که روابط اصطلاحنامهای خطهای اتصال نمودار نقشه معنایی آنهاست. جهت خطهای اتصال اطلاعات اصطلاحنامه را نگهداری کرده و به نمایش میگذارد (هلندا و دیگران37، 2004، ص530).
اصطلاحنامه برای مفاهیم و اصطلاحات یک حوزه، ساختاری را به دست میدهد که براساس آن میتوان به مفاهیم مرتبط دست یافت (لوسی38، 2007، ص 958).
اصطلاحنامه فهرستی از اصطلاحات معناشناختی مرتبط است که محتوای مدارک را با هدف بهبود ردهبندی مدارک و بازیابی محتوا به نمایش میگذارد (بیتن کورت و دیگران39، 2007، ص 655).
اصطلاحنامه یکی از سه نوع ابزار طراحی شده برای کنترل واژگان نظامهای ذخیره و بازیابی اطلاعات است. دو ابزار دیگر سرعنوانهای موضوعی و طرح ردهبندی است. اصطلاحنامه یک مجموعه گردآوری شده از اصطلاحات منتخب با روابط مناسب بین اصطلاحی است که به منظور افزایش حداکثری انسجام در توصیف مفاهیم و برای اهداف نمایهسازی و جستجو بهکار میرود (کیم40، 1973، ص 148-149).
اصطلاحنامه ابزاری برای برخورد با مسائل تطبیق مفاهیم در نمایهسازی و جستجو است و ابزاری ضروری برای نمایهسازی یعنی بررسی فکری مدارک و تعیین و نامگذاری هماهنگ مفاهیم تحت پوشش آنها به شمار میرود و با برقراری رابطه و اتصال بین مفاهیم و تشکیل یک شبکه معنایی به شکل مناسبی حوزه موضوعی مورد نظر را به تصویر میکشد (پولیت، 1380، ص 52-66). اصطلاحنامه بر خلاف دیگر ابزارهای طبقهبندی اصطلاحات معمولاً تخصصی و محدود به یک حوزه خاص است و به ندرت اصطلاحنامه عمومی یافت میشود (براتون، 2006، ص 40-41).

2 – 3 – تاریخچه
واژه تزاروس (اصطلاحنامه) طبق فرهنگ مختصر آکسفورد41،اولین بار در سال 1736 به معنای مخزن دانش (مانند فرهنگ، دائرةالمعارف و … ) وارد زبان انگلیسی شد. مشهورترین و اولین اصطلاحنامه در سال 1852، با عنوان “اصطلاحنامه لغات و عبارات انگلیسی42” توسط پیتر مارک روژه43 تدوین شد. این اصطلاحنامه نه بر اساس ترتیب حروف الفبا بلکه بر اساس مفاهیم واژگانی مرتب شده بود (ایچسن و دکسترکلارک، 2004، ص6). هدف از تدوین اصطلاحنامه کمک به افرادی بود که قصد یافتن اصطلاحاتی دقیق برای بیان اندیشههای خود داشتند (امیرحسینی، 1386، ص 14). اما صد سال بعد یعنی در سال 1957 بود که این واژه برای اولین بار توسط پیتر لون44 در بازیابی اطلاعات به کار رفت. وی تحت تأثیر اصطلاحنامه روژه تصمیم گرفت که از روابط مفهومی به منظور دستهبندی لغات استفاده کند. البته اکثر متخصصان اصطلاحنامهنویسی اصطلاحنامه روژه را بیشتر یک طرح ردهبندی میدانند چرا که این اصطلاحنامه به شیوهای نظاممند مفاهیم مشابه را در کنار هم و به ترتیب حروف الفبا گردآوری کرده است (براتون، 2006، ص 4).
اولین اصطلاحنامهای که واقعاً به منظور بازیابی اصطلاحات بهکار رفت اصطلاحنامه شورای مشترک مهندسی (45EJC) بود که توسط مرکز اطلاعرسانی مهندسی دوپونت46 در سال 1959 تدوین شد. اما اولین اصطلاحنامهای که بیشترین ویژگیهای یک اصطلاحنامه استاندارد امروزی را داشت اصطلاحنامه اصطلاحات مهندسی و علمی (47TEST) است که در سال 1960 تدوین شد. این اصطلاحنامه روابط ترادف، وابستگی و سلسلهمراتبی را نشان میدهد. این اصطلاحنامه نقش بسزایی در تدوین دستورالعملها و راهنماهای تدوین و توسعه اصطلاحنامه داشت (ایچسن و دکسترکلارک، 2004، ص 7-10). برای مثال یونسکو درسال 1970 به انتشار راهنمای تدوین و توسعه اصطلاحنامه تکزبانه اقدام کرد (رهادوست، 1377، ص 3). از اصطلاحنامه 48ASTIA که توسط سازمان اطلاعات فنی نیروهای مسلح آمریکا در سال 1961 تدوین شد میتوان به عنوان اصطلاحنامه دیگری به معنای امروزی آن نام برد. در همان سال مؤسسه آمریکایی مهندسان شیمی، اصطلاحنامه مهندسی شیمی را منتشر کردند که بازتاب مستقیم اثر دوپونت بود. در سالهای 1965-1967 وزارت دفاع ایالات متحده برای پروژهای موسوم به LEX اصطلاحنامهای به نام “اصطلاحات مهندسی و علمی” منتشر کرد. راهنماییها و دستورالعملهای ارائه شده در این اصطلاحنامه بعدها خطمشی و الگوی تدوین اصطلاحنامه برای بسیاری از سازمانها شد.
نخستین ویرایش راهنمای تدوین اصطلاحنامه تکزبانه یونسکو در سال 1970 منتشر شد که بازتابی از تجارب به دست آمده از تدوین اصطلاحنامههای پیشین بود (خسروی، 1374، ص چهار-پنج). از اصطلاحنامه کلان ژان ویت49 میتوان به عنوان اصطلاحنامهای اشاره کرد که در سال 1972 منتشر شد و علاوه بر ارائه نمایش الفبایی به ارائه نمایش سلسلهمراتبی نیز پرداخته بود (ایچسن و دکسترکلارک، 2004، ص 10). در سال 1974 سازمان استاندارد ملی آمریکا به تهیه راهنمای تدوین اصطلاحنامه انسی/نیسو50 اقدام کرد. این ویرایش بیشتر بر اساس استانداردهای شورای مشترک مهندسین و شورای اطلاعات علمی و فنی شورای فدرال علوم و فناوری و یونسکو تدوین شد. در دهههای 70 و 80، راهنماها و استانداردهای بینالمللی مختلفی توسط یونسکو به منظور تدوین اصطلاحنامههای تکزبانه و چند زبانه تدوین شد. البته ذکر این نکته لازم است که اصطلاحنامهها تحت تأثیر نظام ابداعی رانگاناتان51 با تحولاتی روبرو شدند و چهریزهها52 نقش عمدهای را در تدوین اصطلاحنامهها ایفا نمودند. شیوه ابداعی رانگاناتان، مقولههای عمده را بر اساس اعمال، اشیاء، عامل، زمان و مکان طبقهبندی میکرد. این ایده در اواخر دهه 40 به بریتانیا رسید و علاقمندان این تکنیک از نظام تحلیل چهریزهای برای طبقهبندی کتابخانه شرکت الکترونیکی انگلیس استفاده کردند و بالاخره بعدها در سال 1969 اصطلاحنامهای به این شیوه تدوین شد که آن را تزاروفاست (اصطلاحنامه چهریزهای)53 خواندند (ایچسن و دکسترکلارک، 2004، ص 11).
یونسکو همچنین در سال 1976، راهنمایی برای تدوین اصطلاحنامههای چند زبانه تهیه و منتشر کرد و در سال 1979 ویرایش دوم آن را نیز منتشر ساخت که این اثر در تدوین استانداردهای سازمان بینالمللی استاندارد، تأثیر به سزایی داشت. در سال 1979 استانداردهای بریتانیایی تهیه اصطلاحنامه منتشر شد که بیش از هر چیز تحت تأثیر استانداردهای سازمان بینالمللی استاندارد بود. ویرایش دوم راهنمای تهیه و تدوین اصطلاحنامههای تکزبانه علمی و فنی یونسکو که در سال 1981 منتشر شد نشاندهنده تأثیر استانداردهای آمریکایی و نیز تجارب و دستاوردهای استانداردهای بریتانیایی است (خسروی، 1374، ص پنج). در اواخر دهه 70 استاندارد انسی توسط مدلین هندرسون54 تجدید نظر شد و ویرایش جدید در سال 1980 منتشر شد. در 1988 این اثر تحت نظارت بلا هاس واینبرگ55 تجدید نظر شد و با اعمال تغییرات عمده در سال 1993 به ویرایش سوم رسید. این سازمان در سال 1999 کارگاهی ملی در مورد اصطلاحنامههای الکترونیک و ضرورتهای تغییر در دستورالعملهای تدوین اصطلاحنامه تشکیل داد. دستاوردهای این کارگاه به صورت تغییراتی در ویرایش چهارم در سال 2005 منتشر شد (انسی، 2005، ص viii).
با گذشت بیش از نیم قرن از تهیه و تدوین اولین اصطلاحنامه استاندارد، هماکنون، استانداردها و راهنماهای مختلفی برای تعیین اصطلاحنامههای تکزبانه و چند زبانه وجود دارد و سازمانهای مربوطه به تهیه و تدوین اصطلاحنامههای مختلف در سطح ملی و بین المللی مشغولند. البته با پیشرفت فناوری، ظهور وب جهان گستر، افزایش موتورهای جستجو و تحولات چشمگیر در حوزه پایگاههای اطلاعرسانی، نقش و کارکرد اصطلاحنامه تغییرات عمدهای یافته است. اصطلاحنامهها در جهت هماهنگسازی با پیشرفت فناوری، در انواع مختلفی از قبیل اصطلاحنامههای نمایهسازی و بازیابی در دو شکل چاپی و الکترونیکی و حتی قابل پیمایش56 تهیه و تدوین میشوند. از آنجا که کاربران غالباً با اصطلاحنامه آشنایی نداشته و مفاهیم و علائم اختصاری اصطلاحنامهای نیز برای آنها نامأنوس است، اصطلاحنامهنویسان برای تهیه اصطلاحنامه بازیابی اطلاعات، تمایل دارند که سیستم را طوری طراحی کنند که اصطلاحنامه مخفی باشد و به طور خودکار از طریق جستجوی کاربر فعال شود. کتابخانههای دیجیتال معمولاً از این شیوه برای ساماندهی اطلاعات استفاده میکنند (گرین برگ، ، ص 117-118).
2 – 4 – اهمیت و ضرورت تدوین اصطلاحنامه
میتوان ادعا نمود که اهمیت و ضروت اصطلاحنامه بیشتر در حوزه نظامهای اطلاعرسانی است. اصطلاحنامه با ارائه مفاهیم، روابط معنایی بین مفاهیم و یادداشتهای دامنه موجب یکدستی اطلاعات در زمینههای موضوعی مختلف میشود و در نتیجه بهکارگیری آن در نظامهای ردهبندی و نمایهسازی به برقراری تعامل و تفاهم بین کاربر و اطلاعرسان منجر شده و در نتیجه بازیابی اطلاعات تا حد ممکن بهبود مییابد. در واقع اصطلاحنامه با ارائه یک مدل ذهنی و یک نقشه معنایی نیازهای اطلاعاتی نمایه ساز را در ساماندهی به انبوهی از مدارک و نیازهای کاربر را در جستجوی موفقتر مرتفع میسازد. اصطلاحنامه به عنوان واسط و زبان میانجی در بازیابی اطلاعات بهکار میرود که بین نمایهساز و کاربر تفاهم ایجاد میکند (محمدی و علیدوستی، 1386، ص 22-28).

2 – 5 – اهداف اصطلاحنامه
اهداف اصطلاحنامه را از دو منظر کاربرد و ساختار، میتوان به دو هدف عمده ذخیره و بازیابی اطلاعات و سازماندهی دانش یا همان ترسیم نقشه معنایی یک حوزه علمی تقسیم کرد که برای هر کدام از آنها میتوان اهداف فرعیتری ذکر نمود.
ذخیره و بازیابی اطلاعات
انطباق واژههای نمایهساز با زبان کاربر به منظور بهبود کیفیت بازیابی اطلاعات (ایچسن و دکسترکلارک، 2004، ص6)؛
مدیریت و کنترل ویژگی فازی بودن57 زبان و جلوگیری از ریزش کاذب مدارک (نیلسن، 2004، ص 74)؛
ساماندهی به مدارک چاپی پیشین؛
تبدیل زبان متفاوت نویسندگان مباحث یکسان به زبان مشترک و قابل بازیابی برای کاربر
حفظ یکپارچگی و انسجام مطالب چاپی و برخط با استفاده از یادداشتها و ارجاعات مناسب (بلمرز58، 2006، 115-121)؛
افزایش سرعت جستجو و صرفهجویی در زمان بازیابی مدارک؛
کاهش چشمگیر تفاوتهای مفهومی نمایهساز و کاربر از یک اصطلاح موضوعی (میلر، 1997، ص 488-490)؛
افزایش جامعیت با بهکارگیری اصطلاحات اعم (چشمه سهرابی، 1379، ص 59)؛
افزایش مانعیت با بهکاربردن اصطلاحات اخص؛
افزایش میزان ربط در بازیابی مدارک؛
تسهیل تحلیل مفهومی و ترجمه در نمایهسازی؛
برقراری امکان جستجوی چندزبانه مطلوبتر (نوروزی چاکلی، 1383، ص 135-136)؛
رتبهبندی نتایج حاصل از جستجو (فیدل59؛ 1991؛ به نقل از بهمنآبادی، 1379، ص 80)؛
استفاده از اصطلاحنامه در چکیدهنویسی و نمایهسازی (براتون، 2006، ص 6)؛
. استفاده از اصطلاحنامه در تهیه سرعنوانهای موضوعی (همان، ص 26)؛
ترسیم نقشه معنایی دانش
نمایش روابط ترادف، وابستگی و سلسلهمراتبی اصطلاحات حوزهای از دانش (ایچسن و دکسترکلارک، 2004، ص 105-119)؛
ارائه اصطلاحات استاندارد در حوزهای مشخص از دانش (نشاط و امیرحسینی، 1381، ص 214)؛
تحلیل و مفهومسازی نیاز اطلاعاتی (سورگل60، 1998 ؛ به نقل از بهمنآبادی، 1379، ص 80)؛
یاری رساندن به پژوهشگر برای انتخاب موضوع پژوهش؛
ارائه گزینههای جایگزین در هنگام جستجو با استفاده از اصطلاحات مشابه؛
ارائه تصویری کلی از یک حوزه دانش به نمایهساز غیرمتخصص و کاهش خطاپذیری وی در امر نمایهسازی؛
افزایش اصطلاحات و مفاهیم جدید به نقشه معنایی دانش؛
حذف واژهها و مفاهیم مطرود از نقشه معنایی؛
اعمال تغییرات و اصلاحات صورت گرفته در واژهها و مفاهیم واژگانی.

2 – 6 – تفاوت اصطلاحنامه با سرعنوانهای موضوعی
سرعنوان موضوعی61 فهرستی از اصطلاحات ساده یا مرکب است که کتابداران و فهرستنویسان از آنها برای معرفی موضوع کتابها استفاده میکنند (زهادی، 1385،ص 1406 ذیل سرعنوان موضوعی). لازم به ذکر است که تا قبل از ظهور اصطلاحنامهها از سرعنوانهای موضوعی در نمایهسازی استفاده میشد اما تغییر بنیادین در نظامهای ذخیره و بازیابی اطلاعات و همچنین افزایش حجم مدارک، ضرورت استفاده از ابزار دقیقتری برای نمایهسازی و جستجو را ایجاب کرد. در واقع میتوان گفت که اصطلاحنامه صورت پیچیده و تکامل یافتهتری از سرعنوانهای موضوعی است (مهراد و فلاحتی فومنی، 1384، ص 110؛ لانکاستر، 1379، ص 47). اما علیرغم همپوشانی بین این دو ابزار تفاوتهای عمدهای بین آنها وجود دارد که در ذیل به آنها فهرستوار اشاره میشود:
اصطلاحنامه ابزار مهم نمایه سازی و سرعنوان موضوعی ابزار مهم فهرستنویسی است؛
سرعنوان موضوعی فقط به ترتیب الفبایی مرتب میشود در حالی که اصطلاحنامه به شکل سلسله مراتبی نیز تنظیم میشود؛
در اصطلاحنامه ارجاعهای اعم، اخص و وابسته کاملاً تفکیک شدهاند در حالی که در سرعنوان موضوعی چنین تمایزی مورد توجه نیست؛
در اصطلاحنامه از اصطلاح خاص به اصطلاح عام ارجاع وجود دارد در حالیکه در سرعنوان موضوعی چنین ارجاعی وجود ندارد؛
اصطلاحنامه بر خلاف سرعنوان موضوعی به کاربرد اخص اصطلاحات توجه بیشتری دارد؛
در اصطلاحنامه از به کاربردن اصطلاح مقلوب اجتناب میشود در حالیکه در سرعنوان موضوعی به استفاده از عبارت مقلوب گرایش وجود دارد؛
اصطلاحنامه یک نظام پسهمارا62 و سرعنوان موضوعی یک نظام پیشهمارا63 است؛
اصطلاحنامه بر خلاف سرعنوان موضوعی به روابط معنایی و مفهومی اصطلاحات توجه ویژهای دارد؛
ارجاعهای موجود در اصطلاحنامه در نمایه ظاهر نمیشود اما ارجاعهای موجود در سرعنوان موضوعی به طور گزیده در فهرست الفبایی ذکر میشود (خسروی، 1374، ص نوزده- بیست؛ مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، 1382، ص 15؛ بابایی، 1384، ص 38)؛
از سرعنوان موضوعی برای تحلیل و بازیابی اکثر مدارک کتابخانهای و از اصطلاحنامه، برای ذخیره و بازیابی برخی مدارک کتابخانهای مانند مقالات مجلهها و برخی از ادواریها استفاده میشود (رهادوست، 1377، ص پنج).
2 – 7 – تفاوت اصطلاحنامه با واژهنامه64
منظور از واژهنامه، سیاهه و صورتی الفبایی از واژههای یک زبان است که اطلاعات لازم مانند تلفظ، ریشه، معنا، هممعنایی و … از واژه مورد نظر را بهدست میدهد (مرادی، 1382، ص 125). اگر چه بسیاری از افراد و حتی متخصصان فرهنگنگاری، اصطلاحنامه را همان واژهنامه میپندارند اما باید اذعان داشت که بین آنها تفاوتهایی اساسی وجود دارد که در ذیل به آن اشاره میشود:
در اصطلاحنامه رایجترین اصطلاح، به عنوان اصطلاح مرجح، مشخص شده و رابطه معنایی آن با سایر اصطلاحات و غالبا با نظم الفبایی، سلسلهمراتبی و گردان به تصویر کشیده میشود اما در واژهنامه واژهها بدون رعایت ارجحیت و تنها با شیوه الفبایی ارائه میشوند؛
در واژهنامه تعاریف و معنای واژهها حائز اهمیت است در حالی که در اصطلاحنامه فقط روابط معنایی نشان داده میشود و تنها در صورت لزوم، به معنای واژه در ذیل یادداشت دامنه اشاره میشود؛
اصطلاحنامه با داشتن یادداشت دامنه، روابط اعم، اخص و وابسته، ارجاعات وتدابیر دیگر، کاربرد هر اصطلاح را به دقت تعیین میکند در حالیکه در واژهنامه راهنمای کاربرد مورد به مورد واژهها وجود ندارد (مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، 1382، ص 16؛ بابایی، 1384، ص 38)؛
هدف از تهیه واژهنامه اطلاعیابی درباره واژهها و هدف از تهیه اصطلاحنامه افزایش حداکثر جامعیت و مانعیت در بازیابی اطلاعات است (رهادوست، 1377، ص چهار)؛
اصطلاحنامه به زبان کنترل شده و مقید و واژهنامه به زبان طبیعی و غیرمقید نگارش میشود.

2 – 8 – تفاوت اصطلاحنامه با طرحهای ردهبندی
“ردهبندی به طور عام به عمل سازماندهی علوم با شیوهای نظاممنداطلاق میشود”(چان،1379، ص 269) و طرح ردهبندی65، واژگان یک زبان مصنوعی و کنترل شده است که برای اهداف ویژهای، مخصوصاً برای پردازش و بازیابی اطلاعات، سازماندهی شده است (میلر، 1997، ص 488). همان طور که از تعریف طرح ردهبندی مشخص است بین طرح ردهبندی و اصطلاحنامه شباهتهایی وجود دارد اما موارد زیر تمایز این دو را مشخص میسازد:
اصطلاحنامه اساساً زبانشناختی است در حالیکه طرح ردهبندی مقولههای مفهومی را تشکیل میدهد؛
هدف از اصطلاحنامه یافتن واژههای مناسب و فشرده برای توصیف مدارک است در حالی که تأکید طرح ردهبندی بر روی داشتن مقولههای مفهومی کاملاً متمایز و جامع، به منظور ردهبندی و تنظیم انواع مدارک کتابخانهای است؛
شیوه تحلیل اصطلاحنامه، شیوه مقولهای66 و شیوه تحلیل ردهبندی، شیوه خوشهای67 است؛
اصطلاحنامه یک نظام پسهمارا و طرح ردهبندی یک نظام پیشهمارا است؛
تغییر مداوم اصطلاحنامه که ناشی از انعطافپذیری آن است مشکلی برای نظام نمایهسازی ایجاد نمیکند در حالی که تغییر سریع نشانههای ردهبندی مشکلات عملی بسیاری برای کتابخانهها بوجود میآورد؛
زبان طرح ردهبندی، زبان نشانهها و کدهای ردهبندی است مانند ردهبندی کنگره و دیویی، در حالی که زبان اصطلاحنامه یک زبان طبیعی مقید و کنترل شده است؛
نظم عمده طرح ردهبندی، نظم سلسلهمراتبی است و نظم الفبایی نسبت به آن فرعیتر است در حالی که در اصطلاحنامه نظم عمده، نظم الفبایی است و نظم سلسله مراتبی نسبت به آن فرعیتر است؛
اصطلاحنامه ابزار نمایهسازی اطلاعات برخی از انواع مدارک (عمدتاً مقالات مجلهها است) ولی طرح ردهبندی عمدتاً به منظور ردهبندی و تنظیم انواع مواد کتابخانهای بخصوص کتاب به کار میرود (میلر، 1997، ص 486-488؛ رهادوست، 1377، ص هفت-هشت)؛
اصطلاحنامه واژه-بنیاد و الفبایی است در حالی که طرح ردهبندی نظاممند و ردهای است (براتون، 2006، ص 5-6).

2 – 9 – روابط اصطلاحنامهای
همانگونه که در تعریف اصطلاحنامه ذکر شد اصطلاحنامه مجموعهای از واژگان کنترل شده است که روابط مفهومی بین اصطلاحات را به نمایش میگذارد. در این بخش به معرفی این روابط خواهیم پرداخت.
ویژگی قابل توجه روابط در واژگان کنترل شده این است که این روابط دو سویه هستند یعنی در ازای هر رابطهای که بین اصطلاح الف و ب وجود دارد باید رابطه متقابلی از اصطلاح ب به الف نیز وجود داشته باشد. این قانون در مورد همه روابط مفهومی لازم است.
سه نوع رابطه اصطلاحنامهای را میتوان در تمام اصطلاحنامهها مشاهده کرد:
2 – 9 – 1 – رابطه ترادف
رابطه ترادف زمانی برقرار است که یک مفهوم یکسان به وسیله دو یا چند اصطلاح بیان شود. همیشه یکی از این اصطلاحات نقش اصطلاح مرجح و اصطلاحات دیگر نقش اصطلاحات نامرجح را ایفا میکنند. این رابطه میتواند به دلایل مختلفی بین دو اصطلاح برقرار شده باشد که در ذیل به برخی از مهمترین آنها اشاره میشود.
اصطلاح مرجح و نامرجح میتوانند از دو ریشه زبانی متفاوت باشند مانند: حریق و آتش سوزی؛ و یا نامهای رایج و علمی یک مفهوم باشند مانند: نمک و کلرید سدیم؛ و یا اصطلاح رایج و منسوخ یک مفهوم باشند مانند: هواپیما و طیاره. این اصطلاحات میتوانند سرنام و نام کامل یک مفهوم باشند مانند: هما و هواپیمای



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید